منو
 کاربر Online
601 کاربر online
 : تاریخ
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبير گروه تاريخ 3 ستاره ها ارسال ها: 204   در :  شنبه 10 بهمن 1388 [06:07 ]
  جنگ های داریوش بزرگ
 

جنگ داریوش بزرگ با سکاها در شمال ایران

از 519 تا 515 قبل از میلاد داریوش بزرگ ارتش خویش را برای حفظ مرزهای شمالی امپراتوری به همه سرزمین سکاها از شمال شرقی تا شمال غربی ( حوزه دانوب) فرستاد، همانطور که در فصل های قبل گفتیم سکاها (اسکیت ها) شاخه هایی از آریائی های نیمه وحشی بودند که در شمال ایران می زیستند . حدود کشور ایشان از حوالی دریاچه آرال تا نزدیکی رود دانوب بود و به چند قبیله و طایفه تقسیم می شدند .نام ایشان در داستان های ملی «تورانی» ذکر شده است . چون این قوم نیمه وحشی غالباً از دشت های روسیه فعلی سرازیر شده و خاک ایران را از مغرب و مشرق دریای خزر مورد تاخت و تاز قرار می دادند و به قتل و غارت می پرداختند . داریوش می خواست که با لشگر کشی به سرزمین آن ها چشم زخمی به ایشان برساند وآن قوم غارتگر را ادب کند .سکاها از داریوش شکست یافته و خرمن ها و مزارع سر راه خود را آتش زده ،چاههای آب را پر کرده به داخل کشور خود که قلب روسیه کنونی باشد عقب نشستند .چون قحطی و سرمای لشکریان ایرانیان را تهدید می کرد ، داریوش تعقیب بیشتر ایشان را صلاح ندید و به سوی رود دانوب بازگشت و از پلی که بر روی آن بسته بود از شمال دریای سیاه به منطقه بسفور آمد و به شهر سارد مرکز ساتراپ نشین لیدی مراجعت نمود . داریوش چون می دید که به علت سردی هوا کمبود غذا ممکن است دچار مصیبت بزرگی شود تعقیب سکاها را تا آن حد که تا سرحدات دانوب آنان را عقب رانده بود کافی تشخیص داد و به ایران مراجعت کرد . مسیر داریوش در این سفر ، تنگه بسفور ، تراکیه، رمانی شرقی و بلغارستان و قسمت جنوبی اوکراین بود که طول آن تقریباً به دو هزار کیلومتری رسید .
( برگرفته شده از لشکر کشی داریوش به کشور سکاها از کتاب تاریخ ایران زمین از روزگار باستان تا انقراض قاجاریه نوشته استاد محمد جواد مشکور ص 33)

تسخیر مغرب هند

داریوش در 512 قبل از میلاد به فکر تسخیر پنجاب و سند که داشتن آن ها از نظر هم نژادی و ثروت در جمعیت برای ایران آن روز مهم بود ، افتاد .او ابتدا یک نفر یونانی به نام « اسکیلاس» (scylax) که اصلاً اهل « کاریه» «caria» جهت تحقیق به هند فرستاد و به گفته هرودوت اسکیلاس با هیئتی روانه دریای عمان کرد و خود را به مصب رود سند رسانید و سواحل مکران را نیز گردش کرد بعداً به سواحل عربستان رفت و از باب المندب داخل بحر احمر گردید و پس از طی آن از ترعه ای که به حکم داریوش ساخته بودند به مصرسفلی وارد شده ، و از آن جا به مدیترانه رفت .اسکیلاس یونانی شرح مسافرت خود را نوشته ، و ارسطو آن رادیده بود . داریوش چون به تجارت بین ممالک شرقی و غربی اهمیت می داد به خیال وصل کردن دریای مغرب به بحر احمر از راه شعبه ای از رود نیل افتاد و به امر وی کشت هائی از این راه به سواحل هند می رفتند . بنا به توصیف هند در کتاب هرودوت ، جمعیات هند از نفوس تمام ممالکی که معروفند بیشتر است و باجی که به خزانه ایران می دهد بسیار زیاد است . در آن موقع « پشتوها» یا «پختو» ها در آن زمان جزئی از هند بودند از همه هندی ها جنگجوتر بودند . داریوش از این جهت به هند علاقهمند شد که پنبه مصری به صنایع پارچه بافی ایران کمک می کرد و شترهای هندی از اسبان تیز رو ایرانی باز نمی ماندند . لشکر کشی داریوش به هند آن قدر مهم بود که این واقعه مبداء تاریخ هند گرددی ( خلاصه شده از ایران در عهد باستان نوشته استاد مشکور و هم چنین تاریخ ایران باستان مندرج د رکتاب ایرانشهر ص 310 چاپ 1342 ، تهران نشریه کمیسیون یونسکو )

