منو
 صفحه های تصادفی
تاریخ ولادت امام صادق علیه السلام
مهدی الهامی کلوانق
وجه آینده جنگهای
نوع تیرهای حمال
مربی بهداشت مدارس
پاسخ روشنگرانه امام کاظم علیه السلام به هارون الرشید
دندانپزشکی
دکتر زرین کوب
باریتین
چمنزارهای آفریقای جنوبی
 کاربر Online
898 کاربر online
 : باشگاه دانش آموزی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  شنبه 30 مهر 1384 [13:48 ]
  چو ایران نباشد تن من مباد
 

دارا
در این بحث من دوست دارم جوانان بیشتر شرکت کنند و به ما با زبان حودشان و بدون سانسور بگویند که وطن پرست کیست منهم بینابین آن نظراتم را خواهم گفت .

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  دوشنبه 02 آبان 1384 [13:28 ]
  > چو ایران نباشد تن من مباد
 

دارا
دوستان جوان و دانش پژوه من راه همه شما به این بحث باز است و برای این بحث ما سرقفلی از کسی نمیگیریم و چیزی از شما گروگان نگه نداشته ایم تا شما وطن پرستی خود را با آن بیان کنید , مگر ما ایرانی نیستیم و مگر ما اهل این آب و خاک نیستیم آیا ما برای اینکه بگوییم که میهنمان را دوست داریم باید به کسی باج بدهیم ؟ آیا اگر تو ای دانش پژوه خواستی به زبان خود و با احساس خود و در سطح دانش خود ایرانت را آنچنان که دوست میداری تعریف کنی کسی میتواند بگوید که تو وطن پرست نیستی ؟ وطن پرستی مستقل از دانش و درس و تحصیل و همه اینهاست , وطن همه چیز ماست ,وطن خونی است که در رگ های ما بالا و پایین میرود وطن مادر ماست خواهر ماست برادر و پدر و همه چیز ماست و اگر حتی نتوانیم در قالبی آنرا تعریف کنیم زندگی ما آنرا به زبان حال بیان میکند ,بیایید نگذاریم عده ای که منافعشان ایجاب میکند وطن این اعتبار ما را در ید قدرت خویش بگیرند و این تعلق طبیعی را دوباره به ما بفروشند , ما نیازی به تعریف و تایید کسی نداریم و یقینی بالا تر از آنرا نمیشناسیم که اهل ایرانیم و وطنمان را دوست داریم , ما برای اینکه مهرمان را به میهن خود بدانیم به دلمان رجوع میکنیم و یقین دلمان را به نسیهء گفتاری پوچ و کینه ورزانه نمیفروشیم , ما راه کسی را برای دوست داشتن وطنش سد نمیکنیم و سخنش را در همان بار اول میپذیریم و نیازی به اثبات و نشان دادن و دلیل آوردن نداریم , هر که میگوید که ایرانی است سخنش بر ما حجت است و کسانی که آنرا بر زبان میرانند به دل ما راه دارند و ما به آنان اطمینان میکنیم و آنان را از خودمان میشماریم . در تاریخ ایران ایرانیان بیشماری از این میهن به دلایل گوناگونی مهاجرت کرده اند ولی عشقشان به میهنشان را هرگز نگسیخته اند در اینجا ذکری از بزرگترین و نامدارترین میهن پرست ایرانی پدر ملی ما فردوسی بزرگ بیجا نیست که از دست مزدوران و ماموران مخفی محمود غزنوی مجبور به ترک غزنه شد و مدتی را در مازندران گذراند (چو فردوسی از غزنه آمد برون ---از آنجا به مازندران شد درون ) رسالتی که بر دوش فردوسی بود چیزی نبود که هر کسی که مقارن او بود از پس آن بر آید , گویی زمانه چنین سخندان فرزانه ای را در خفا پرورانده بود تا صد ها سال به افکار ایرانی خوراک ملیت برساند و روح ملی را در دل ایران زنده نگاه دارد , فرزانگان زمانِ او از شخصیت وی کاملا آگاه بودند و بدین دلیل بود که این وظیفه را به او سپردند تا او باشد که ایرانیان را برای نجات ایران بخواند و او یاد آور وظایف ملی ایرانیان در طی تاریخ باشد .این بود که کتاب خداینامه ءدانشور دهقان را که ایرانیان پس از حمله اعراب محافظت کرده بودند و همچون دلی در کالبد زمان برای چهارصد سال نگاه داشته بودند و آن داستانهای ملی ایرانیان بود که احساس و ایمان و عشق و یزدان پرستی و باور ایرانی و خلاصه همه چیز را در خود داشت به فردوسی سپردند تا او آنرا به زیور شعر حماسی بیاراید .

