منو
 صفحه های تصادفی
سیاره زحل
غیبت صغری و غیبت کبری
آزمایشهایی برای سنجش شنوایی کودکان
شکست در رد فرضیه
قتل میرزا سلیمان وزیر محمد خدابنده
موج دوبروی
حسن بن قاسم
گرفتن نبض
صخره های مرجانی دریای سرخ
علل انقلاب مشروطیت
 کاربر Online
245 کاربر online
 : تاریخ
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر دوره متوسطه 2 ستاره ها ارسال ها: 94   در :  چهارشنبه 19 تیر 1392 [07:21 ]
  بخش سی و پنجم(قسمت دوم)
 

عدالت و ظلم از زمان هرمز چهارم تا پایان دوره ساسانی
پس از فوت خسرو انوشیروان پسر او هرمز چهارم که مادرش دختر خاقان ترک بود به سلطنت رسید. (579 میلادی) او مردی تحصیل کرده و باهوش بود. بلعمی مورخ دانشمند دوره اسلامی اطلاعات وسیعی در مورد اخلاق و رویه پادشاهان ساسانی داشته است. او در تاریخ خود می‌نویسد: «در ملک عجم هرگز به عدل و انصاف و داد، هیچ پادشاهی به رتبه او نمی‌رسید ولی آن عیب بودش که مردمان بزرگ را خرد داشتی و درویشان و حقیران را برکشیدی به مرتبه بزرگ رسانیدن.»
اگر درست ملاحظه شود او بیشتر از خسرو انوشیروان شایسته لقب «دادگر» است. همه تاریخ‌نویسان به ویژه مورخین شرقی در این معنی اتفاق نظر دارند که هرمز چهارم نسبت به ضعیفان و ستم‌دیدگان خیرخواه و نسبت به بزرگان سختگیر بود. نویسندگان رومی که جز جنبه دشمنی نسبت به پادشاهان ساسانی چیزی در هرمز نمی‌دیده‌اند، او را به چشم بدبینی نگریسته و پادشاهی ستم‌کار و بدسگال نسبت به رعایا خوانده‌اند. اما عیسویان ایران نام این پادشاه را به نیکی یاد کرده‌اند زیرا او جداً مخالف آزار عیسویان بود. عیسویان ایران هم طرفدار او بودند(برای کسب اطلاعات بیشتر به متن کتاب ایران در عهد باستان تألیف مرحوم مشکور ص 452 مراجعه نمایید). پس از قتل هرمز چهارم خسرو پرویز به سلطنت رسید ولی او علاوه بر این که دچار نافرمانی «بهرام چوبینه» شد و مدت زیادی با رومیان جنگید و مخارج این جنگ‌ها کمر ملت ایران را شکست و علاوه بر آن مخارج دربار بسیار زیاد بود و خبری از عدل و انصاف نبود.
خسرو پرویز که بعد از قتل هرمز چهارم به سلطنت رسید. این پادشاه ثروتی داشت که مانند آن هیچ یک از پادشاهان ساسانی نداشتند. او با این امکانات می‌توانست عدالت و انصاف برقرار کند ولی عاشق تجمل‌پرستی و زن‌بارگی بود و هزاران کنیز داشت، سوگلی‌های حرمسرای او نظیر شیرین و داستان‌های عشقی او موضوع ادبیات فارسی در طول قرن‌ها شده بود و با این سبب به امپراتوران روم کنیز همراه با هدایای گران قیمت می‌بخشید و از آنان کنیزکان زیبا هدیه می‌گرفت. مخارج گزاف دربار و هم‌چنین وسعت دادن به آتشکده‌ها حکایت از بی‌نظمی‌های او در امور مالی می‌کرد و در نتیجه ظلم و جور به رعیت هر روز افزون‌تر می‌شد. او فقط برای آتشکده‌های ایران در نقاط مختلف این سرزمین پهناور دوازده هزار نفر «هیربد» (متصدی حفظ آتش) را با حقوق کافی به کار گمارد. او برای پسران خود و درباریان در راه تعلیم سوارکاری مخارج گزاف می‌نمود. اسواران (سوارکاران ماهری) را که هر کدام صاحب املاک و اموال زیاد بودند و زندگی آن‌ها مانند شوالیه‌های قرون وسطای اروپا بود، در راه اموزش فرزندان خود و درباریان به کار می‌گرفت. خسرو پرویز در میان شاهان ساسانی چون از پول و گنجینه‌های بسیار برخوردار بود در خرج کردن برای دربار اصلاً صرفه‌جویی نمی‌کرد. درباره‌ی ثروت بی‌حساب خسرو پرویز مورخین اروپایی و اسلامی متفق‌القول هستند. حتی فردوسی در شاهنامه نیز از آن