منو
 کاربر Online
624 کاربر online
 : تاریخ
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبير گروه تاريخ 3 ستاره ها ارسال ها: 204   در :  سه شنبه 06 بهمن 1388 [07:10 ]
  ساتراپ ها در دولت داریوش
 

داریوش کشور ایران را به چند ساتراپ (خشتره)تقسیم کرد و مهم ترین ساتراپ ها در چه مناطقی قرار داشتند ؟

ابتدا وضع جغرافیائی در عصر هخامنشیان را شرح داده و سپس تقسیمات کشوری امپراطوری هخامنشی می پردازیم . سرزمین ایران هخامنشی جانشین سرزمین های آشوری ، بابلی ، مادی ، عیلامی ، مصری ، شبه جزیره عربستان ، آسیای صغیر و سرزمین سکاها بود که همه این نواحی از پایتخت هائی نظیر همدان ( اکباتان)، بابل، شوش، پاسارگاد و تخت جمشید اداره می شد . قلمرو حکومتی که هخامنشیان تشکیل دادند تا آن زمان و بعد از نظر وسعت سابقه ندارد . این سرزمین وسیع از 30 ساتراپی (خشتره)یا استان تشکیل می شد . این سی (سی) ساتراپی به علت شورش بعضی از ولایات حتی در بعضی مواقع به 23 ساتراپی نیز تقلیل می یافت .فرمان روایان یا استانداران را به یونانی « ساتراپ» و به فارسی باستان « خشترپاون» می نامیدند . حدود کشور پهناور ایران در آن روزگار از اطراف شمال شرق و شمال به رود سیحون (یاکسارش) و از جانب شمال و شمال غرب به دریای ( کاسپین ) (خزر) و دریای سیاه (پنتوس اکسینوس)(Pontus euxinus) و کوههای قفقاز و از سمت جنوب به دریای عمان و خلیج فارس بود . مرز غربی به علت کشمکش با یونان که دائماً ادامه داشت متفاوت بود ولی آن طور که استاد مشکوری می نویسد دریای اژه egee در آن سوی ترکیه فعلی را می توان ، سرحد غربی فرض کرد . رودخانه فرات قلمرو ایران را به دو بخش تقسیم نمود زیرا به قول مورخین قدیم به ویژه اسلامی بابل در مرکز و دل ایرانشهر قرار داشته است ( منظور از ایرانشهر کشور ایران است) اول- مناطق مغرب آن رود شامل آسیای صغیر و مصر و روسیه ، عربستان –دوم – ممالک از طرف مشرق آن که به رودخانه سند و بخشی از سرزمین هند محدود می شد . همه ساتراپ ها در این محدوده ها بودند .

نام ساتراپ ها یا خشتره های مهم ایران چه بوده و در کجا قرار داشتند .

قبل از آن که نام همه ساتراپ ها و مناطق مهم ایران را بنویسیم لازم است که با استفاده از سنگ نوشته بیستون که در راه همدان و کرمانشاه وجود دارد و داریوش اول مناطق متصرفی خود رابیان داشته شمه ای بنویسیم . در 1837 یک افسر انگلیسی به نام « سرهنری راولین سن» (sir henry rawlinson) که مقیم کرمانشاه بود رمز کلیه علامات خط میخی این کتیبه را کشف کرد ولی باید دانست که قبل از او یک دانشمند آلمانی به نام « گرتفند» (grotfend) به رمز علامات خط پارسی باستان پی برده بود و هنری راولین سن در 1851 توانست که این سنگ نوشته را بخواند . مناطق متصرفی داریوش طبق این کتیبه این طور نوشته شده که به خواست « اهورا مزدا» این است کشورهائی که از آن من شدند .پارس، عیلام ( خوزستان) ، بابل، آشور ، عرب،مصر،اهل دریای سارد( لیبی)،یونان ( یونانی های ساکن آسیای صغیر) ، ماد، ارمنستان، پرثو(پات- خراسان)،زرنگ
( سیستان)، هرای وا(هرات) ، خوارزم ، باختر،سغد، گندار ( دوره کابل) ، سک ( سکاها، ساکنین دو طرف خزر)، تنگوش ( شامل دره رود هیرمند و منطقه پنجاب کنونی در شمال غرب شبه قاره هند ، رخج ( گروزیا)( شامل بلوچستان امروزی) ، مک ( مکران امروز عمان )
مورخین شرق شناسان و جغرافی دانان این تقسیم بندی داریوش در بیستون را گسترده کرده و نواحی مهم امپراطوری ایران را به شرح زیر آورده اند .

