منو
 صفحه های تصادفی
خطبه امام سجاد علیه السلام در کوفه
ام الکتاب
کنج
نظریه چالمرز جانسون
خطوط انتقال تار نوری
سیستان و بلوچستان
بطلان نظریه‌های ضد دینی
تیره میوپوراسه
تیره فرانکنیاسه
کیپ تاون
 کاربر Online
462 کاربر online
 : تاریخ
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر دوره متوسطه 2 ستاره ها ارسال ها: 94   در :  سه شنبه 30 آبان 1391 [10:17 ]
  بخش سی و یکم:(قسمت دوم)
 

فیروزآباد:‌ شهری در استان فارس. این شهر در زمان ساسانیان از شهرهای مهم فارس محسوب می‌شد. این شهر یکی از پنج (بهر) از منطقه فارس بود. هر بهر یا قسمتی را کوره (خوره) می‌گفتند. فیروزآباد کنونی یکی از این کوره‌ها بود. براساس تقسیم‌بندی اسطخری و مقدسی ایالت پارس به پنج قسمت به شرح زیر تقسیم می‌گردید. شهر فیروزآباد را کوه اردشیر (گور) می‌گفتند که بعد از اسلام به دستور عضدالدوله دیلمی تغییر نام داد و به فیروزآباد (پیروزآباد) تبدیل گردید. این پنج بخش (قسمت) ایالت پارس به شرح زیر بود:
1- کوره اردشیر که مرکز آن شهر گور (فیروزآباد) بود.
2- کوره استخر که مرکز آن شهر استخر بوده که حوالی مرودشت حالیه و آثار موجود در منطقه‌ای که تخت‌جمشید گفته می‌شود در این کوره واقع است.
3- کوره دارابگرد که مرکز آن دارابگرد بوده که ویران شده و شهر داراب کنونی در نزدیکی آن ساخته شده‌است.
4- کوه شاپور که مرکز آن شهر شاپور که خرابه‌های آن نزدیک رود شاپور قرار گرفته و شهر مهم آن کازرون است.
5- کوه ارگان که مرکز آن شهر ارگان در حوالی بهبهان کنونی بود که عرب‌ها به آن ارجان می‌گفتند. بندر گناوه از شهرهای مهم این قسمت بوده‌است. روایتی حاکی از آن است که گور اردشیر خوره در زمان اردشیر بابکان ساخته شده ولی قدمت آن به دوره اشکانیان می‌رسد زیرا اسنادی وجود دارد که اردشیر بابکان که در محل در این شهر که اطرافش به شکل دایره ای بوده و این دایره به منزله برج و باروبی شهر بوده، بر ضد اردوان پنجم پادشاه اشکانی قیام کرد.
قبادیان: ولایت کوچکی در ساحل راست جیحون علیا و شهری در تاجیکستان. رودخانه قبادیان از آن‌جا می‌گذشت و به جیحون می‌پیوست. محصولات مهم آن زعفران و در جنوب آن روناس است. دولت سامانی این محصولات را صادر می‌کرد. ناصرخسرو حکیم و شاعر، سیاح و داعی نامدار اسماعیلی‌زاده قبادیان بود.

قراقروم*: قراقروم (Kara Korum) پایتخت ویرانه چنگیزخان فرمانروای مغول در جنوب غربی اولان باتور (Ulan Bator) در مسیر رود اورخون در مغولستان. چنگیزخان در 1216 این شهر را به منزله پایتخت خود برگزید. بعداً که مغولان به چین حمله بردند قراقروم تبدیل به حاکم‌نشین مغولان تبدیل گردید. ویرانه‌های این شهر را خاورشناسان روسیه از زیر خاک در آوردند. در حال حاضر چند معبد بودائی در جمهوری مغولستان وجود دارد.

  • آوردن نام مناطق جغرافیایی که متعلق به ترکان و مغولان است به دلیل آن است که مرزهای شرقی ایران گاهی تا مرز مغولستان و چین می‌رسید.

