منو
 صفحه های تصادفی
اصول مکانیک کوانتومی
تاریخ روانشناسی در ایران
مسلم در قصر ابن زیاد
کریستیان هویگنس
IMAP
آزمایش آینه ی ضد گرانش
آگاهی امام علی علیه السلام از کتب پیامبران پیشین
تصریح امام رضا بر امامت امام جواد علیهماالسلام
درس طراحی 2
صورت سود و زیان
 کاربر Online
654 کاربر online
 : تاریخ
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبير گروه تاريخ 3 ستاره ها ارسال ها: 204   در :  دوشنبه 01 شهریور 1389 [11:49 ]
  روابط اشکانیان با دولت‌های خارجی
 

الف: رابطه ایران و روم

پارتیان بعد از جنگ‌های متوالی توانستند سلوکیان را از فلات ایران به سوریه برانند و به حکومت هشتاد ساله آنان در کشور ایران خاتمه دهند و پایه‌های استقلال خود را استوار سازند. رومیان در سال 92 قبل از میلاد سرداری به نام سولا به عنوان حکمران کاپادوکیه واقع در آسیای صغیر مامور آسیا کردند. مقصود پارتیان آن بود که مهرداد پونتی پادشاه پونت دولتی در جنوب دریای سیاه که یکی از ملوک‌الطوایف اشکانی بود و در پناه دولت قوی پنجه اشکانی نیرومند شده‌بود سر جای خود بنشانند تا شاید بدن وسیله از قدرت اشکانیان در غرب آسیا جلوگیری کنند ولی سواران پارتی که تحت فرماندهی اشک نهم (مهرداد دوم) پادشاه اشکانی بودند خود را به مرزهای ایران رسانیدند و سولا جرات جنگیدن با پارتی‌ها را نداشت و به مذاکرات دوستانه با ایرانیان پرداخت. این اولین برخورد سیاسی بین ایران و روم بود. اختلافات ایران و روم د رزمان اشکانیان بر سر مساله ارمنستان بود. در سال 66 ق م هم زمان با سلطنت فرهاد سوم «پومپه» سردار رومی به طمع تسخیر ارمنستان به این منطقه لشگر کسید. اما از آن جائیکه « تیگران» پادشاه ارمنستان از فرهاد یاری خواست لشگریان فرهاد سوم به کمک تیگران آمدند اما پومپه توانست ارمنستان را تسخیر نماید . از این پس دشمنی بین ایران و روم شدت گرفت به طوری که در جنگ حران (کاره) نزدیک دریاچه وان شمال بین النهرین بین سورنا سردار اشکانی و کراسوس سردار یونانی روی داد، کراسوس کشته شد و همه‌ی پرچم های رومی به عنوان غنیمت به دست سپاهیان پارتی افتاد (53 ق م) به نوشته مورخان رومی از آن پس جهان در میان دو نیروی روم و پارت به دو قسمت شرق و غرب تقسیم شد ولی اقتدار ایران در آسیا تا سوریه و ارمنستان آنقدر بود که رومیان جرات جنگ با ایران را نداشتند به طوری که اشک چهاردهم (فرهاد چهارم) در زمان آنتوان سردار رومی که می خواست انتقام شکست کراسوس را بگیرد دلیرانه ایستاد. فرهاد چهارم عاقبت در سال 20 قبل از میلاد پرچم ها یرومی را که در جنگ کراسوس ایرانیان به غنیمت گرفته بودند پس داد و «واکتا واگوست» قیصر روم یک دختر ایتالیای به نام «موی‌زا»moysa) ) را جهت زناشویی به پادشاه ایران بخشید و متقابلاً فرهاد چهارم پسران خود را نزد «اکتاویوس» (اکتاواگوست) امپراتور روم فرستاد بر سر این حسن نیت و تدبیر تجاوزات خصمانه یکصد سال بین ایران و روم متوقف شد. فرهاد چهارم از این زن رومی دارای فرزندی شد که به رومی «فراتاسس» (phraataces) و به زبان پهلوی اشکانی فرهادک می‌خواندند. جنگ با روم بعدها در زمان بلاش اول بر سر ارمنستان درگرفت ولی رومیان شکست خوردند و تخلیه ارمنستان را پذیرفته و ضمن قرارداد صلحی قبول کردند که تیرداد برادر بلاش پادشاه ارمنستان باشد به شرط اینکه تاج خود را در روم از دست قیصر روم بگیرد. لذا در سال 66 میلادی تیرداد به همراهی خانواده خود و سه هزار تن از بزرگان پارتی دارد ایتالیا شد و طی جشنی که در حضور نرون برپا گردید تاج پادشاهی ارمنستان را بر سر تیرداد گذاشتند خط مسافرت تیرداد در اروپا چنین بود از ترکیا (تراس) تا ساحل دریای آدریاتیک خود را به شبه جزیره ایتالیا رسانید چون تیرداد از سفر دریا احتزار داشت مذهبی‌بودن او و پرهیز آلودن آب بنا به آئین زرتشت بود سفر رفت و برگشت او از ارمنستان به روم 9 ماه طول کشید و برای مخارج سفر از خزانه روم روزی 800 هزار (سس ترس) معادل صد هزار تومان به نرخ 1367 شمسی دریافت می‌کرد. بعداز این واقعه یک پیمان صلح بین نرون امپراتو روم و پادشاه ایران منعقد گردید و از جنگ حران تا برافتادن دولت پارت یعنی قریب سه قرن میان پارتیان و رومیان در سوریه کنار فرات و بین النهرین و ارمنستان جنگ برقرار بود. پیروزی گاهی نصیب رومیان و زمانی از آن پارتیان می شد. تا انقراض اشکانیان در 226 میلادی هیچ یک از دو امیپراتوری ایران و روم موفق به تحمیل راه حل‌های خویش در مسائل مشرق که شامل ارمنستان می‌شد بر دیگری نگشت مگر در مواقعی زود گذر و ارمنستان همواره میدان نبرد میان قوای دو کشور بود و در مرز مشترک آسیای صغیر و صحرای عراق از جانب پارتی‌ها جهت حفاظت راههای کاروان‌رو قلعه‌هایی ساخته شده که مهم‌ترین آن‌ها قلعه نصیبین است.

