منو
 صفحه های تصادفی
لپ تاپ
رس
مقدار دما
دیاژنز ماسه سنگ
چرخ ریسک آبی رنگ
نفت ایران در عصر جهانی شدن
تولید نوترون
صیغه عقد فاطمه علیهاسلام
اسمز
عائذ بن مجمع و شهادت در کربلا
 کاربر Online
319 کاربر online
 : ادبی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  جمعه 27 آبان 1384 [08:58 ]
  سیمین دانشور
 

سیمین دانشور در خانه ادبیات ایستاده است


علیرضا سیف الدینی
جایی که سیمین دانشور ایستاده ، خانه ادبیات است. به خانه ادبیات نمی توان وارد شد مگر با شرافت نویسندگیmrgreen. شرف نویسندگی حکم می کند که هر نویسنده شریفی به جاری بودن اندیشه و خیال بیندیشد. شرافت نویسندگی مرادف است با تفکر و تخیل که باید آزاد باشد و بی حد و حصر. سیمین دانشور حق داد به ادبیات بیندیشد و در اندیشه نگاهبانی از آن باشد.cool سیمین دانشور و هر نویسنده شریف دیگر حق دارد برای رسیدن و ورود به خانه ادبیات بکوشد. خشت های خانه ادبیات را هیچ چیز نمی سازد مگر شرف نویسندگی.
سیمین دانشور اگر به نشانه دیگر جز خانه ادبیات دعوت شود این اختیار را دارد که بپذیرد یا نپذیرد.
پهناوری عرصه ادبیات و ارائه آن یا نمایش وسعت دامنه تخیل و تفکر و به طور کلی آن چه اثر را می آفریند چیزی نیست که به سادگی بتوان آن را نادیده گرفت یا از میان برد.
اگز از نظر صاحبان نشانی های دیگر تخریب ادبیات از نان شب هم واجب تر است چرا نباید برای شیفتگان نشانی اصلی، ساختن خانه ادبیات واجب تر از نان شب باشد؟

اگه شما هم اطلاعاتی درمورد سیمین دانشور دارید خوشحال میشم ارائه کنید!!!biggrinwink

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline لیلا مهرمحمدی 3 ستاره ها ارسال ها: 411   در :  شنبه 28 آبان 1384 [06:38 ]
  > سیمین دانشور
 

سیمین دانشور
بانوى قصه ها
نام سیمین دانشور با نام داستان و رمان ایرانى گره خورده و ترجمه هاى بى نظیرى از او در این حوزه چاپ شده است.
او از پیشکسوتان و نام آوران داستان نویسى معاصر ایران است.

دکتر سیمین دانشور متولد ۱۳۰۰ شیراز
تحصیل در مدرسه انگلیسى مهرآیین ۱۳۰۶
ورود به دانشگاه ادبیات دانشگاه تهران ۱۳۱۷
فوت پدر و همکارى با رادیو ایران ۱۳۲۰
همکارى با روزنامه ایران ۱۳۲۳
چاپ اولین مجموعه داستانهاى کوتاه با نام «آتش خاموش» ۱۳۲۸
دریافت درجه دکتراى ادبیات فارسى دانشگاه تهران و ترجمه سرباز شاه کلاى ۱۳۲۹
چاپ داستانهاى کوتاه در مجله باتو، امید و روزنامه کیهان ۱۳۲۹
ازدواج با جلال آل احمد ۱۳۳۰
بورسیه آمریکا براى تحصیل دررشته زیباشناسى در دانشگاه استنفورد ۱۳۳۲
ترجمه و انتشار باغ آلبالو و دشمنان آنتوان چخوف ۱۳۳۳
بازگشت به ایران و تدریس در مدرسه هنرهاى زیبا ۱۳۳۴
سردبیرى مجله نقش و نگار ۱۳۳۵
همکارى در یک پروژه باستان شناسى با کلنل علینقى وزیرى ۱۳۲۸
انتشار ده داستان کوتاه با نام شهرى مثل بهشت ۱۳۴۰
مرگ جلال و چاپ سووشون ۱۳۴۸
ترجمه، چاپ و انتشار چندین مجموعه داستان
بازنشستگى به عنوان استادیار دانشگاه تهران ۱۳۵۸
چاپ کتاب مرگ جلال ۱۳۶۰
ترجمه جزیره سرگردانى، چاپ کتاب شناسایى و درک هنر و...
چاپ کتاب ساربان سرگردان ۱۳۸۰ و...

