منو
 صفحه های تصادفی
حوریه بهشتی
ژله
پای خر
آراء و افکار افلاطون
دانه گرده و ساختمان آن
فشار بخار
تهران در دوره های مختلف
دانشنامه
رس
گسترش بستر اقیانوس
 کاربر Online
233 کاربر online
 : تاریخ
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline بابک خسروشاهی 3 ستاره ها ارسال ها: 473   در :  سه شنبه 06 بهمن 1383 [10:20 ]
  نعل وارونه
 

بررسی تحریف تاریخ ایران به وسیله یهود


...
ایران واقعی دارای یک تمدن کهن هفت هزار ساله بسیار پیشترفته و انباشته از آثار کهن هنری و صنعتی است؛ ولی در اسناد تاریخی موجود؛ تمدن ایرانی از دو هزار و پانصد سال پیش و از ظهور کوروش و سلسله هخامنشی آغاز و تعریف می شود و در خلال آن مدعی می شوند که ظهور هخامنشیان با اهدای آزادی، نیک اندیشی و حقوق بشر برای ایرانیان و حتی جهانیان برابر است و به طور غیر مستقیم القاء می کنند که ایرانیان و مردم شرق میانه پیش از ظهور کورش، وحشی، نادان، متجاوز و از این قبیل بوده اند . در حالی که یافته های موجود باستان شناسی در موزه های جهان خلاف این را ثابت می کند. کشف پاسخ این پرسش می تواند یکی از بزرگ ترین محرک های بازبینی بنیان تاریخی ایران شود.

در ایران کهن پیش از هخامنشیان حضور ده ها ملت و تمدن پیشترفته را شاهدیم که دولت های این واحد های ملی- چنان که یافته ها نشان می دهد – پیرو شکوه و جلال افراطی نبوده و همچون امپراتوری هخامنشی، ساختار مرکزیت نظامی نداشته اند، تاریخ از ستیزه های دراز مدت و سراسری بین آن ها نشانی نمی آورد و بیشتر منازعات باستانی در ایران کهن در محدوده برخورد تمدن های حاشیه غربی ایران با تمدن های آشور،سومر و بابل و بین النهرین فرض می شود. بدین ترتیب در آغاز هزاره نخست پیش از میلاد ترکیب قومی و ملی مردم ایران-که هنوز برقرار است-2500 سال پیش از استقرار های نخستین و دست کم 500 سال پیش از ظهور هخامنشیان کامل می شود که از دیر هنگام ، ترکیب صلح و همزیستی بوده است که به احتمال بسیار در صورت ادامه رشد تاریخی و منظم خود ترکیب قدرتمندی از اتحاد ملت های همجوار در محدوده جغرافیایی معینی پدید می آوردند که رشد طبیعی و بی تنش آن ها تمدن مستقلی را بنیان می گذارد؛ و بر اساس روند دو هزار ساله پیش از هخامنشیان منطبق با امکانات طبیعی ملی و قومی و احکام جغرافیایی متحول می شد. و اگر این مدنیت و در مجموع مدنیت بین النهرین باستان که فرهنگ و تمدن جهان به آن مدیون است به دست هخامنشیان برچیده نمی شد این تمدن که 5000 سال پیش قوانین اجتماعی را مدون کرده بود. بی شک در رشد بعدی خود ، فلسفه ، حکمت و علوم را نیز پایه ریزی می کرد و خرد بشری به مبنای غرب منتقل نمی شد.

به سادگی ولی با استحکام می توان اثبات کرد که در پی ظهور و تسلط سلسله غیر ایرانی هخامنشی بر ایران کهن ده ها تمدن و تجمع در ایران و شرق میانه نسل کشی کامل شده اند و رشد ملی در این سرزمین و منطقه متوقف شده است. کنکاشی مختصر در تاریخ 1200 ساله ایران پیش از حمله اعراب، گواهی می دهد که در سراسر آن دوران، هیچ اثری از حضور اندیشه و عمل ملی در حوزه های اقتصاد ، سیاست و فرهنگ دیده نمی شود. مردم ایران کهن این دوران دراز را در اختفای عمومی به سر برده اند و چنین است که ایرانیان تا سده دوم پس از حمله اعراب از معرفی حتی یک چهره جهانی در تمامی رده های حکمت باستان عاجز می مانند و اسناد فرهنگی جهان حتی یک برگ مکتوب را که از سوی ایرانیان به فرهنگ بشری افزوده باشد نمی شناسند.
...

متن فوق بر گرفته از شماره 32 فصلنامه کتاب نقد مقاله نعل وارونه می باشد.

questionquestionquestion
  • تاریخ ایران براستی از کی اغاز می شود؟
  • بر سر تمدنهای پیش از هخامنشیان ساکن ایران چه آمده؟
  • از کشتار توریم چه می دانیم؟
  • جشن ایرانی کشی چیست؟
  • .......

متن کامل مقاله



  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline محمد رضا قدوسی 3 ستاره ها ارسال ها: 916   در :  سه شنبه 03 خرداد 1384 [12:34 ]
  > نعل وارونه
 

براستی معنای ( ایرانی ) چیست ؟
در این نوشتار می گویند که هخامنشی ها غیر ایرانی هستند . اما باید پرسید که آیا متوجه هستیم لفظ ( ایران ) برگرفته از اقوام آریایی است ؟ و این اقوام مهاجرانی بودند که در حدود هزاره های چهارم تا دوم پیش از میلاد به سرزمین ایران ( مجموعه فلاتی که بعنوان سرزمین ما شناخته می شود ) وارد شدند .
اما موضوع چیزی فراتر است . چراکه سؤال من این است که کدام یک از ما می داند که نسبش به کدامین قومیت یا فرهنگ خواهد انجامید . ساکنان این سرزمین نسل اندر نسل با هم مراوده داشتند و با ازدواج های تو در تو ، همه خون های ما و نسب های ما و خلقیات و ویژگی های ما با هم آمیخته شد . واقعا ویژگی های ژنتیک ما از کدامین نژاد و قومیت نشأت می گیرد ؟
من گمان می کنم که زمان آن فرا رسیده است که دست از این همه بیگانه ستیزی برداریم . گویی ما بدون تصور یک دشمن و مقصر بزرگ نمی توانیم آرام بگیریم . زمانی مقصر غرب است و زمانی دیگر و برای عده ای دیگر از ما ، دشمن و مقصر بزرگ اعراب هستند که تمدن ساسانی را نابود ساختند . حالا عده ای دیگر کشف تازه ای کرده اند که مقصر ریشه در هزاران سال پیش دارد .
اما من گمان می کنم که تنها یک مقصر وجود دارد و آن هم خود مائیم . باید یک بار هم که شده به خودمان بیاندیشیم و خود را دقیق و بدون توجیه های بیهوده بسنجیم . واقعا ببینیم که کدام خصلت ما نادرست است و برای اصلاح امور خویش چه کارهایی می توانیم انجام بدهیم . ( اگر فرصت شد باز هم درین باره سخن خواهیم گفت )

بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بگذاریم
ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است ؟

  امتیاز: 0.20    نمایش یاسخ های این پست