یاد کرده است. مالیات در دوره خسرو پرویز به بیش از ششصد ملیون درهم می‌رسید(تاریخ تمدن ایران ساسانی اثر سعید نفیسی از ص 200 به بعد). در سال 608میلادی جمع عایدات خسرو پرویز، در حدود (720000) هفتصد و بیست‌هزار مثقال طلا بود که در حدود 600ملیون درهم ارزش داشت. در همین زمان بود که «قصر شیرین» را برای اقامت معشوقش «شیرین» بنا کرد و شهر قصر شیرین در اطراف آن بنا شد. خسرو دوم شهر تیسفون را تجدید بنا کرد و 468ملیون مثقال طلا و نقره خرج برداشت. خسرو آن‌قدر در مخارج دربار بی‌پروا خرج می‌کرد که کاغذی که از چین وارد می‌شد، دستور داد که کاغذهای ویژه دربار را با گلاب معطر نموده، با زعفران به رنگ طلایی می‌کرد و احکام سلطنتی و نامه‌های خسرو پرویز به ملوک و پادشاهان بیگانه روی آن نوشته می‌شد. همانطور که در بخش‌های قبلی نوشته شد خسرو پرویز در گرفتن مالیات اجحاف می‌کرد و مأمورین او بر خلاف دوره انوشیروان ظلم می‌کردند و هیچ وقت مالیات نقدی سالیانه از شش ملیون درهم کمتر نمی‌شد و با این زیادی پول از عهده مخارج دربار و تشریفات آن بر نمی‌آمد. این روش سنتی شد که حتی بعدها در زمان خلفای بنی‌عباس از روش خسرو دوم پیروی می‌کردند و آن‌ها ظاهراً مسلمان بودند زیرا بیشتر کسانی که بودجه دربار صرف آن‌ها می‌شد کنیزکان و رقاصه‌های دربار خلیفه بودند و هم‌چنان‌که خسرو پرویز موسیقی‌دانانی چون باربد، نکیسا، بامشاد، رامتین و سرکش را برای سرگرمی ایام فراغت خود نگهداشته بود و حقوق‌های سرشار به آن‌ها می‌داد. خلفایی مثل هارون‌الرشید، مأمون و ... نیز افتخار می‌کرده که دربار آن‌ها مانند خسروان (کسری‌ها) باشد.
یکی از علل ورشکستگی دوره آخر ساسانیان مخارج زیاد شکارگاه‌های خسرو دوم بود. همه پادشاهان ساسانی به شکار حیوانات وحشی علاقه‌مند بودند و در روی بشقاب‌های موجود مربوط به آن زمان تصویر شاهان ساسانی در حال شکار نقش بسته است که اکثر آن‌ها در موزه‌های بزرگ دنیاست. علاوه بر آن جام‌هایی از فلزات و آبگینه از آن دروه موجودند که نقش پادشاهان ساسانی که در حال شکار شیر و حیوانات وحشی دیگر مانند انواع گوزن و آهو روی آن به چشم می‌خورد. پادشاهان ساسانی همه در شکار ورزیده بودند به طوری که زمانی که بهرام گور می‌خواست به سلطنت برسد یکی از شروط اشغال تخت شاهی این بود که کاری خارق‌العاده انجام دهد. بهرام گور تاج شاهی را که در بین دو شیر گذارده بودند با حمله به شیران و کشتن آن‌ها تاج را برداشت و بر سر گذاشت. در مرکز، شمال، جنوب، شرق و غرب ایران دوره ساسانی شکارگاه‌های محصور شده سلطنتی وجود داشت که در آن‌ها انواع و اقسام پرنده، چرنده و حیوانات درنده مانند شیر، ببر و پلنگ دیده می‌شد. در آن زمان در بیشه‌زارهای سرزمین سواد (عراق کنونی) و خوزستان، شیر بسیار بود و حتی تا دوره ناصرالدین شاه نیز شیر در ایران یافت می‌شد، حیوانات درنده دیگر مانند ببر و پلنگ در مازندران و نقاط دیگر یافت می‌شد. برای تفریح شاهان ساسانی این نوع حیوانات را به شکارگاه‌های حفاظت شده منتقل می‌کردند و خسرو پرویز هربار اراده می‌کرد در حالی که سوار بر اسب تیزرو بوده همراه با قراولان خویش به شکار این حیوانات می‌پرداخت. میرشکارهای شاه تعدادشان زیاد و حقوق‌های کلان می‌گرفتند. مرحوم سعید نفیسی در کتاب تمدن ایران ساسانی در ص 301 درباره گنج‌های خسرو پرویز مطالبی به این شرح می‌نویسد که این پول‌ها بخشی از هزینه‌های شاه را تأمین می‌کرد.
این وجوه از گنجینه‌های زیر بوده است.