ب- رابطه با سرزمین های شرقی فلات ایران

در سال 250 پیش از میلاد که سلسله اشکانی روی کار آمد، رویداد مهمی در کشور چین پدید آمد سلسله چئو که قرن‌ها در چین حکومت می‌کردند دچار ضعف و ناتوانی شدند و کشور به چندین استان مستقل تقسیم شد و ملوک الطوایفی به وجود آمد. پس از چندی شخصی به نام تسین قیام کرد و نواحی مختلف کشور را مطیع خود نمود و وحدت سیاسی در چین ایجاد کرد. در این موقع هون‌ها که طایفه‌ای بیابانگرد و وحشی بودند از چین بیرون رانده شدند. این طایفه با طوایف مجاور خود به نام یوئو چی جنگیدند و آن‌ها به سوی مغرب و جنوب فراری دادند یوئوچی‌ها که به طخارها (تخارها) در آمیخته بودند به سوی کشور سکاها روی آوردند سکاها که از اقوام آریای چادر نشین بودند در جنوب رود جیحون آمودریا می‌زیستند، و با برانداختن دولت یونانی باکتریا (بلخ) برای خود حکومتی تشکیل دادند. با هجوم پوئوچی‌ها سکاها به ناحیه زرنگ روی آوردند و در آن جا مسکن گزیدند. زرنگ از این پس سکستان (سرزمین سکاها) نامیده شد که سیستان کنون یقسمتی از آن است. سکاها در سکستان نیز به تاسیس دولت پرداختند و غالباً مطیع و خراجگذار اشکانیان بودند از نیمه اول قرن پیش از میلاد یک تیره از طایفه یوئوچی پس از فتوحای پی در پی از تصرف نواحی بلخ از کو ههای هندوکش گذشتند و کابل (پایتخت فعلی هندوستان را اشغال کردند و مرزهای حکومت خود را تا کنار رود سند ادامهدادند و دولتی تشکیل دادند که به کوشانیان معروف است. کوشانیان بودایی مذهب بودند و مجسمه‌های بودا واقع در بامیان که به دست طالبان آسیب دید یادگار اقوام کوشانی است کوشانی‌ها مراکز مختلف حکومتی داشتند که مهمترین آن‌ها شهر پیشاور در پاکستان فعلی بود دولت روم علی رغم دولت اشکانی بااین دولت نوبنیاد روابط دوستانه ای داشت. کوشانیان به تدریج قسمت مهمی از راه ابریشم را در تصرف خود گرفتند و از نظر اقتصادی مانند اشکانیان در داد و ستد بازرگانی از ترانزیت استفاده می‌کردند بدین معنی که با گرفتن عوارضی کالاهای تجاری را از راه سرزمین خود عبور دادند معروفترین پادشاهان کوشانی «کانیشکا» (kanishka) بود او در فاصله 120 تا 160 میلادی سلطنت می‌کرد از بزرگترین پادشاهان کوشانی است. قلمرو حکومت او گذشته از ایران شرقی افغانستان شامل حوزه رود تاریم و ترکستان چین و شمال غربی هند و سواحل گنگ بود. او علاوه بر پیشاور، کابل، منطقه وزیرستان حد فاصل افغانستان و پاکستان کنونی بر پایتخت قدیم امپراتوری «موریا» یعنی شهر یعنی شهر «پاتالی پوترا» را تصرف کرد او با امپراتوری چین در شرق متصرفات خود درگیر شد و کاشغر و ختن را گرفت و حوزه اقتدار خود ار در محدوده جیحون، سند، گنگ و تاریم محدود نمود. او پادشاه همه افغانستان بود. آن طور که مورخان نوشته‌اند بین پادشاه کوشانی و بلاش سوم نبردی در گرفته‌است ولی با توجه به این که دولت کوشانی در شرق ایران بود، فرهنگ اشکانی تا منطقه تورفان چین گسترش یافت. بعد از زوال اشکانیان با روی کار آمدن ساسانی، شاهزادگان ساسانی مامور خدمت در افغانستان شده و لقب کوشان شاه داشتند.

