منو
 صفحه های تصادفی
درمان با هیپنوتیزم
درس محاسبات در سرامیک
موارد استفاده سنگواره ها
مهاجرتهای آفریقاییان
مراحل فرایند یادگیری
کالکوزین
رخداد سیمرین پسین
نفتگیر دیاپیری
واقفیه
روابط والدین با نوجوانان
 کاربر Online
1278 کاربر online
 : ادبی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  سه شنبه 30 فروردین 1384 [04:02 ]
  پرندگان اساطیری ایران: هدهد
 

هدهد پرنده ای است از راسته ی سبکبالان که دارای منقار نو ک تیز و طویل و خمیده و جثه ای به اندازه ی یک سار است. این پرنده حشره خوار است و روی سر آن یک دسته پر وجود دارد که حیوان به اراده ی خود می تواند مانند بادبزن آن ها را از هم وا کند یا روی هم بخواباند. وجه تسمیه شانه به سر به همین جهت است. به هدهد ، پوپک ، بوبک ، مرغ سلیمان ، پوپو ، بوبو هم می گویند.
بنا بر افسانه های پیش از مسیحیت ، هدهد با کندن پرهای والدینش و لیسیدن چشم های فروغ جوانی را به آن ها باز می گرداند. هدهد به سبب این اعجاز ، نماد کیمیا گرانه ی آب حیات و باز یابی جوانی و در نهایت ولادت ثانوی روحانی است. به همین دلیل است که عامه معتقدند چشم هدهد گنج های پنهان را می بیند و از راه دور آب های زیرزمینی را کشف می کند.
هدهد در اسطوره ها و منظومه های ایرانی ، خبر آور و واسطه ی میان خلق و خداوند است و نیز آموزگار غیب و صاحب اسرار و راز دان. جلوه گاه مهم بروز این صفات رمزی هدهد در ادبیات فارسی مثنوی " منطق الطیر " عطار است. عطار در منطق الطیر هدهد را با صفاتی چون هادی ، پیک ، صاحب سر سلیمان و ... می ستاید. البته در " سوره ی نمل" نیز به همین نقش هدهد اشاره شده است. این هدهد که به علت آشنایی هایش با سلیمان مطلوب او واقع شده ، مثال اعلای ولی کامل است و اسم اعظم را در منقار او نهاده اند و با آن که در عالم بالا آشیان دارد ، عالم سفلی را نیز نیک می داند ، و به همین دلیل راهنمای مرغان جویای سیمرغ می شود . در این تفسیر هدهد ، پیکی روحانی است که راهنمای انسان ( رهرو ، سالک ) جویای وطن اصلی می شود. هدهد رمز الهام غیبی و آگاهی از عالم غیب است . هدهد گاهی ممکن است به سیمرغ یا عنقا بدل شود که در این صورت هدهد- سیمرغ نماد حق ( جان جانان ) می شود.
در افسانه های ایرانی آمده است که هدهد در اصل زنی شوی کرده بود . روزی در برابر آینه گیسوانش را شانه می کرد ، پدر شوهرش بی خبر از در در آمد . زن که سخت ترسیده بود پرنده شد و پرید اما شانه به سرش ماند ، از این رو شانه به سر نام گرفت. به روایتی دیگر هدهد در اصل زنی با تقوا و پارسا بود که شوهر بد دل و فرومایه ای داشت. روزی مرد ، همسرش را در حال نیایش خداوند دید و او را آزرد. زن از خدا یاری خواست و خداوند او را به صورت پرنده ای در آورد. در گذشته امعاء و احشاء هدهد را خشک می کردند و به عنوان طلسم به کار می بردند و معتقد بودند که این طلسم آن ها را از چشم زخم حفظ می کند و باطل کننده ی سحر است و اجنه رامی رماند.



  امتیاز: 0.00