منو
 صفحه های تصادفی
امام مهدی علیه السلام و چگونگی یاد کردن او
آماده سازی کیهان نوردان
دیتاسنتر
سفالگری دوره میانه اسلامی
روایتی در باب پول خواستن
نسبت ائمه با پیامبر
قراقویونلو
نامهای امام علی علیه السلام در آسمان
خزانه دار دانش الهی
ذره بتا
 کاربر Online
293 کاربر online
 : ادبی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  جمعه 25 شهریور 1384 [06:23 ]
  دیگر نمانده هیچ
 

دارا



دیگر نمانده هیچ
دیگر نمانده هیچ به جز وحشت سکوت
دیگر نمانده هیچ به جز آرزوی مرگ
خشم است و انتقام فرومانده در نگاه
جسم است و جان کوفته در جستجوی مرگ
تنها شدم ، گریختم از خود ، گریختم
تا شاید این گریختنم زندگی دهد
تنها شدم که مرگ اگر همتی کند
شاید مرا رهایی ازین بندگی دهد
تنها شدم که هیچ نپرسم نشان کس
تنها شدم که هیچ نگیرم سراغ خویش
دردا که این عجوزه ی جادوگر حیات
بار دگر فریفت مرا با چراغ خویش
اینک شب است و مرگ فراراه من هنوز
آنگونه مانده است که نتوانمش شناخت
اینک منم گریخته از بند زندگی
با زندگی چگونه توانم دوباره ساخت ؟

نادر نادرپور




  امتیاز: 1.20     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  چهارشنبه 06 مهر 1384 [13:18 ]
  > دیگر نمانده هیچ
 



دارا جان شعر غمگینی از نادر نادرپور گذاشتی خیلی دلم را گرفت
شروین

  امتیاز: 1.20     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline سامانتا 1 ستاره ها ارسال ها: 16   در :  یکشنبه 10 مهر 1384 [04:29 ]
  > دیگر نمانده هیچ
 

دارا جان سلام
دستت درد نکنه
شعر زیبایی بود
جانا سخن از زبان ما میگویی
بازم بنویس
قربونت:شیرینconfused

  امتیاز: 0.60     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline سامانتا 1 ستاره ها ارسال ها: 16   در :  یکشنبه 10 مهر 1384 [21:02 ]
  > دیگر نمانده هیچ
 

هستی از کف داده ام رنج و ملالم را ببین
میچکد خون دلم از دیده حالم را ببین
روزگاری شد که خاکسترنشینم از فراق
حاصل دوران کوتاه وصالم را ببین
هر خط پیشانی من یادگار ماتمیست
دفتر شوریدگیهای خیالم را ببین
ایمنی در دامن این باغ از صیاد نیست
باورت گر نیست خون آلوده بالم را ببین
نوبت من دیر شد تر کُن لب خشک مرا
بار رفتن بسته ام ساقی مجالم را ببین
روزی من کم نشد از خوان احسان فلک
می خورم خون جگر رزق حلالم را ببین
عضوعضوم می زند فریاد که ای غافل ز خویش
آفتابی بر لب بامم زوالم را ببین
رنگ چون برگ خزانم را تماشا کن"سهی"
رنج و اندوه گذشت ماه و سالم را ببین
قربون همتون:شیرین
شعر از:ذبیح الله صاحبکار متخلص به "سهی"

  امتیاز: 0.60     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline علی امامی 3 ستاره ها ارسال ها: 134   در :  دوشنبه 11 مهر 1384 [16:42 ]
  > دیگر نمانده هیچ
 

هی فلانی !

زندگی شاید همین باشد . . .

  امتیاز: 2.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  سه شنبه 12 مهر 1384 [07:04 ]
  > دیگر نمانده هیچ
 

دارا
زنده باد خانم سامانتا و علی آقا ,با درود دوستان از شرکت شما متشکرم ,خوشحالم که دو نفر ایرانی (زنده )پیدا شدند که از این حرفای تکراری استرس آور نمیزنن به ایرانیان اصیل و نجیب سلام منو برسونین و بهشون بگین خودتونو شاد نگهدارین .من هم شاد شدم که صدای آزادی داره میاد .

یاران یاران
از بس که توی کنج قفس موندیم و موندیم آواز یادمون رفت, پرواز یادمون رفت
باید که از این کنج قفس سر بدر اریم, باید که از این زندون غم پربگشاییم .............

  امتیاز: 0.20     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  شنبه 16 مهر 1384 [06:43 ]
  > دیگر نمانده هیچ
 

دارا


تربت زنده یاد نادر نادرپور

  امتیاز: 0.00