منو
 کاربر Online
1008 کاربر online
 : تاریخ
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر دوره متوسطه 2 ستاره ها ارسال ها: 94   در :  چهارشنبه 29 شهریور 1391 [11:45 ]
  بخش بیست و نهم (قسمت هفتم)
 

ریوند: نام باستانی نیشابور در منطقه خراسان بوده است. در آثار باستانی که به زبان اوستایی از این شهر نام برده‌است آن را ریونت به معنی دارنده شکوه و جلال است، چون در زبان فارسی وند به معنی صاحب پایدارنده ‌است. ریوند چون به معنی دارنده شکوه و جلال و برتری است در آثار دوره اسلامی، از نیشابور به عنوان ابرشهر به معنی شهر بزرگ‌تر و با شکوه‌تر یاد کرده‌اند. در آثار دوره ساسانی از این شهر تحت عنوان شاپور گُرد ثبت شده‌است. که به معنی شاپور پهلوان است. در بعضی ازمتون دروه ساسانی شاپور اردشیران کرد به معنی شهری که شاپور فرزند اردشیر ساخته است. در بعضی از متون به زبان پهلوی ساسانی از آن شهر چون ابرشتر یاد شده، بعد از اسلام نیشابور را ابرشهر که به معنی شهر برتر است نامیدند. ولی از آن‌جایی که حمزه اصفهانی در کتاب سنی ملوک الارض، نام اصلی این شهر را شهر نیک شاپور نامیده است به تدریج در الفاظ به نیشابور (نیشاپور) نامیده شده‌است. در اساطیر ایران آمده است که در ریوند (Rywand) پایتخت گشتاسب بوده است. که در نزدیکی آن آتشکده برزین مهر قرار داشته است. هم‌اکنون نیز از کناره مسجد جامع شهر نیشابور را تا حدود سبزوار را ریوند می‌گویند.

زابل: شهری در استان سیستان و بلوچستان است. نام آن در زبان پهلوی ساسانی زاولستان بوده‌است. و به استناد مندرجات شاهنامه فردوسی، این شهر جزئی از منطقه وسیع زابلستان بوده‌است. جغرافی نویسان اسلامی اقلیم کوهستانی رود هیرمند علیا و رود قندهار را زابلستان می‌گفتند. در افسانه‌های ایرانی سیستان و بلوچستان به مناسبت نام زال و رستم شهرت بسیار داشته‌اند. زابلستان احتمالاً یکی از مراکز ترویج دین زرتشت بوده‌است. و به عقیده پیروان این دین سوشیانس (Soshiance) که به عقیده زرتشتیان موعود آن‌ها خواهد بود از زابلستان ظهور خواهد کرد. در کنار رودخانه‌ هیرمند به ویژه دز جاهای مرتفع آن در کوه خواجه، آثار آتشکده و کاخ عظیمی نمایان است. تاریخ ساختمان این آثار را به قرن اول میلادی می‌دانند. خرابه‌های شهر باستانی زرنج پایتخت سیستان قدیم در جلگه‌ای در اطراف دریاچه هامون واقع شده‌است. بر طبق تحقیقات باستان‌شناسان منطقه زابلستان یک مرکز آباد و تمدنی بوده‌است. امروزه بخشی از زابل فعلی در ایران، جنوب افغانستان و بخشی از پاکستان را در بر دارد. محتمل است که تپه‌های باستانی شهر سوخته مرکز این منطقه بوده‌است. زابلستان از بهترین زیستگاه‌های طبیعی بوده و به سبب وجود آب فراوان و پوشش گیاهی مناسب از تمدن درخشانی برخوردار بوده‌است. اما تغییرات آب و هوا و احتمالاً زلزله موجب انقراض این تمدن شده‌است. در تاریخ اساطیری ایران زابلستان جایگاه درخشانی دارد.

