منو
 کاربر Online
619 کاربر online
 : عمومی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline فاطمه سیارپور 3 ستاره ها ارسال ها: 704   در :  سه شنبه 17 آذر 1383 [12:24 ]
  پدرم وقتی که .... ساله بودم!
 

4 ساله : بابام هر کاری را میتونه انجام بده .

5 ساله : بابام خیلی چیزها می دونه.

6 ساله: بابام از بابای تو باهوش تره.

8 ساله: بابام هر چیزی رو دقیقا نمی دونه.

10 ساله: در گذشته زمانی که بابام بزرگ می شد چیزها مطمئنا متفاوت بودند.

12 ساله: خوب طبیعی است پدر در آن مورد چیزی نمی دونه اون برای بخاطر آوردن کودکی اش خیلی پیر است.

14 ساله: به پدرم خیلی توجه نکن او خیلی قدیمی فکر می کنه.

20 ساله: آه خدای من او از جریان روز خیلی پرت است.

25 ساله: پدر کمی درباره آن اطلاع دارد باید اینطور باشد چون او تجربه زیادی دارد.

30 ساله: شاید باید از پدر نظرش را بپرسیم از اینها گذشته او تجارب زیادی دارد.

35 ساله: بدون مشورت با پدر کوچکترین کاری نمی کنم.

40 سالگی: متعجبم که پدر چگونه آن جریان را حل کرد او خیلی عاقل و دانا بود و دنیایی

تجربه داشت.

50 سالگی: اگر پدر اینجا بود همه چیز را در اختیار او قرار می دادم و در این باره با او مشورت

می کردم خیلی بد شد که نفهمیدم او چقدر فهمیده بود

و می توانستم خیلی چیزها از او یاد بگیرم!


نویسنده: آن لاندز

  امتیاز: 0.20