منو
 صفحه های تصادفی
سن پیامبر - ص - و خدیجه هنگام ازدواج
اتحاد همه نیرو های کوفه علیه امام زمان -عج
صنعت قندسازی
لیوانی که هر آنچه در آن بریزید جا می‌گیرد!
ثبت شرکت ها
سیلیکون
ماهی روغن
بدهی
فهرست نام های متداول پرندگان
فلسفه هایی از اخلاق
 کاربر Online
222 کاربر online
 : عمومی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline خدیجه جفاکش 3 ستاره ها ارسال ها: 204   در :  سه شنبه 13 بهمن 1383 [08:59 ]
  نشان دادن خدا
 

نقل است که یکی پیش صادق آمد و گفت :خدای را به من بنمای

گفت :آخر نشنیده ای که موسی را گفتند لن ترانی . گفت :آری ! اما این ملت محمد است که یکی فریاد می کند رای قلبی ربی ، دیگری نعره می زند که لم اعبد ربا لم ارة.
صادق گفت :او را ببندید و در دجله اندازید . او را ببستند و در دجله انداختند . آب او را فروبرد . باز برانداخت . گفت :یا ابن رسول الله !الغیاث ، الغیاث.
صادق گفت :ای آب ! فرو برش.
فرو برد ، باز آورد . گفت ! یابن رسول الله ! الغیاث ، الغیاث.
گفت :فرو بر .
همچنین چند کرت آب را می گفت که فرو بر ، فرو می برد . چون برمی آورد می گفت :یاابن رسول الله ! الغیاث ، الغیاث.
چون از همه نومید شد و وجودش همه غرق شد و امید از خلایق منقطع کرد این نوبت که آب او را برآورد گفت :الهی الغیاث ، الغیاث.

صادق گفت :او را برآرید .
برآوردند و ساعتی بگذشت تا باز قرار آمد . پس گفت :حق را بدیدی ؟

گفت :تا دست در غیری می زدم در حجاب می بودم . چون به کلی پناه بدو بردم و مضطر شدم روزنه ای در درون دلم گشوده شد ؛ آنجا فرونگریستم . آنچه دیدم می جستم بدیدم و تا اضطرار نبود آن نبود که امن یجیب المضطر اذا دعاه.

صادق گفت : تا صادق می گفتی کاذب بودی . اکنون آن روزنه را نگاه دارد که جهان خدای بدانجا فروست .


  امتیاز: 0.00