منو
 کاربر Online
617 کاربر online
 : تاریخ
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبير گروه تاريخ 3 ستاره ها ارسال ها: 204   در :  دوشنبه 22 شهریور 1389 [07:35 ]
  سلطنت در سلسله اشکانی
 

پادشاه در راس طبقه ممتاز قرار داشت. در دوره اشکانیان بر طبق تمام مدارک موجود از مورخین رومی و سپس اروپائیان معاصر سلطنت موروثی نبود بلکه رای اعضای ذکور خاندان سلطنتی که به حد بلوغ رسیده‌بودند و نظر مجلس سنا که از نخبای سال‌خورده و کارآزموده و روحانیون بزرگ تشکیل می‌یافت، در انتخاب شاه اهمیت فراوان داشت. فئودال‌های بزرگ و نخبای پارت، وقتی که قدرت شاه را معارض منافع خود می‌دیدند، با وسائل گوناگون و گاه با توسل به اجانب به خصوص رومیان، موجبات عزل و طرد او را فراهم می‌کردند و شاهان معزول و فراری نیز گاهی برای اعاده قدرت از دست رفته به بدویان به رومیان متوسل می‌شدند و از آنان برای تجدید قدرت خود کمک می‌خواستند. با این حال بعضی از سلاطین پارت قدرتی نامحدود داشتند، چنانچه فرهاد چهارم 39 تن از برادران و نزدیکان خود را کشت تا مبادا مدعی او شوند.
منبع: تاریخ اجتماعی ایران جلد اول نوشته مرتضی راوندی، انتشارات امیرکبیر، تهران 1356

نظر مشیرالوله پیرنیا درباره امتیاز و برتری پارت‌ها بر سایر سلسله‌ها

او در کتاب ایران باستان ص 2539 به بعد می‌نویسد: سلسله اشکانی در حدود پانصد سال طول کشید و باید انصاف داد که این مدت خوب کارکرد. اگر هم به علت نفاق درونی سقوط کرد باز برای او این سقوط دیرتر از همه روی داد. دولت ماد به قول هرودوت یکصدوپنجاه سال حکمرانی کرد. دولت هخامنشی از کوروش بزرگ تا مرگ داریوش سوم دویست و بیست سال حکمرانی کرد. دولت هخامنشی از کوروش بزرگ تا مرگ داریوش سوم دویست و بیست سال طول کشید. اما دولت اشکانی چهار صدوهفتاد و پنج سال حکومت کرد. بنابراین میان تمام سلسله هایی که در ایران سلطنت می کردند و رفتند از حیث طول حکمرانی نظیر ندارد. این نکته را هم باید در نظر داشت که پارتیان بر خلاف دولت هخامنشی، ایران را به ایرانی سپردند و در مقابل خارجی سر فرود نیاوردند، بر این نکته همه مورخین تاکید دارند.

فردوسی توسی درباره همکاری ایرانیان با اردشیر بابکان برای پیروزی بر اردوان اشکانی ، می‌گوید:

وزین سو به دریا رسید اردشیر
به یزدان چنین گفت کای دستگیر

تو کردی مرا ایمن از بدکنش
که هرگز نبیناد نیکی تنش

زهر شهر فرزانه ورایزن
به نزد جهان جوی گشت انجمن

زبان برگشاد اردشیر جوان
که ای نامداران روشن روان

کسی نیست زین نامدار انجمن
ز فرزندان و مردم رایزن

که نشنید کاسکندر بد نهاد
چه کرد از فرومایگی در جهان

نیاکان ما رایکایک بکشت
به بیدادی آورد گیتی به مشت

چو من باشم از تخم اسفندیار
به مرز اندرون اردوان را چه کار؟

  امتیاز: 0.00