1. گنج بادآورد که در سال 614میلادی که ایرانیان اسکندریه را محاصره کرده بودند، رومیان برای آن که ذخایر خود را از تاراج ایرانیان نجات دهند، هر چه داشتند در چند کشتی بار کردند ولی باد خط سیر کشتی‌ها را تغییر داد و به دست ایرانیان افتاد و چون این ذخایر را باد آورده بود آن را «گنج بادآورد» نام گذاشتند. نمونه دیگر گنج‌های خسرو پرویز، «گنج گاو» بود. زمانی که یک نفر زارع با گاو‌آهن زمین خود را شخم می‌زد تیغه گاو‌آهن به دسته سبویی پر از زر فرو رفت و برزگر با سبوی در دست به دربار رفت و خبر یافتن این گنج را به خسرو داد. خسرو پرویز دستور داد در آن زمین کاوش کردند و ثروت کلانی به دست آمد که مرکب بود از صد ظرف پر از زر و سیم و گوهرهای گرانبها که به دستور اسکندر مقدونی در زیر خاک دفن کرده بودند و مهر سلطنتی اسکندر روی همه آن‌ها بود. همه این دفاین را به دربار بردند و در خزانه شاهی جای دادند و یکی از آن کوزه‌ها را به عنوان پاداش به برزگر که این گنج‌ها را یافته بود بخشیدند. ابو منصور ثعالبی مورخ دوره اسلامی نیمه دوم قرن چهارم و اوایل قرن پنجم در کتاب «غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم» درباره «زری که از شدت خلوص مانند مومی در مشت بود» می‌نویسد زری که در مشت خسرو پرویز بود، تشکیل می‌شد از «زر ناب» و در هنگام فشار دادن در مشت از شکاف انگشتان بیرون می‌آمد و ممکن بود که با اشکالی درست کنند. دیگر از نفایسی که خسرو پرویز داشت، تاج بزرگی بود از زر ناب به وزن هشت من که روی آن مرواریدهایی به اندازه تخم گنجشک نشانده بودند. هم‌چنین «ثعالبی» نوشته است که در زمان خسرو پرویز از ایوان مدائن زنجیری آویخته بود که هفتاد ذراع یعنی سی‌وپنج متر درازی داشت و تاج را بر آن آویخته بودند تا جایی که بر سر شاه تماس داشته باشد و سنگینی آن او را آزار نرساند. جمع‌آوری این همه ثروت در دربار خسرو پرویز و صرف کردن آن‌ها برای عیش و عشرت این پادشاه نشانه بارزی از ظلم و جور این پادشاه ساسانی است به طوری که نتایج ظلم او، هرچه آثار عدل نوشیروانی بود بر باد رفت به طور که خاقانی شروانی زمانی که کنار خرابه‌های ایوان مدائن می‌گذشت از ملاحظه این وضع که جغدان در کنگره‌های قصر نوشیروانی لانه کرده‌اند متأثر می‌شود و اشعار زیبایی که حاکی از اندوه شدید اوست می‌سراید و می‌گوید:
ما بارگه دادیم این رفت ستم بر ما بر قصر ستمکاران تا خود چه رسد خذلان
سپس به ظلم خسرو پرویز اشاره می‌کند که در این قصر زمانی که در سر سفره خسرو سبزی خوردن نبود به شکل آن سبزی‌ها از جواهرات برای بالابردن اشتهای خسرو تهیه می‌کردند. او در این باره می‌گوید:
کسری و ترنج زر پرویز و تره زرین بر باد شده یکسر با خاک شده یکسان
خسرو پرویز در 590میلادی به سلطنت رسید در 627به دست فرزندش شیرویه کشته شد. او مدت 37 سال پادشاهی همراه با عیش و عشرت نمود و مدت 27 سال با روم شرقی جنگید و علاوه بر این مدت‌ها با سردار یاغی خود بهرام چوبینه جنگید. در زمان خسرو پرویز، کسانی که بر روم شرقی حکومت کردند عبارت بودند از موریس، فکاس، هرقل(هراکلیوس) خسرو پرویز توانست به فتوحاتی در جنگ با روم دست یابد و مناطق آسیای صغیر، سوریه، فلسطین و مصر را فتح کند و حتی صلیب حضرت عیسی را به عنوان غنیمت به ایران آورد. این فتوحات بیشتر به دست سرداران او «شهر براز» و «شاهین» صورت گرفت و حتی مدتی شهر قسطنطنیه نیز به محاصره ایرانیان درآمد. بعد از آن که شیرویه خسرو را به قتل رسانید به عنوان قباد دوم به مدت کوتاهی سلطنت کرد(629 میلادی)(هفتم هجری) در زمان خسرو پرویز اتفاق بزرگی در جزیره‌العرب روی داد و آن پیامبری حضرت محمد‌بن عبداللهصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بود. با وجود اینکه قتل و غارت و زنده به‌گور کردن دختران امری رایج در بین اعراب بود او به عنوان «محمد امین» که از امانت‌داری و اخلاق حسنه در میان اقوام عرب اشتهار داشت از جانب خداوند مأمور هدایت اقوامی شد که به وحشی‌گری و بدویت معروف بودند. مورخین اسلامی و مسلمان و حتی اسلام‌شناسان اروپایی وجود چنین انسان برگزیده‌ای را در میان قوم وحشی عرب آن‌ زمان از معجزات الهی می‌دانند.

  امتیاز: 0.00