منو
 صفحه های تصادفی
نماز جمعه
حیات زمین در گرو ظهور امام زمان(عج)
کالسیفیکاسیون
قصاص
حرکت محمدعلیشاه علیه مشروطه
کربوهیدراتها
لابرادوریت
محمد خدابنده صفوی
عاصم بن ثابت انصاری
والری پولیاکوف
 کاربر Online
1360 کاربر online
 : ادبی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline علی امامی 3 ستاره ها ارسال ها: 134   در :  یکشنبه 02 بهمن 1384 [10:10 ]
  خوشحالم از اینکه می بینم ...
 


سلام
مدتي است كه درادبيات ما سروكله ي مضاميني اين چنيني پيدا شده وبه طور فراگيري
منتشر شده است وحتي به طور فراگير مجموعه اي از اين متن هاي كوتاه را در كتب كوچكي
جمع آوري ومنتشر مي كنند:

سالها پیش زمین لرزه ای در شهر ما به وقوع پیوست همه ترسیده بودند همه چیز در هم ریخت. برخی از مردم از خانه هایشان بیرون دویدند . عده ای از ترس می لرزیدند. برخی از مردم ازخانه هایشان بیرون دویدند. عده ای از ترس لرزیدند برخی دیگر از هوش رفتند . عده ای جعبه جواهراتشان را چسبیده بودند . اما در این میان یک نفر آسوده خاطر و آرام بود.
خواهر شانتی Shanti از او پرسیدند:شما نمی ترسیدند؟
او جواب داد: نه، خوشحالم از اینکه می بینم خدایی دارم که می تواند دنیا را بلرزاند

نظر اهالي متخصص ادب پارسي درباره ي اين متون چيست؟

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline ندا عربان 3 ستاره ها ارسال ها: 102   در :  یکشنبه 02 بهمن 1384 [10:21 ]
  > خوشحالم از اینکه می بینم ...
 

شگفت آور نیست
هر روز انسان یک شب تاریک است
هیچ کس نمی داند دقیقه بعد چه رخ خواهد داد

و با این وجود همگان رو به جلو پیش می روند
چون اعتماد می کنند

چون ایمان دارند

  امتیاز: 0.00