نکات مهم در رابطه بین اشکانیان و ممالک شرقی و غربی آن کشور

الف- در موضوع رابطه با غرب

پایه اقتصاد سلوکیان و پارتیان بر کشاورزی و بازرگانی استوار بود و با رومیان تعامل صنعتی و بازرگانی داشتند در دوره اشکانیان ایران در بازرگانی جهانی وظیفه میانجیگری خود را مانند دوران های قبل ادامه داد و در سرزمین ایران مراکزی برای بازرگانی، ترانزیت و حمل و نقل کالاها از راه‌های خشک و دریائی به وجود آمد. پادشاهان اشکانی به مراقبت از راها دقت بسیار مبذول می‌داشتند و درآمد دولت از بازرگانی یکی از مهم ترین درآمد دولت به شمار می‌رفت. پارتیان در آبادکردن بین‌النهرین که یکی از راه‌های کاروانی به سوی شام و ساحل البحر روم بود بسیار کوشیدند و آن جا شهرها و کانال‌ها حفر کردند چنان که ترعه نهروان در شرق دجله و شعب آن از بناهای دوره اشکانی است. بلاش اول شهر جدیدی به نام «ولگاسیا» (volgasia) در کنار شهر بابل به وجود آورد وقصد از ساختن آن شهر ایجاد یک مرکز جدید بازرگانی به جای سلوکیه بود که در واقع استراحتگاه کاروانیانی بود که از راه ایران عازم روم بودند.
در مرز ایران و روم گمرکخانه ای بود که کالاهای صادراتی و وارداتی به آن جا وارد می‌شد و در دفاتر مخصوص ثبت میگردید. کالاهایی که از ایران به روم صادر می شد عبارت بودند از منسوجات گوناگون، ادویه، قالی و قالیچه و پارچه‌های ابریشمی. از روم فلزات و مصنوعات فلزی به ایران وارد می‌شد. نخستین برخورد سیاسی بین ایران و روم در زمان اشک نهم (مهرداد اول) اتفاق افتاد وی سفیری نزد «سولا» که از طرف دولت روم به حکمرانی کاپادوکیه مامور شده بود اعزام داشت تا پیمان دوستی بین ایران و روم برقرار نماید ولی سولا به عذر آن که چننی اختیاری از سنای روم ندارد از این کار سرباز زد.

ب- در موضوع رابطه با مشرق

با آنکه دولت کوشانی حد فاصل بین ایران اشکانی و کاشغر و ترکستان شرقی داشت ، ولی از طریق ترکستان غربی و محل قدیم استقرار سکاها در ماوراء سیحون و جیحون ارتباط تجاری بین ایران و چین برقرار بود و حتی تعامل فرهنگی بین ایران و منطقه تورفان در مغولستان انجام شد آئین بودا از جانب ترکستان و سرزمین کوشانی به شرق ایران رسوخ کرد و از طرف دیگر راه ابریشم از جانب چین از راه افغانستان و ترکستان شرقی هم چنان رونق داشت.

  امتیاز: 0.00