لقب «بانوى قصه ایران» را پیشروترین منتقد و کارشناس ادبیات معاصر ایران، براى اولین بار درباره این بانوى فرهنگ ایران به کار برد و به قول قدما: انصاف را که این لقب نه حد اوست بلکه صرفا «قصه نویس» دانستن خانم سیمین دانشور برخطاست. اهمیت نقش تدریس و خدمات دانشگاهى او در کنار ترجمه هاى شیوایش، به علاوه شخصیت گیرا و خاص او، چنان متمایزش مى کند که محدود ساختن او به یک عنوان خاص، نوعى «حق ناگزارى» است. او مصداق حقیقى نام خویش است: «دانشور؛ آزاد و همیشه آموزگار».

خانواده دانشور در شیراز، اهل فرهنگ و داراى ثروت و نفوذ بوده اند. شرایط استثنایى تحصیل در شیراز را نیز نباید از نظر انداخت. آموختن زبان انگلیسى در این شهر شاید به مراتب دستیاب تر بود تا هر شهر دیگرى و وجود انواع میسیون، و مدارس خارجى و معلمین خوب و کتابخانه هاى پرو پیمان و روزنامه هاى پربار محلى (نسبت به شرایط فرهنگى آن زمان) ، از اجزاى سازنده سرنوشت فرهنگى او بودند. این خوش اقبالى، چه در تهران که محضر خانم دکتر فاطمه سیاح و فروزانفر و معین و... را مى دید و چه در هنگامى که در آمریکا، نزد والاس استگز، داستان نویسى را مى آموخت، همراهش بود..

نسل او در دانشکده ادبیات، استادانى را به خود دید که نسلهاى بعدى و صف آنها را فقط در کتابها خوانده اند. کتابدار دانشکده ادبیات، شخصیتى مثل پروین اعتصامى بود و دفتردار دانشکده هنرهاى زیبا، بزرگى مثل صادق هدایت که سالها پیش از آن به شیراز آمده و با راهنمایى سیمین که در آن وقت به قول خودش «دختر بچه سیاسوخته باهوشى» بود، به محله هاى پایین شهر شیراز رفته و اصطلاحات و ضرب المثل هاى مردم فرودست را یادداشت کرده بود. چندسال از پایان جنگ جهانى دوم مى گذشت، ولى اوضاع بر سیمین و پیرامون او شیرین بود. در همین سالهاى دانشکده با «جلال» آشنا شد و این پیوند تا بیست سال بعد که جلال در «اسالم» به خاک و هوا و آتش پیوست، ادامه یافت..
در آمریکاى دهه ۱۹۵۰، دوره تخصصى ادبیات و قصه نویسى را دید و در هنرستان موسیقى، به تدریس زیباشناسى و تاریخ هنر پرداخت..

در همین سالها، کار عظیم نگارش رمان «سووشون» را طرح ریخت. بدین ترتیب، اولین رمان بلند فارسى به قلم یک بانوى نویسنده تحصیلکرده و فرهیخته و بدون اتکا به پشتوانه فرهنگ خانوادگى و با آوازه همسرش منتشر شد. کتاب، از پرفروش ترین رمانهاى تاریخ ادبیات فارسى بوده و تا به حال شاید به اندازه حجم خود آن چند صد صفحه درباره اش نقد و بررسى و تعریف و تمجید نوشته شده است. بین زمان انتشار سو وشون و رمان «جزیره سرگردانى»، بیش از بیست و پنج سال فاصله زمانى بوده است. تغییر زاویه دید و انسجام بافت نثر سیمین دانشور در مقایسه بین این دو رمان، روشن و روشن تر مى شود.. گذشته از این رمان ها، مجموعه داستانهاى کوتاه سیمین دانشور را نباید فراموش کرد. عده اى از کارشناسان ادبیات داستانى، او را اساسا نویسنده داستانهاى کوتاه مى شناسند و آنها را روانتر، خوشخوانتر و مطلوبتر از رمانهایش مى یابند. وضوح در توصیف ها، نیروى وصف، فضاسازى و تصویرسازى، انعکاس لحن و احساسات زنانه و بویژه روحیه مادرانه، تسلط به کاراکتر گفتارى مردم طبقات مختلف و جنبه مردمى قومى آثار او، نکاتى است که دوستداران داستانهاى کوتاهش جملگى برآن اتفاق نظر دارند. اگرچه تمام طیف خوانندگان این داستانها، از دوستداران نیستند ولى منتقد و غیرمنتقد، از کتاب تازه درآمده سیمین دانشور به آسانى صرفنظر نمى کنند و خوانندگان آثار او همیشه ثابت و منتظرند.



  امتیاز: 2.40     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  جمعه 14 بهمن 1384 [07:01 ]
  > سیمین دانشور
 

من یک تحقیق مهم درباره سیمین دانشور دارم شما میتوانید به من کمک کنید لطفاbiggrin

  امتیاز: 0.00