منو
 صفحه های تصادفی
انسانهای اولیه
اپراتور
ساختمان گنبدی
پرولاپس دریچه میترال
عقل و وحی از دیدگاه علامه طباطبایی
آلکانهای بالاتر
لیزر گاز دی اکسید کربن
آزمایش نقطه کور
الگوریتم
تمدن موچه-مراحل تحولی
 کاربر Online
380 کاربر online
 : خلاقیت
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه خلاقيت ارسال ها: 224   در :  سه شنبه 27 مهر 1389 [05:38 ]
  کودک و کارکرد بازی‌ها
 

بازی مهم‌ترین فعالیت در زندگی کودکان است و گاهی اوقات به نظر می‌رسد که اهمیت آن از خوردن و خوابیدن برای کودکان بیشتر است. بازی برای آن‌ها نوعی تفریح است و گاهی هم تلاشی جدی و سخت برای انجام دادن صحیح و مطلوب امور است، در واقع بازی به گونه‌ای اشتغال کودکان به شمار می‌آید و اگر شما، رشد یک کودک و بازی‌های او را نگاه کنید در آن صورت در خواهید یافت که چرا تا این حد، بازی اهمیت دارد. شما با مطالعه‌ی نکات ذیل به شناختی دست خواهید یافت تا با اشراف بیشتری به پدیده‌ی بازی کودکان بنگرید و این بخش برای پدر و مادرها، مراقبین کودکان و تمامی کسانی که با آن ها سرو کار دارند مفید خواهد بود:
-پی بردن به مفهوم واقعی بازی.
- آگاهی از انواع بازی در کودکان.
- شناخت از این که بازی چگونه به رشد کودکان کمک می‌کند.
سوالی که مطرح می‌شود این است که چرا بازی اهمیت دارد؟ باید بدانیم که بازی از این جهت اهمیت دارد که به رشد آنها به شکل سالم و نیرومند کمک می‌کند. هنگامی که کودکان می‌جهند و بالا و پایین می‌پرند، غلت می‌خورند و می‌چرخند و... در واقع، آن‌ها ماهیچه‌های بدن خودشان را تقویت می‌کنند و انرژی خود را می‌سوزانند. بازی فیزیکی و جسمانی باعث رشد و تقویت نیروی آن‌ها می‌شود، تحمل آن‌ها را بالا می‌برد و سبب هماهنگی و توازن جسمانی آنها می‌شود. این نوع بازی‌ها برای این که بهتر غذا بخورند و خوبتر استراحت کنند کمک می‌کند. از سوی دیگر، بازی از این جهت مهم است که کودکان می توانند از آن طریق معنی خیلی چیزها را در دنیای پیرامونشان درک کنند. مفاهیمی مانند توقف عبور کردن، پایین بالا و غیره. بازی با سطل و شن و ماسه کمک می‌کند که آنها مفهوم پر و خالی کردن را دریابند. کودکان می فهمند که اطلاعات به دست آمده را در زمان مناسب به کار گیرند. آنها می‌آموزند و به نوعی کشف می‌کنند که چگونه اجسام را لمس کنند یا د رموارد متعدد دیگر مانند هنر و علم، ریاضی و موسیقی طبیعت و حیوانات، مردم و خلاصه آنچه که برای زندگی و تفکر لازم و ضروری است، همه و همه از طریق همین بازی‌ها اکتساب می‌شود. بازی به آن‌ها می‌آموزد که چیزهای مختلفی از انسان و زندگی جمعی یاد بگیرند.
در هنگام بازی کودک یاد می‌گیرد که در کارها شراکت داشته‌باشد، احساساتش را بیان کند، به صحبت همبازی‌هایش گوش کند، یک نقش را به شکلی خاص ایفا کند، حرف بزند و خواسته‌هایش را بیان کند و در فعالیت‌های گروهی فعال باشد.
در هنگام بازی است که کودک، مفاهیم اطاعت و پیروی کردن و رهبر گروه شدن را می‌آموزد. در این مسیر است که برای فهم خود و دیگران تلاش می‌کند و در می‌یابد که چه چیزی را دوست دارد یا نه و گروه او چه خواسته‌هایی دارد. نقش – بازی، فعالیتی است که با وانمود سازی و ایفای یک نقش همراه است و کودک تلاش می‌کند تا خود را به جای شخص دیگری قرار دهد مانند یک آتش‌نشان، پزشک، مادر یا معلم. بازی سبب ایجاد حس خوبی از خود کودک می‌شود. این احساس خوب و خوب بودن، سبب سرعت گرفتن و افزایش یادگیری هم می‌شود . شما هنگامی که آرامش دارید ، چیزهای بیشتری یاد می گیرید تا زمانی که در حالت فشار باشید. حتی زمانی که بازی به صورت سخت درآید و در حکم یک نوع حل مساله باشد، کودکان وقتی که راه حل درست دست می‌یابند، به هیجان می‌آیند و ممکن است در ذهن خود یا بلند اعلام کنند که من آن را انجام داده‌ام!
به این معنا است که «من احساس خوبی در مورد کشف خودم دارم» از این رو اگر بازی، مناسب کودکان طراحی شده باشد، موجب موفقیت آن‌ها می‌شود.
بازی کردن موجب رشد آن‌ها می‌شود و به نوعی با همین بازی‌های ساده است که آنها مهارت بزرگسالی را یاد می گیرند و می فهمند چگونه با مسایل مختلف روبرو شوند و آنها را حل کنند. از طریق بازی است که آنها در می یابند که چه چیزهایی درست یا غلط است، به طور مثال می‌آموزند که ورزشکار خوبی باشند، صمیمی باشند و دیگران را فریب ندهند. آنها تخیل خود را در هنگام بازی به کار می‌گیرند و رشد می‌دهند البته بازی، انواع گوناگونی دارد مثلاً در بازی‌های روانی، کودک با تجربه و آزمایش و با به‌کارگیری قوانین ذهنی‌اش به دنبال کشف و کاویدن است و به امور پی می‌برد مثلاً به کارکرد واژه ها و اعداد دست می یابد و کلاً از قواعد بازی نیز آگاه می‌شود مثلاً وقتی که یک چیز را پرت می کند و دوباره بر می دارد ، همین کار تبدیل به یک بازی و کشف قوانین می‌شود. کودکان به بازی شمارش و حساب کردن می پردازند. آن‌ها شروع به جمع آوری کلکسیون یا مجموعه ها می کنند مانند جمع‌آوری پروانه‌ها، تمبرها، حشرات، سکه‌ها و غیره و از این طریق یاد می گیرند که آن‌ها را طبقه‌بندی کنند. این سرگرمی و تفریح به شمار می‌آید و یاد می‌گیرند که چیزهای جدیدی را به مجموعه‌های خود اضافه کنند. آن‌ها رنگ‌ها را از طریق گردش در طبیعت می‌شناسند و اصولآً به خاطر ماهیت کودکانه‌ی‌شان، میل زیادی به لطیفه‌گویی دارند.

  امتیاز: 0.00