1-« لیدی» که در کتیبه داریوش « اسپاردا»(sparda)آمده و در آسیای صغیر است

2-« ایونی » (ioni) که داریوش آن را « یواونا» خوانده که شامل شهر های مهاجرنشین یونانی آسیای صغیر بوده که مهمترین آن ها عبارتند از بندر« میلت»، جزیره ساموس و خیوس

3-«کاریه» (carie) در ساحل دریای اژه که از شهرهای مهم آن« هالیکارناس»(halicatnass) که هرودوت اهل هالیکارناس بود .

4-«میسیه»(mysie) واقع در جنوب دریای مرمره و در مغرب آن دریای اژه و از جنوب به لیدی .شهر معروف آن «داسی لیوم» dassylium

5-«فریگیه»(phrigie) واقع در حوزه رود هالیس در ترکیه کنونی کوروش پادشاه ایران ، کروزوس را در این ایالت مغلوب کرد .

6-«کاپادوکیه» (capadoce)که در کتیبه داریوش « کت پتوکه» که از شمال به دریای سیاه و از مغرب پافلا گونیه و از جنوب به کوهای تروس و از مشرق به ارمنستان محدود بود . این ایالت به دو قسمت کاپادوکیه و کاپادوکیه کوچک تقسیم می شد

7-«پافلاگونیه»(paphlagonie) که در جنوب دریای سیاه واقع و بندر سینوپ sinop امروز از شهرهای معروف آن بوده است .

8-«بی تی نیه»(bithynie) که این ایالت کمتر از فرمانروایای ایران اطاعت می کرد ولی در جمع مطیع ایران بود .

9-«لیکیه» (lycie)و «پامفیلیه» (pamphilie)و «کی لی کیه» (cilicie) ولایت کوهستانی بودند . داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی در شهر «ایسوس»(issus) از شهرهای کیلیکیه از اسکندر مقدونی شکست خورد این ایالات در جنوب آسیای صغیر و در کنار دریای مدیترانه واقع بودند .

10-«سوریه» که از طرف شمال محدود بود به کوهای «لوروس» و از مشرق به فرات و عربستان و از جنوب به دریای مدیترانه و اگر فینیقیه و فلسطین را جزو آن حساب کنیم حد جنوبی آن مصر محسوب می شود.

11-«اکیپ» (مصر) که در زمان کمبوجیه فتح شد یکی از خشتره های بزرگ هخامنشی بوده است . نام مصر که در بیشتر زبان های اروپائی «eggpt» است از لفظ «خیکوپتا» که تبدیل به قبط شد . داریوش این کشور را « مودرایا» خوانده و به نظر می رسد که لفظ مصر و«مودرایا» از یک ریشه و اصل باشند .

12-بابل (بابیلون) – بخش مهمی از میان رودان ( بین النهرین) که داریوش آن را «بابیروش» خوانده

13-«آرمینیا»(ارمنستان) که در کتیبه داریوش « آرمینه» آمده است .گرجستان امروز (کلخیدوایبری قدیم) و حوزه ارس ، دربند جزء آن بود .

14-«آشور»(assyrie) که در کتیبه داریوش «آثوره» آمده و در شمال بین النهرین است ، موصل کرکوک و سلیمانیه جزء آن بود .پایتخت آن « نینوا» بود.

15-« پارس» که در کتیبه داریوش « پارسه» آمده و پایتخت پارس ف شهر پارسه بود که یونانیان آن را پرسپولیس persepolis می گفتند .از دیگر شهرهای پارسه ، شهر « پاسارگد»(پاساگرد ) (پازارگاد) بود که آرامگاه کوروش در آن قرار دارد محدوده پارس تا کوهای بختیاری هم می رسید

16- « شوش» که در کتیبه داریوش «خواجا» آمده ولی نام قدیم تر آن ،« سوسونکا» نام داشت . هرودوت آن را « سوزیان» نوشته از پایتخت های هخامنشی بود .که علاوه بر پایتخت بودن مرکز یک خشتره ( ساتراپ) بود و ساتراپ آن جا بر خوزستان و لرستان حاکم بود .

