منو
 صفحه های تصادفی
خنده
کاربرد استرلاب
توصیه امام جواد علیه السلام به حاکم سیستان درباره یکی از یاران
آناتومی بینی
ذره آلفا
آتشفشان شناسی
امام علی علیه السلام و نامرغوب ترین خرما
مشاوره ژنتیکی در ازدواج خویشاوندی
گرافهای اویلری
مهریه، مهر، کابین، صداق
 کاربر Online
364 کاربر online
 : ادبی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline نگار پارسا 1 ستاره ها ارسال ها: 9   در :  یکشنبه 06 آذر 1384 [11:00 ]
  اگر جناب حافظ اینطوری بود...
 


فرض کنید یک حافظ داریم که شبیه حافظ های دیگر نیست. قیافه عبوس پژوهشی ندارد، بر سر معنی تمام غزل ها و بیت ها و

مصراع هایش نباید چک و چانه زد، اصلا از آن حافظ های شصت هفتاد ساله قرن هشتمی که به دویست سالگان امروز می ماند

نیست؛ سر تا پا فاضل، همنشین پیر مغان و فلان و بهمان. نه، این یک حافظ شوخ و شنگ، جوان خوش دل، خوش زبان، و

گرفتارعشق مثلا "جهان خاتون" است؛ جهان خاتونی که وجود داشته و شرح حال و آثارش را می توان در تاریخ ادبیات

یافت و خواند، نه شاخ نباتی که نمیدانیم در حقیقت وجود داشته یا مجازی است و تکلیف مان هنوز با او روشن نیست. ....

حالا با این جناب حافظ حرفی دارید؟....

  امتیاز: 3.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline حمیده کاشیان 3 ستاره ها ارسال ها: 195   در :  سه شنبه 08 آذر 1384 [19:28 ]
  > اگر جناب حافظ اینطوری بود...
 

سلام

این حافظی که فرمودید باز هم دست نیافتنی است اگر ، همین دیوان غزلیات را داشته

باشد

حافظ بیت هایی دارد که انسان را حیران می کند

مثلا همین یک بیت را ببینید:

چشمی که نه فتنه ی تو باشد

چون گوهر اشک غرق خون باد

یا مثلا

ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن

خال و خط تو مرکز حسن و مدار حسن

در چشم پر خمار تو پنهان فسون سحر

در زلف بی قرار تو پیدا قرار حسن

و از این دست بسیار است . . . . .

به نظر من حافظ دست نیافتنی ترین شاعر است

  امتیاز: 3.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline محمد خالدی 3 ستاره ها ارسال ها: 153   در :  چهارشنبه 09 آذر 1384 [08:30 ]
  > اگر جناب حافظ اینطوری بود...
 

سرکار خانم پارسا، شما به زیبایی و با بیانی شیوا و دلنشین، چالشی را مطرح کردید که فرا روی نسل امروز ماست. من با معنی کردن اشعار، شدیدن مخالفم، کاری که متاسفانه در مدارس ما رواج دارد و هیچ نتیجه ای هم در بر نداشته است.

تصور بکنید که یک معلم چقدر باید آسمان و ریسمان را به هم ببافد تا به دانش آموز (یا دانش جو) القا کند که مثلن منظور حافظ از شراب، می انگوری نیست بلکه چه و چه است. سوالی که در ذهن شنونده ی کنجکاو مطرح می شود این است که: آیا می توان پذیرفت شخصی شراب خوردن را بد بداند، اما مثلن التذاذ از لحظه ی وصل یار را به مستی شراب تشبیه کند؟ یا این شخص اصلن از کجا می داند که شراب خوردن و مستی یعنی چه که حالا بخواهد امری این چنینی (وصل یاری که به قول شما شرح حال و آثارش را نمی توان در تاریخ ادبیات یافت و خواند) را به آن نسبت دهد؟
یا از سعدی (که دست بر قضا آدم شوخ و شنگی بوده و در وصف شاهدان می کده، آن چنان نوشته ها و سروده هایی دارد که کمتر عقل سلیمی از آن برداشت های معنوی و آن دنیایی می کند) یک مصلح اجتماعی می سازند که انگار نه انگار او هم آدمی بوده از جنس ما و جایز الخطا.

و در نهایت به جایی می رسیم که شعر/نثر شاعر/نویسنده را آن چنان قلب معنا می کنیم که یقین دارم خود شاعر/نویسنده اگر زنده بود/است، متحیر می شد/می شود.
حال آن چه همچنان باقیست آن است که، تا کی و کجا این راه را می خواهیم ادامه دهیم؟

  امتیاز: 3.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline محمدموسویان 2 ستاره ها ارسال ها: 47   در :  چهارشنبه 09 آذر 1384 [10:15 ]
  > اگر جناب حافظ اینطوری بود...
 

سلام
این که دیگه جناب حافظ نیست
این یک آدم است فوقش در حد مجنون و فرهاد وبیژن و...که جز اساطیر عاشق پیشه ی ادبیات ما هستند.
اتفاقا فرق حافظ با این ها در این است که او از مجنون وفرهاد و... گذشته بود.
راستی حافظ می تواند با این ویژگی هایی که شما آن را تعریف کرده اید با مثلا مجنون همزیستی کند؟
یا حد بیشتری دارد؟

  امتیاز: 2.40    نمایش یاسخ های این پست  
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline محمدموسویان 2 ستاره ها ارسال ها: 47   در :  دوشنبه 21 آذر 1384 [11:06 ]
  > اگر جناب حافظ اینطوری بود...
 

با سلام

این آقای سالم را خیلی دست کم گرفته بودیم.
ناگهانی از خواب برخواسته اند و چه چیزهای عجیب وغریبی دیده اندومی گویند.
مرا یاد مرحوم ناصر خسرو قبادیانی می اندازند!!!!!!
ای حافظ !
ای ستاره ی درخشان!
کجایی که ببینی؟
راستی کمی هم یاد مرحوم مولوی افتادم آنجا که می گویند
27000 بیت مثنوی اش همان
بشنو از نی چون حکایت می کند ...
است.
ای مولوی !
ای ستاره ی درخشان !
تو کجایی؟
البته کمی هم دلم برای حافظ سوخت
ادم این همه زحمت بکشد انوقت بگویند همه ی ابیاتش همان بیت اول است!!!!
خب اینقدر شعر نمی گفتی حافظ جان!!!
باز به معرفت مولوی شناسان که یک قطعه مثنوی را معادل 27000 بیت می دانند.


  امتیاز: 0.00