قراقوم: به معنی ریگ سیاه، شنزاری به 311000 کیلومترمربع که 90 درصد از خاک ترکمنستان را فراگرفته. منطقه قراقوم در شرق دریای خزر بین دریاچه آرال در شمال و مرز ایران در جنوب واقع شده‌است. رود آمودریا آن را از صحرای قزل قوم جدا می کند. ساکنان قزل قوم اغلب ترکمن‌ها هستند. قراقوم هم چنین به صحرای کوچکتری در قزاقستان در نزدیکی دریاچه آرال گفته می‌شود.

قراگُل: به زبان ترکی ایغوری به معنی دریاچه سیاه است. این نام متعلق به دو دریاچه آسیای مرکزی است. دریاچه بزگتر که شور است و در شمال پامیر در تاجیکستان قراردارد. دریاچه کوچکتر نزدیک مرز تاجیکستان در شمال غربی ناحیه خودمختار سین کیانگ اویغور در چین واقع شده‌است.

قرقیزستان (Kyrgyzstan): قرقیزستان سرزمینی که جزء آسیای مرکزی است و بیشتر مردم آن از قوم قرقیز است. قرقیزها از نژاد ترکی مغولی هستند که در بخش علیای رود ینی‌سئی ساکن بودند. قرقیزها در 840 میلادی دولت اویغور که آنان نیز ترک بودند از میان برده به اراضی اطراف رودخانه ینی‌سئی و ارخن در مغولستان چیره گشتند اقلیتی از این قوم در سرزمین‌های مجاور قرقیزستان فعلی سکونت کردند مانند قزاقستان، ازبکستان و تاجیکستان ولی اکثریت آن‌ها در سرزمینی که هم‌اکنون جمهوری قرقیزستان نامیده می‌شود ساکن گشتند حدود قرقیزستان به این ترتیب است که از شمال به قزاقستان از شرق و جنوب شرقی به چین، از جنوب به تاجیکستان و از غرب به ازبکستان است. آن‌ها به زودی زیر سلطه مغولان درآمدند. آن‌ها در ابتدای قرن هفدهم به اسلام گرویدند و در حالی که خانات خوقند در 1868تحت الحمایگی روسیه تزاری را پذیرفتند، تمام قرقیزستان جزء اتحاد جماهیر شوروی گردید. بعد از فروپاشی شوروی رسماً مستقل گردید.


قزاقستان (Kazakhstan): جمهوری قزاقستان بزرگترین جمهوری ترک در آسیای مرکزی است که بین چین روسیه، ازبکستان، قرقیزستان، محصور است. قزاق‌ها از اقوام ترک و مغول قبچاق، نایمان، اوزن و دالت تشکیل می‌شوند. مسیر تاریخ آن‌ها مانند قرقیزستان است. در حال حاضر جمهوری قزاقستان است که بعد از فروپاشی شوروی به استقلال رسید.

قزوین: شهرستان قزوین در غرب تهران و کرج، از شهرهای قدیمی حوزه گیلان و مازندران است زیرا اسطوره‌های ایران حاکی است که قوم خزر (کاسپین) این شهر را پایه‌ریزی کرده‌اند ولی تاریخ مدون ایران، ساختمان آن را به شاپور اول ساسانی نسبت می‌دهد و نام آن را در دوره ساسانی شادشاپور گذاشته‌اند. این شهر در دوره صفویه پایتخت ایران بوده است.

قندهار: قندهار در طول تاریخ با اسامی مختلفی آمده‌است.
دکتر محمد جواد مشکور در آثار خود وقتی از سغدیان (Sogdiane) سخن به میان می‌آورد می نویسد که منظور همان سغد و سمرقند است که ازشمال و جنوب بین سیحون و از مغرب به خوارزم محدود می‌شده است. شهر معروف آن مرکنده (Marcanda) بود که آن را با سمرقند تطبیق می‌کنند. سمرقند وسیع بوده به طوری که سیستان و رخج را نیز در بر می‌گرفته است که نام یونانی آن آرخوزیا. سمرقند و همه افغانستان جزئی از فلات ایران بود که دولت‌های ایران بر آن حکومت می‌کردند. اما بعد از مرگ نادر احمدخان ابدالی (درانی) از سرداران نادر که جد پادشاهان افغانستان بود، این شهر را پایتخت خود قرار داد و در همان شهر در گذشت.