شورش مستعمرات آسیای صغیر

درزمان داریوش مستعمرات یونانی آسیای صغیر تابع ایران بودند و بیش از یک ثلث یونان تحت اداره حکومت ایران و دو ثلث دیگر مرکب از دولت هایی می شدند که بعضی از آنان در واقع دولت شهر ( شهری) به شمار می رفتند . از دولت های مهم یونان دو دولت نامی آن روزگار یکی « آتن» و دیگری « اسپارت» بود که به عظمت و قدرت ایران حسد
می بردند . دولت ایران به رهبری داریوش بزرگ در شهرهای یونانی نشین که تابع ایران بودند، دخالت زیادی نمی کرد و اداره آن ها را به فرمانروایان ایشان واگذار می نمود که این خودنمونه اهدا دمکراسی به یونانی های مهاجر بود . در سال 500 ق م بعضی از شهرهای یونانی آسیای صغیر به تحریک دولت آتن و اسپارت سر به شورش برداشتند .رهبر شورشیان «اریستاگر» (aristagor) حاکم بندر میلیت بود که شهر « سارد» را در 498 ق م به آتش کشید داریوش این شورش را در بند « میلیت» در 496 در هم شکست . چون خبر آتش زدن سارد به دست یونانیان به داریوش رسید سخت خشمناک شد و به یکی از خدمتگزاران خود گفت: هر روز در هنگامی که سر سفره نشسته ام سه بار بگو « شاها آتنی ها را فراموش مکن» داریوش می خواست آتنی ها را گوشمالی دهد تا از آن پس ایشان چنین تحریکاتی بر ضد ایران باز دارند . ( برگرفته شده از تاریخ ایران باستان نوشته مشیرالدوله پیرنیا)

جنگ ایران و یونان در زمان داریوش

در 490 قبل از میلاد، داریوش برای آن که به آتنی ها و اسپارتیان اتمام حجت کرده باشد با گسیل داشتن سفیرانی آنان را به اطاعت یا اتحاد با خود خواند .دولتهای آتن و اسپارت فرستادگان او را کشتند و این کار باعث برانگیختن آتش جنگ بین ایران ویونان شد .

نبرد ماراتن

داریوش دو تن از سرداران خود را به نام « داتیس» یو«آرتافرون» مامور لشکر کشی به آتن کرد . سپاه ایران با شش صد فروند کشتی از راه دریا به شبه جزیره آتیک رسید و لنگر انداخت . کشتی های یونانی سیصدو پنجاه و سه فروند بود . لشکریان ایران به محض رسیدن به آتیک در دشت « ماراتن»(marathon)که برای عملیات نظامی مناسب بود به خشکی پیاده شدند . عده سواران ایرانی زیاد نبودند آتنیها به فرماندهی « میلیتیادس» (milthiades) که سرداری کارآزموده بود حمله ایرانیان را که می خواستند خود را به آتن برسانند دفع نمودند و بدین ترتیب لشکریان ایران را شکست دادند .خبر این شکست توسط دونده ای به نام « فدی پیدس» (pheidippides) فاصله چهل کیلومتری بین ماراتن تا آتن را دوید تا خبر پیروزی را به یونانی ها برساند که وقتی خبر پیروزی از دهان او بیرون آمد افتاد و جان داد . از آن زمان به بعد مسابقه دویدن ماراتن به یاد او برگزار می شود .چون خبر این شکست به داریوش رسید او می خواست که شکست ایران را جبران کند که اجل مهلتش نداد و در 486 ق م درگذشت و جسد داریوش در دخمه ای در نقش رستم مدفون شد.
در فصول آینده اخلاق و خصائل داریوش ، نحوه کشور داری ، قضاوت درباره او و هم چنین در قالب فرهنگ و تمدن هخامنشی ، نحوه ساختن تخت جمشید و معماری آن دوره و هم چنین پارچه بافی ، پوشش در آن عصر و هنرها و صنایع و نحوه اداره کشور توضیح داده خواهد شد.

  امتیاز: 0.00