منو
 صفحه های تصادفی
لیث بن علی بن لیث
سیتوپلاسم
بهسازی حافظه
alopecia areata
کاردرمانی
ICMP
سراب کیهانی
نیر فارابی اصل
تکنیک های کشاورزی
حیات و افکار در قرن دوم
 کاربر Online
544 کاربر online
 : ادبی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  سه شنبه 20 اردیبهشت 1384 [19:18 ]
  عنوان جدید
 

سلام
اگر امكان دارد در مورد "بيژن جلالي " كه يك بار در نامه تان شعري از او نوشته بوديد ، توضيح دهيد و نام بقيه ي كتاب هايش را هم بگوييد.
متشكرم

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline سلیمه_مقصودلو 3 ستاره ها ارسال ها: 90   در :  پنج شنبه 22 اردیبهشت 1384 [20:31 ]
  بيژن جلالي ، زندگي و شعرش
 

بیژن جلالی در آخرین شب آبان ماه 1306 به دنیا آمد. در مجموع آن چه برای جلالی از دوره کودکی به جا ماند ، تنهایی و پیوند با طبیعت بود. در سال های آخر دبیرستان متوجه مذهب شد. "مسئله ی خداوند همیشه فکر مرا به خود مشغول داشته است. از همان وقت به عرفان توجه کردم".از لحاظ ادبی واقعه ی مهم دوران جوانی جلالی خواندن کتاب "بوف کور" صادق هدایت بود، به گونه ای که او تا مدت ها نمی توانسته از تاثیر آن به دور باشد. بعد از به پایان رساندن دبیرستان چند ماهی در رشته فیزیک دانشگاه تهران و چند سالی در رشته علوم طبیعی دانشگاه های تولوز و پاریس ( فرانسه ) درس خواند ، اما علاقه به شعر و ادب باعث شد از نظم درس خواندن دور شود. پس از پنج سال اقامت در فرانسه ، درس را نیمه کاره رها کرد و در سال 1331 ، اندکی پس از مرگ دایی اش " صادق هدایت " به ایران بازگشت. در تهران توانست در رشته ادبیات فرانسه دانشگاه تهران لیسانس بگیرد. جلالی از سال 1330 به گونه ای جدی پا به عرصه ی شعر گذاشت. نخستین مجموعه شعرش " روزها" در سال 141 منتشر شد. روزها که از بخش های : کوششی برای نامیدن خداوند ، کوششی برای نامیدن امید ، کوششی برای نامیدن غم و قطعات مختلف تشکیل شده، با این شعر آغاز می شود:
خداوندا من از آسمان بی انتهایی سقوط کرده ام
و نگاه من در راه مانده است
خداوندا من از دل خاک به سوی تو می آیم
و ریشه های من درون تاریکی است
خداوندا بر چهار سوی روز بیگانه ای هستم
و تو را می جویم

شعر جلالی از هر گونه وزن و قافیه ای می گریزد. کلمات آن چنان عریان و بی هیچ تصنعی پیش چشم خواننده نمایان می شوند که بدون احتیاج به مولفه هایی چون وزن ، قافیه ، آرایه های ادبی ، خود شعر اند. مهم ترین خصوصیت شعر او را می توان سادگی دانست. گویی که شاعر قصد پدید آوردن اثری ادبی را نداشته ، بلکه کلمات بر اثر ضرورتی واقعی به دنیا آمده اند. بیشتر شعر های جلالی در قالب نوعی گفتگوی ساده با خدا ، طبیعت و جهان اند. زمینه ی مشترک تمام این گفتگو ها هم اندیشه ها و مفاهیمی است که در روح انسان وجود دارد،آن هم به گونه ای کاملاً ساده و متاثر از عرفان بودایی و ایرانی، انگار که شاعر روی تخته سنگی نشسته و از آن جا جهان را ، طبیعت را ، درخت و پرنده را می بیند و با آن ها و در باره ی آن ها صحبت می کند. در شعر جلالی عناصر طبیعی بیش از عناصر دنیای ماشینی و صنعتی حضور دارند و تاکید او بر آن ها آن چنان است که گاه این عناصر به صورت سمبول های همیشه تکرار شونده در شعرش در می آیند. مثال بارز آن " درخت" است. خود او گفته است: " برای من درخت به معنای روح است. درخت را که می نگرم گویا روح را می نگرم .علت دوستی من با درخت این است که درخت بیش از ما پای در گل است و بیش از ما دست بر آسمان است ." او معتقد بود که شعر اختراع شاعر نیست ، بازگو کردن واقعیت شاعرانه ی جهان است. از او به جز کتاب "روزها" ، کتاب های اشعار " دل ما و جهان " ، " رنگ آب ها " ،"‌آب و آفتاب" ، "بازی نور"، "روزانه ها "، " دیدارها" چاپ شده است. بیژن جلالی هیچ گاه ازدواج نکرد. در سکوت و آرامش زندگی کرد و در روز جمعه 24 دی ماه 1378 در تهران در گذشت.


مرا با مرگ
فاصله ای جز شعر نمانده است
و آن گاه که این پرده الوان را
کنار خواهم زد
پهنه ی بی پایان
مرگ را خواهم دید
ولی هنوز به نام
آخرین امید
ولی هنوز به نام
آخرین بهار
ولی هنوز
به نام آخرین عشق
در پیش پرده ایستاده ام
و در پرتو مرگ
ناامیدانه
جهان را بس تماشایی
می یابم

خسته شدم
از گفتن آن چه نمی شود
گفت
درختان تنها دوستان من
هستند
که به آن ها امیدوارم

چه آسان تر است
که به مرگ بگوییم
آری
و او را در کوچه ها
سرگردان نکنیم

من دیگر در فکر گشودن
راز زندگی نیستم فقط راز زندگیم را
زندگی می کنم

شما را دیدم
که به بیراهه می رفتید
و چند بار فریاد زدم
راه خانه ی شما از این سوست
ولی شما هم چنان به بیراهه رفتید
و به خانه ی خویش رسیدید
ولی من هم چنان نگران شما هستم
که به بیراهه می رفتید

از غم ها آوازی می ماند
از امید ها کلمه ای
از زندگی شعری می ماند

آن قدر هست
خداوندا
که از تو نامی هست
و همین
مرا بس است

بیژن جلالی


















  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline سعید افشار 2 ستاره ها ارسال ها: 31   در :  جمعه 23 اردیبهشت 1384 [17:42 ]
  > عنوان جدید
 

این پیوند را هم در باره ی بیژن جلالی بخوانید.

  امتیاز: 0.00