قوچان: قوچان از شهرهایی در خراسان بود که یکی از پایتخت‌های اشکانیان بوده و نام آن آساک بوده و بعد از اسلام، خبوشان و جوجان نام گرفته‌است و در فتح‌آباد قوچان، نادر به قتل رسیده‌است.

کابل: پایتخت افغانستان، در اسطوره‌های ما به ویژه شاهنامه فردسی آمده‌است وقتی زال به کابل رفت، حکمران آن‌جا او را به خوبی پذیرفت. زال عاشق رودابه دختر امیر کابل شد و حاصل این عشق و بالاخره ازدواج ،رستم به دنیا آمد. در دوره هخامنشی، کابل و پیشاور در روزگار هخامنشیان یک ولایت بوده‌اند که در آثار یونانی به آن پاراپامیزاد می‌گفتند که همه افغانستان غربی را در بر می‌گرفت. شهر مهم این ایالت کابورا (کابل) بوده‌است. در زمان ساسانیان برای کابل از جانب شاهان ساسانی فرمانروایی تحت عنوان کابل شاه انتخاب می‌گردید. کابل در زمان تیمور شاه درانی به جای قندهار پایتخت افغانستان گردید.

کاشغر: نام دیگر آن به روسی کشگرتسی. کاشغری‌هاکه ساکن در کاشغر هستند در ترکستان خاوری و سین‌کیانک واقع در خاک چین زندگی می‌کنند. از نظر نژاد مردم آن اویغور و ترک نژاد هستند. در 1755 کاشغر را چین اشغال کرد.

کافرستان: منطقه‌ای در کوه‌های هندوکش افغانستان در شمال شرقی این کشور که در 1895 توسط امیر عبدالرحمان خان فتح شده و آن‌ها را به اسلام دعوت کرد و نام آن را به نورستان تغییر داد.

کاشان: شهری در کنار کویر که قذمت آن به سبب تپه‌های سیلک در بین فین و کاشان به 4 هزار سال قبل از میلاد می‌رسد. این شهر را در منابع اسلامی قاسان و قاشان هم نوشته‌اند.
کرمان: کرمان چون در منطقه جنوب بر سر راه هند بوده‌است از زمان هخامنشیان مورد توجه بوده‌است. کرمانیا (kermania) میان خلیج فارس و ایالت پارس و منطقه گدروزیا Gadrosia (بلوچستان) و پارت واقع بوده و به دو قسمت تقسیم می‌شد. کرمان کویر یا بیابان و کرمان حاصلخیز. در مجموع به منطقه کرمان در ابتدای دوره ساسانیان توجه می‌کردند. اردشیر بابکان شهرهای زیر را بنا کرد و یا تجدید ساختمان نمود چون به استان کرمان علاقه خاصی داشت به طوری که شهرهای نرماشیر با نام نرم اردشیر، گواشیر گواردشیر و سیرجان با نام اردشیرگان در تاریخ ثبت گردید. کرمان آنقدر آباد بود که در زمان اردشیر بابکان شش میلیون درهم مالیات به دولت می‌پرداخت.

کرمانشاه: از شهرهای بزرگ غرب در منطقه زاگرس است. اسم قدیم آن قرمیسن (کارمیان) و کامبادان بود و اکنون کرمانشاه است. بنای آن را به بهرام چهارم ساسانی و به روایتی به قباد اول نسبت داده‌اند. از قرن دهم میلادی به کرمانشاه معروف شده‌است.

کوشان شهر: شهری‌است که پایتخت کوشانیان بود و در پاکستان فعلی واقع است. و نام آن در حال حاضر پیشاور (پشاور) است. نام اول آن پورشاپور بود که تبدیل به پیشاور گردید.

کوشک سفید: ساختمان سفید رنگ که به منزله سدی برای حفاظت از شهر مدائن به وسیله خسرو اول (انوشیروان) ساخته شد.

  امتیاز: 0.00