17-« ماد» که در اوستا ،« راگا» و در کتیبه داریوش « مادی» آمده و استرابون مدیای بزرگ و مدیای آتروپاتن می نامد و محدوده آن از شمال به « آران» و خزر و از مغرب به ارمنستان و از جنوب به شوش و پارس و از مشرق به آریانا محدود و مرکز آن « هگمتانا»
( همدان امروز بود که به یونانی آن را « اکباتانا» می نامیدند . همدان پایتخت پادشاهان هخامنشی بود . ماد به سه قسمت بزرگ تقسیم می شد .اوا ماد بزرگ که آن را عراق عجم می گفتند .دوم ماد آتروپن که امروز، آذربایجان نام دارد . سوم ماد مرگیانا که ری و حوالی آن بود ماد فقط یک خشتره پوان نداشت بلکه گاهی از سه تا چهار خشتره پوان آن را اداره می کرد .

18-«آریانا» که در کتیبه داریوش « هریوه» و در کتاب هرودوت «اری یر» و امروز آن را هرات گویند که در مشرق فلات رن واقع است و از شهرهای عمده آن را « هرات» و
« بی تاکسا» ( بادغیس) گفته اند و « ساریگا» که سرخس امروز باشد ، آریانا از مغرب به پارت و از مشرق به باختر و شمال به مرو و از جنوب به « زرنگ» (سیستان)محدود می شد .

19- « هیرکانی » که در اوستا، و هرکانه و استربون آن را « هیرکانیا» و به فارسی گرگان و به عربی جرجان گویند در شرق آن به « کمیسن» (قومس) قرار دارد که در نزدیکی دامغان بود . از شهرهای دیگر آن صد دروازه است .

20- « پارت» که در اوستا « ورنه» و در کتیبه داریوش « پرثوا» که با خراسان امروز تطبیق می کند که بعداً مرکز اشکانیان شد .

21- « باختر» که در کتیبه داریوش « باختریش» و در اوستا « باخذی » که همان ایالت بلخ است .شهر مرو که به یونانی « مرگیانا» نام داشت .

22- « سغدیان» که در کتیبه داریوش « سوغده» و به یونانی « سغدیان» که همان سغد و سمرقند است . از شهرهای اطراف آن شهر کوروش است که یونانیان آن را
« سیروپلیس» می گفتند .

23- « خوارزم» که در کتیبه داریوش ، خوارزمیش آمده همان خوارزم و خیوه است .

24- « زرنگ» که در کتیبه داریوش «زرلگا» و به پهلوی سکستان یا سیستان می شود که در دره هیرمند واقع است در جنوب آن «گروزیا» (بلوچستان ) است .

25- «گندار» که در کتیبه داریوش « گنداره »شامل افغانستان غربی شامل کابل و پیشاور است .

26 - «هرخواتیش» که استرابون آن را « آراخوزیا» می گفتند همان رخج و قندهار است برخی آن را حوزه مرکزی افغانستان از هرات تا سند دانسته اند و با پنجاب تطبیق می کند .

27- « کرمانیا» میان خلیج فارس و ایالت پارس « گدروزیا» (بلوچستان ) و پارت واقع بود

28- «گدروزیا» یا بلوچستان که در مشرق کرمان واقع است و از جنوب و مشرق آن به اقیانوس هند و رودخانه هندوس ( سند) محدود می گردد .

29- سکاهای هوم خوار : سکاهائی بودند که خوراک آن ها گیاهی شبیه قارچ بود که مورخین به غلط به آن ها هوم گفته اند زیرا هوم جنبه داروئی داشته و در داستانهای اوستائی گیاه مقدسی بوده که در شرق دریاچه آرال به صورت بیابانگرد می زیستند و زندگی شبانی داشتند . اصولاً برای دور کردن سکاها از سرزمین های شمالی هخامنشی به جای فرستادن « ساتراپ» پادگان هائی ایجاد می کردند که رئیس آن ها را « کارانا» ( به یونانی (کارانوس) می گفتند که به معنی امیر جنگ بود و وظیفه آنها دفع حملات سکاها بود .

30-«سکاهای تیز خود» که کلاه خودهای نوک تیز داشتند و به عبارت دیگر آن ها همان ماساژت ها (ماهی خواران) بودند که در شرق دریای خزر و غرب دریاچه آرال زندگی
می کردند.

31- « سکاهای آن سوی دریا» همان سکاهای حوزه دانوب و شمال دریای سیاه بودند که از پادشاه هخامنشی اطاعت می کردند .آن ها گهگاه از شمال قفقاز به متصرفات شمالی خاک هخامنشیان حمله می بردند .
( برای مطالعه بیشتر در مورد سکاها به کتاب داریوش و ایرانیان ، تاریخ و فرهنگ و تمدن هخامنشیا ن نوشته « والتر هین تس» ترجمه پرویز رجبی مراجعه کنید.)

  امتیاز: 0.00