منو
 صفحه های تصادفی
نیلوفر
ساختار وجودی شتر
جحفه
منطق گریه بر شهید
دیوپتاز
گوشی بل
دانشنامه:راهنمای انتساب کاربر به گروه
نوول در ادبیات انگلیسی
بخش بیماریهای گیاهی
کانی دگرگونی
 کاربر Online
2056 کاربر online
 : تاریخ
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر دوره متوسطه 2 ستاره ها ارسال ها: 94   در :  سه شنبه 29 شهریور 1390 [06:46 ]
  روایات مورخان اسلامی درباره پادشاهان ساسانی
 

بخش بیست و سوم: روایات مورخان اسلامی درباره پادشاهان ساسانی
منابع بخش بیست و سوم، همان منابع بخش بیست و دوم است. به اضافه منابع جدید که در شرح هر یک از پادشاهان از آن ها یاد خواهیم کرد. همه این منابع در تاریخ دو جلدی 1500 صفحه ای تحت عنوان تاریخ سیاسی ساسانیان تالیف دکتر محمد جواد مشکور، انتشارات دنیای کتاب، 1367 موجود است.
فصل اول
پادشاهی یزدگرد دوم (238-457) به روایت مورخان اسلامی
بلعمی می نویسد: پس از بهرام پسرش یزدگرد به پادشاهی نشست. مردمان را دعاهای نیکو کرد و گفت از من مردی‌ها ببینید، چنان که از پدرم بهرام ولیکن به رای و تدبیر این مملکت را بدارم و سیرت نیکوکار ببندم. چون رومیان خراج نداده بودند، این پادشاه مهر نرسی وزیر پدرش را به روم فرستاد و خراج باز گرفت. دو پسر بودش، نام مهتر «فیروز» و نام کهتر «هرمز». فیروز را به سیستان فرستاد و پادشاهی آن جا را به او داد. فیروز که پادشاه سیستان شد ملک طالقان را به شاه هیاطله داد (ملک طالقان جائی است در افغانستان فعلی و غیر از طالقان ایران است). یزدگرد هجده سال فرمانروائی کرد.
روایت گردیزی درباره یزدگرد دوم
چون یزدجرد بن بهرام بر تخت نشست با رعیت نیکو رفت و به روزگار او جهان آرمیده بود. او مردی خوش خو بود. اما حریص بود بر ساختن و پیراستن سلاح و آراستن سپاه، پیوسته حشم و لشکریان را صله دادی و دیواری بنا کرد میان ارمنیه و خزر و اما تمام نتوانست کرد و فرمان یافت. مدت سلطنتش هجده سال بود.(زین الخبار ص28)
روایت حمزه اصفهانی درباره یزدگرد دوم
یزدگرد پسر بهرام، پیراهن وی سبز و شلوارش سیاه با نقوش طلا و آسمان گون، تخت نشسته و تکیه کرده بر شمشیر خود بود (تاریخ پیامبران و شاهان ص53) ابن اثیر می نویسد: پس از آن که یزدجرد تاج بر سر نهاد، مردم را فرا خواند و گفت که پدرم بهرام بیشتر دقت را به مصالح ملک گذرانید. او نرسی مشاور پدر را به وزارت برگزید و عدل پیشه‌کرد و خصوصاً سپاهیان را راضی نگه داشت. چون رومیان به یزدجرد خراج نپرداختند، نرسی را به همراهی سپاهی به جنگ آنان فرستاد و تقاضای خراج نمود و خواسته‌اش برآورده شد. یزدجرد هشت سال و چهارماه و به قولی نه سال سلطنت کرد (ابن اثیر ص77).
