منو
 صفحه های تصادفی
اعتراف معاویه به اعلم بودن حضرت علی علیه السلام
مراقبت پرواز
زمین شناسی اقتصادی در ایران
ابومنصور وهسودان
سیر «داروئی»
کیوی قهوه ای
دانشکده توانبخشی
بیماری های متابولیک ارثی
بانک استقراضی ایران
سرمایه داری
 کاربر Online
494 کاربر online
 : فیزیک
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه فیزیک 3 ستاره ها ارسال ها: 2228   در :  سه شنبه 15 تیر 1389 [15:32 ]
  ارسطو و حرکت
 

ارسطو و حرکت

تصویر

ارسطو حرکت را به دو گروه اصلی حرکت طبیعی و حرکت قسری تقسیم کرد. ما هر یک از این دو نوع حرکت را نه به عنوان موضوع مطالعه بلکه فقط به صورت زمینه‌ای برای دیدگاه‌های کنونی حرکت به اختصار بررسی می‌کنیم.

ارسطو ادعا می‌کرد که حرکت طبیعی ناشی از «سرشت» هر جسم است و ناشی از ترکیب چهار عنصر (خاک، آب، باد، و آتش) موجود در جسم است. به نظر او، هر جسم موجود در عالم جایگاه مناسبی دارد که آن را همین «سرشت» تعیین می‌کند؛ هر آنچه در جایگاه مناسب خود نباشد «می‌کوشد» به آن برسد. تکه سفالی از جنس خاک رس چون از خاک است اگر تکیه‌گاهی نداشته باشد همانا به زمین (یا خاک) فرو می‌افتد. دودی که مانعی بر سر راهش نباشد، چون از جنس هواست، یقیناً بالا می‌رود؛ پری که آمیزه‌ای از خاک و هوا ولی بیشتر از خاک است یقیناً با سرعتی کمتر از سفال به زمین می‌افتد. او می‌گفت که اجسام سنگین‌تر سخت‌تر تلاش می‌کنند. بنابراین، استدلال ارسطو این بود که اجسام با سرعت متناسب با وزنشان فرو می‌افتند؛ هرچه جسم سنگین‌تر باشد، تندتر سقوط می‌کند.

حرکت طبیعی مانند حرکت تمام اجسام روی زمین، یا مستقیم و رو به بالا یا مستقیم و رو به پایین بود، مانند حرکت اجرام سماوی دایره‌ای بود. حرکت دایره‌ای برخلاف حرکت به بالا و پایین، آغاز و پایانی ندارد. و بدون هیچ انحرافی تکرار می‌شود. ارسطو اعتقاد داشت که قاعده‌های متفاوتی در آسمان‌ها حکمفرماست، و ادعا می‌کرد اجرام سماوی کره‌های کاملی‌اند که از ماده‌ی کامل و تغییرناپذیری ساخته شده‌اند که او آن را اثیر نامید. (تنها جسم سماوی که می‌شد تغییر آشکاری را بر چهره‌اش مشاهده کرد ماه بود. مسیحیان قرون وسطی، که هنوز تحت تأثیر تعلیمات ارسطو بودند، می‌گفتند که عیب‌های ماه ناشی از نزدیکی آن به زمین و آلوده شدنش توسط زمین فاسد است).

حرکت قسری، گروه دیگر حرکت ارسطویی، ناشی از نیروهای فشاری یا کششی بود. حرکت قسری حرکت تحمیلی بود. شخصی که ارابه‌ای را هُل می‌دهد یا وزنه‌ای سنگین را بلند می‌کند، مانند کسی که سنگی را پرتاب می‌کند یا کسی که برنده‌ی مسابقه‌ی طناب‌کشی می‌شود حرکت را تحمیل می‌کند. باد حرکت را بر کشتی تحمیل می‌کند. سیلاب‌ها آن را به تخته‌سنگ‌ها و تنه‌ی درختان تحمیل می‌کنند. نکته‌ی اساسی در مورد حرکت قسری علت خارجی آن بود که به اجسام منتقل می‌شد؛ آنها خود به خود و به واسطه‌ی «سرشت» خود حرکت نمی‌کردند، بلکه فشارها و کشش‌ها آنها را به حرکت در می‌آورد.

مفهوم حرکت قسری دشواری‌های خود را داشت، زیرا فشارها و کشش‌های بانی آن همواره نمایان نیستند. مثلاً زه کمان پیکان را تا هنگام رها شدن از کمان به حرکت در می‌آورد؛ پس از آن، توضیح حرکت بعدی پیکان ظاهراً به عامل محرک دیگری نیاز دارد. بنابراین، ارسطو فرض کرد که شکافته شدن هوا، بر اثر حرکت پیکان، با هجوم هوا برای جلوگیری از تشکیل خلاء عامل محرکی را در پشت آن به وجود می‌آورد. پیکان به همان صورتی در هوا به پیش رانده می‌شود که قالب صابونی که از یک سرش به آن فشار وارد کرده‌اید در وان حمام به حرکت در می‌آید.

باری، ارسطو در تدریس می‌گفت که تمام حرکت‌ها ناشی از سرشت جسم متحرک یا بر اثر فشار یا کشش مداوم است. اگر جسم در محل مناسب خود باشد، حرکت نمی‌کند مگر آنکه نیرویی به آن وارد شود. سوای اجرام سماوی، وضعیت عادی اشیاء حالت سکون است.

اظهارات ارسطو درباره‌ی حرکت آغاز تفکر علمی بود، و گرچه وی این اظهارات را حرف آخر در این مورد نمی‌شمرد، پیروانش تقریباً 2000 سال دیدگاه‌های او را مسلم فرض می‌کردند. در تفکر باستانی، قرون وسطایی، و اوایل دوره‌ی نوزایی سکون را بی‌چون و چرا حالت طبیعی اجسام می‌پنداشتند. چون تا قرن شانزدهم اغلب متفکران می‌پنداشتند زمین در جای مناسب خود قرار دارد و چون نیرویی که بتواند زمین را به حرکت در آورد باور نکردنی بود، به نظر آنان کاملاً روشن بود که زمین حرکت نمی‌کند.

  امتیاز: 0.00