زرنج (زرنگ): شهر زرنگ و به عربی زرنج در ناحیه گود و پستی در کناره‌های خاوری رود هیرمند در حوالی سنارود از نهرهای بزرگی که از هیرمند جدا می‌شد و به سوی باختر جریان داشت، واقع بود. این شهر به وسیله امیر تیمور در 761 هجری ویران شد و هم اکنون به صورت دهی کوچک به نام ناد علی در جنوب زرنگ باستانی موجود است. درباره پیدایش شهر زرنج عقاید متفاوتی است. اسدی طوسی در گرشاسب نامه بنای این شهر را به گرشاب پهلوان اسطوره‌ای که نژادش به جمشید می‌رسد که نیای رستم است نسبت می‌دهد و می‌گوید:
به اخترشناس و مهندس شمار به روم و به هند آن که بد نامدار
بیاورد و بنهاد شهر زرنج که در کار ناسود روزی زرنج
زگل باره‌ای گردش اندر کشید میانش دری سر به مه بر کشید
بسا رود برداشت از هیرمند وزان جوی و کاریزها برفکند
مؤلف تاریخ سیستان نیز گفته گرشاسب‌نامه را تأیید می‌کند. حمدالله مستوفی در کتاب جغرافیای نزهه القلوب نیز همین عقیده را دارد. اما ژوزف مارکوارت خاورشناس آلمانی بنای آن را به افراسیاب نسبت می‌دهد. زرنگ آنقدر آباد بود که مرکز سیستان بوده که به آن ابر شهریار هم می‌گفتند واسیلی بارتولد (Vasilli Bartold) حق مطلب را بهتر ادا کرده است و عقیده دارد که : زرنگ که در قرون وسطی شهر عمده سیستان بود در سمت راست هیرمند قرار داشت.
نام اصلی زرنگ (زرنج) را درنگیاتا نوشته و اضافه می‌کند که خرابه‌های زرنگ، میان نادعلی و روستای جهان آباد واقع است. در تاریخ سیستان از شهرستان آباد زرنج که شهر عمده کشور نیم‌روز بوده‌است یاد شده. ویرانه‌های شهر زرنگ در پیرامون آبادی‌های زاهدان در کنار بستر سنا رود از شاخه‌های پیشین هیرمند باقیست. بعد از حمله عرب به سیستان، زرنج بدست اعراب افتاد ولی یعقوب لیث در یک نهضت استقلال طلبانه حاکم عرب را دستگیر و زندانی کرد و از آن پس شهر عمده اقتصادی سیاسی شرق فلات ایران بود تا آن که تیمور لنگ شهر زرنج را ویران و مردم را قتل عام کرد. قابل یادآوری است که سیستان را در تاریخ تحت عنوان سجستان، سکستان نیز نوشته‌اند.

ساری: مرکز استان مازندران. در منابع اسلامی ساریه آمده است. در افسانه‌های طبرستان و رویان ساختمان آن را به طوس فرزند نوذر سپهسالار کیخسرو نسبت داده‌اند. قبل از طلوع اسلام و رسوخ علویان، فرمانروایان طبرستان که در ساری زندگی می‌کردند، اسپهبد سارویه در زمان ساسانیان از همه معروف‌تر است و بدین جهت نام این شهر را ساری گذاشتند. او برادری داشت به نام دادمهر. سپهبد خورشید پسر دادمهر نیز از فرمانروایان معروف مازندران به ویژه ساری است. خاندان باوند از امرای ایرانی‌الاصل مازندران بودند که در بیشتر نقاط طبرستان حاکمیت داشتند. باوندیان فرزند کیوس یا کاوس فرزند قباد ساسانی بود که امیر طبرستان شد تا زمان ظهور اسلام در مازندران حکومت داشتند فرزندان آنان در زمان آل بویه اسلام را پذیرفتند.
بعد از اسلام آوردن آل باوند هم‌چنان امرای باوند از جانب آل بویه و سپس سلاطین دیگر ایران بر بلاد مختلف مازندران و گیلان حاکم بودند. سرانجام در پادشاهی رستم بن اردشیر اسماعیلیان، قلمر باوندیان را در طبرستان مورد تهاجم قرار دادند. با قتل رستم در 606 ه ق تمام سواحل دریای مازندران و گیلان بدست سلطان محمد خوارزمشاه افتاد و بعد از ایلخانیان مغول امرای باوندی بدست امرای دیگر مازندران به نام آل افراسیاب از میان رفتند.

سمنان: در روزگار مادها و هخامنشان، کومیزیه، (کومی‌سن) نام داشت. و در زمان ساسانیان کومس و بعد از طلوع اسلام، مورخین مسلمان آن را قومس نوشتند. سمنان شهری بسیار باستانی است و به لهجه‌ای که ریشه در زبان فارسی باستان دارد صحبت می‌کنند. اسطوره‌های ایران حاکی از آن است که طهمورث پیشدادی آن را بنا کرده‌است. مرکز ایالت قومس شهر دامغان بود. به احتمال زیاد، قومس معرب کلمه کومش است که به معنی قنات یا نهری است که در زیر زمین مسیر آن را کنده باشند. هنوز در بعضی نقاط ایران قنات را کومش گویند و به جای مقنی واژه کومیش را به کار می‌برند.
__
سیردریا(Syr Darya) __: که همان سیحون است. نام باستانی آن یاکسارتس (Jaxates) است. سیر دریا رودیست در آسیای مرکزی واقع است که از کوه‌های تیان شان سرچشمه گرفته است. این رود به طول 2212 کیلومتر در مناطق قرقیزستان، ازبکستان و قزاقستان جاری است. این رود از دره حاصلخیز فرغانه و حاشیه بیابان قزل قوم می‌گذرد. شهری که در مسیر آن قرار دارد خجند است.

  امتیاز: 0.00