روایت میرخواند درباره یزدگرد دوم
میرخواند در روضة الصفا ص 768 می‌نویسد: چون یزدجرد به شاهی نشست پادشاه روم خراج معهود بازگرفت. شاه ایران، مهر‌نرسی را با جمعی کثیر از دلیران بدان صوب فرستاد. چون حاکم روم را جرات و جلادت ایشان معلوم بود به ادای مال مقرر استرضای مهر نرسی را فراهم‌کردند. چون هجده سال از سلطنت یزدجرد بگذشت او را نیز براهی که پدرش رفته‌بود روان گشت. ( به نقل از روضة الصفا مندرج در کتاب تاریخ سیاسی ساسانیان ص564) ولی ابن واضح یعقوبی در تاریخ یعقوبی ص132 مدت پادشاهی او را هفده سال نوشته است.
روایت مسعودی در مروج الذهب درباره یزدگرد دوم
یزدجرد از حکما و دانشمندان پرسید که صلاح پادشاه در چیست؟
پاسخ دادند که مهربانی با رعیت و مالیت گرفتن از ایشان بدون مشقت و دوست کردن ایشان به عدل و داد و امن داشتن راهها و گرفتن حق مظلوم از ظالم و مملکت به وزرای صالح اداره می شود. یزدگرد پرسید که مردم گاهی فتنه‌ها بر‌می‌انگیزند. به من بگویید که موجب برخاستن فتنه و برانگیخته‌شدن آن‌ها در چیست؟ و چه چیز آن را فرو‌ می‌نشاند و از بین می برد. گفتند: فتنه را کینه‌های مردم باعث می شود به طوری که جرات آن را پیدا می‌کنند که عوام خواص را مورد استخفاف قرار دهند و زبان بگشاده و آن چه در دل دارند بگویند. دیگر آن که نیکی کردن به توانگران و آزار تنگدستان و غفلت غوطه ور در لذت و بیداری محرومان موجب برانگیخته شدن این فتنه ها می‌شود. اما آن چیزی که آن فتنه ها را فرو می نشاند آماده بودن در مقابل حوادث پیش از پیدا شدن آن‌ها و در موقع هزل به کاربردن جد و عمل به جزم و احتیاط در هنگام خشم و رضا است (مروج الذهب ص223).
ثعالبی در کتاب شاهنامه ثعالبی (غرر اخبار ملوک الفرس) ص273 تا 274 چه می نویسد
یزدگرد چندی شیوه پدر را دنبال کرد، سپس از طریق او منحرف گشته کمتر اجازه ملاقات می داد، و به نزدیکان خود در سبب این کار می‌گفت: این شیوه مرا حمل بر تکبر من مکنید، بلکه هر زمانی اقتضائی دارد. اگر پادشاهی خلوت گزیند قابل ملامت نیست زیرا در بهبود کار رعیت می‌اندیشد. ولی در اجرای عدالت و آباد کردن کشور پیروی از شیوه پدر می‌کرد، اما در امر شراب نوشیدن، مخالف رفتار پدر بود و در آن افراط نمی کرد و میگساری او هفته ای دو بار تجاوز نمی‌کرد. یزدگرد را دو پسر بنام هرمز و فیروز بود و از آن جهت که تعیین یکی از آنها به جانشینی خود باعث رنجش خاطر دیگری می شد، اتخاذ این تصمیم را بر عهده اعیان دولت و مرزبانان گذاشت و چون هجده سال و کسری از سلطنت او گذشت، درگذشت. (مندرج در ص566 کتاب تاریخ سیاسی ساسانیان جلد اول)
روایت فردوسی توسی درباره یزدگرد دوم
چو شد پادشا بر جهان یزدگرد سپاه پراکنده را کرد گرد
همی داشت یک چند گیتی به داد زمانه بدو شاد و او نیز شاد
سپردم به هرمز کلاه و نگین همان لشگر و گیخ ایران زمین
اگر چند پیروز با فر و یال ز هرمز فرو بست چندی به سال
ز هرمز همی یابم آهستگی خردمندی و شرم و شایستگی
بگفت این و یک هفته زان پس بزیست برفت و بر او تخت چندی گریست

  امتیاز: 0.00