فردوسی خود آنرا به شعر حماسی و به زیبایی سروده است :

به شهرم یکی مهربان دوست بود
تو گفتی که با من یکی پوست بود
مرا گفت خوب آمد این رای تو
به نیکی گراید همی پای تو
نبشته من این نامهء پهلوی
به پیش تو آرم مگر نغنوی
گشاده زبان و جوانیت هست
سخن گفتن پهلوانیت هست
تو این نامه خسروان باز گوی
بدین جوی نزد مهان آبروی
چو آورد این نامه نزدیک من
بر افروخت این جان تاریک من

هم میهنان و دوستان جوان ایرانی من ما در هر کجای دنیا که باشیم ایرانی هستیم نگذارید کسی به شما غیر این را تلقین کند این گفته ها همه پر از حسد و کینه و نفاق است و ایرانیان آگاه خود را به این ننگ نمی آلایند اگر گفتید ایرانی هستید ایرانیتتان را زیر سوال میبرند اگر گفتید مسلمانید شما را مسلمان آمریکایی میخوانند اینها به هیچ چیز راضی نخواهند شد کوشش نکنید خودتان را درگیر بحث با اینها کنید . پاینده ایران و ننگ بر جاهلان و شب پرستان . دوستان بیایید و حرف دلتان را بزنید و به هر زبانی که میدانید عشقتان به ایران را عنوان کنید همینقدر که ایرانی خود را بحساب آورید روی چشم ما جا دارید .

تو فکندی ز وطن دور مرا دستم گیر
که چنین بی دل و بی صبر ز حب الوطنم (عطار نیشابوری)

در سفر گر روم بینی یا ختن
از دل تو کی رود حب الوطن ؟ (مولوی)


  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline مهدیار نوید 3 ستاره ها ارسال ها: 500   در :  سه شنبه 10 آبان 1384 [03:43 ]
  >چو ایران نباشد تن من مباد
 

آقای دارا

میشه بفرمائین شما که اینقدر برای ایران و ما مردم سینه چاک می کنید و دم از وطن می زنید تا حالا برای ایران چه کار کرده اید؟

  امتیاز: 0.00    نمایش یاسخ های این پست  
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  سه شنبه 10 آبان 1384 [13:39 ]
  > چو ایران نباشد تن من مباد
 

دارا
من پاسخی به پرسش های شما نوشتم ولی استبداد شما ها و همکاران شما نمیگذارد نظراتم واکنش پیدا کند یا همه را حذف میکنند و یا جا های کلیدی آنرا میزنند , از بی آبرو شدنشان وحشت دارند , خانم به این نمیگویند وطن پرستی وقتتان را دارید تلف میکنید . اگر ایرانی ها طرفدار شما هستند چرا میترسید ؟

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  سه شنبه 10 آبان 1384 [13:45 ]
  > چو ایران نباشد تن من مباد
 

شما خانم اول مال خودتان را بفرمایید تا ما بدانیم شما چکاره اید و وقت ما را بیخودی نخواهید گرفت , ما ادعا نکرده ایم که کار بزرگی برای ایران کرده ایم, ولی خدا را شکر میگوییم که در خیل جاهلان جا نگرفتیم و او ما را یاری کرد تا فرق ارتجاع و ایراندوستی را بدانیم و در دام غافلانی که نقاب دین بر چهره دارند نیفتیم و دین را وسیله فریب و تحمیق مردم نه تنها نکنیم بلکه به فریب خوردگان هشدار دهیم و به یادشان بیاوریم که غرور ایرانیت را به مرداری پلید نفروشند و اگر گرداب دارد آنان را بدرون میکشد به یاد فردوسی ها ابومسلم ها و یعقوب لیث ها باشند , من هم هر چه که تا بحال وظیفه خود میدانسته ام هر چند کوچک تا آنجا که عقیده و باورم مرا راهنمایی کرده عمل کرده ام و همچنین میدانم که عقیده من اعتبار دارد و من آنقدر خوار نیستم که حس و دل و عقلی را که آفریدگار من به من داده بی ارزش به حساب آورم و بگذارم که ابزار دست نادانان و سفیهانی گردد که از کار های روز مره شان عاجزند , اگر میدانستم که مرا سانسور نمیکنند برایتان مثال هایی میاوردم که یقین کنید راه غفلت کدام است , اگر شما تا بحال آنرا از کار هایی که به سر ما میاید نفهمیده باشید گمان نمیکنم توضیحات من شما را بیدار کند .

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  چهارشنبه 11 آبان 1384 [09:27 ]
  > چو ایران نباشد تن من مباد
 

دارا

سراسر ببندید دست هوا
هوا را مدارید فرمانروا (فردوسی)


باز آ باز آ هر آنچه هستی باز آ
گر کافر و گبر و بت پرستی باز آ
این درگه ما درگه نومیدی نیست
صد بار اگر توبه شکستی باز آ ( خیام )


مبادا که گستاخ باشی به دهر
که زهرش فزون باشد از پای زهر (همان پاد زهر است)

از حکیم فردوسی

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline نیر فارابی اصل 3 ستاره ها ارسال ها: 630   در :  پنج شنبه 12 آبان 1384 [04:14 ]
  > چو ایران نباشد تن من مباد
 

با سلام
به نظر من درسته که ایران ما آن طور که باید هنوز جایگاه واقعی خود را در بین جوامع توسعه یافته و علمی باز نکرده ، ولی همینش هم خودش کلی برای ما ارزش و اعتبار داره. و کسانی هم که ارزش اون رو درک نمیکنند ، پیشنهاد میکنم یه سر برند یک کشور دیگه یه مدت کوتاه بمونند . بعد بیاند و خدا وکیلی نظرشون رو بدند. ( البته منظور من فقط جنبه علمی قضیه نیست )

  امتیاز: 0.00