منو
 کاربر Online
488 کاربر online
 : تاریخ
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبير گروه تاريخ 3 ستاره ها ارسال ها: 204   در :  سه شنبه 06 بهمن 1388 [06:57 ]
  سلطنت داریوش بزرگ
 

سلطنت داریوش بزرگ از سپتامبر 522 تا نوامبر 486 ق م به مدت 36 سال

داریوش بزرگ در واقع سومین پادشاه مقتدر ایران هخامنشی بود. اولین آن ها کوروش بزرگ از تیره پاسارگادی که به سبب موهای فر که داشت به کوروش معروف بود . نام «کور» (کر) به مفهوم پیچیده است . چون او به عنوان نجات دهند جاه و یک مسیح از جانب سامی نژادان خاور میانه معرفی شده بود و به حقوق بشر احترام می گذاشت و چون « اهورامزدا» را به عنوان تنها موجود بزرگ و دانا و توانا برای خود و ایرانیان انتخاب کرد، در تاریخ جنبه « کاریزمائی» ( تقدس) به خود گرفت . بعد از او فرزندش « کامبیز» که معنی کام روا می باشد به حاکمیت رسید . ولی در حکومت کامروائی نکرد و گرفتار شورش بردیای دروغین شد و خودکشی کرد و کارش طوری به جنون کشید که حتی بر گاو آپیس در مصر زخمی وارد کرد و ملت مصر را به طغیان واداشت . بعد از او داریوش فرزندد « ویشتاسب» ( ویشتاسبه) و نوه آرشام به سلطنت رسید . او شورش های محلی از بابل گرفته تا شهر های شرق ایران را فرو نشاند . نام این پادشاه در کتیبه بیستون و سایر کتیبه ها ، « داریواوش »(darayavoush) به زبان بابلی «دریاووش» به مصری « تاریوش» . در منابع عبری و یهودی ، داریوش و در متن های یونانی « داریوس» (dareios) آمده است که به معنی دارنده نیکویا ( دارای خوبی) است ( برای پیدا کردن معانی اسامی ایرانی باستان مراجعه شود به فرهنگ نامهای ایران باستان گردآوری و پژوهش ، احمد نوری، انتشارات نهضت پویا )

داریوش بعد از سرکوبی گردنکشان از بابل تا خوزستان ونقاط دیگر چه نوع حکومتی را برگزید ؟

زمامداری هخامنشی و داریوش بزرگ ( اول) به علت این که اکثر مهاجر نشینان یونانی آسیای صغیر را جزء ساتراپی های خودشان داشتند ، همواره بر سر انتخاب نوع حکومت سعی بر این می کردند که در تغییر روش که حکومت های شاهنشاهی هخامنشی را در مقایست با حکومت آتن ، از آن الگوئی انتخاب نمایند ، لذا بر سر انتخاب حکومت گفتگویی بین داریوش و دولتمردان هخامنشی صورت گرفت که خلاصه ای از آن را از تاریخ ایران در عهد باستان نوشته استاد محمد جواد مشکور انتخاب کرده و در این مبحث می آوریم و قضاوت را به خواننده این سطور واگذار می کنیم که ببینیم تا حکومت داریوش از چه نوعی بوده است . هرودوت می نویسد چون داریوش بزرگ از شر فتنه گئومات راحت شد، درباره آینده کشور و نوع حکومت بین او ومشاورانش بحثی در گرفت .« اوتانس»(otanesse) که یکی از ایشان بود گفت که ، به نظر من حکومت فردی درست نیست . شما دیدید که خود سری کمبوجیه به کجا کشید . چون اگر آدم حکمران هر چند نیز لایق باشد سرانجام خودسری می شود به دلیل آن که حکومتش فردی است . چنین حکمرانی به زندگانی و سلامت مردمان صالح حسد می برد و افترا و تهمت را بیش از هر کسی باور دارد . اگر در ستایش او میانه روی کنند ، ناراضی است . اگر او را ستایش بسیار کنند ، گوینده را چاپلوس و متملق می داند و مردم را بی محتکمه می کشد و هر چه که می خواهد می کند . اما درد حکومت مردم بر مردم چنین نیست و تساوی حقوق برقرار است انتخاب مستخدمان دولت به قرعه است . اخذ هر تصمیمی را به مجلس رجوع م یکنند . بنابراین من پیشنهاد می کنم که حکومت فردی لغو شود و اداره امور به مردم واگذار گردد . یعنی حکومت دمکراسی برقرار شود .( منظور اوتانس از دمکراسی همان دمکراسی آتن بود و آن دمکراسی فقط مورد بهره برداری شهروندان آتنی بود نه بیگانگان و بردگان) . یکی دیگر از مشاوران به نام «بغابوخش»(baghabokhesh) (خدابخش) گفت که «اوتانس» اشتباه می کند . بدترین حکومت ها، حکومت مردم عوام و رجاله است . حکومت مردم را کسانی پیشنهاد می کنند که دشمن پارسی ها هستند ولی ما عده ای را انتخاب می کنیم که لایق حکومت باشند و حکومت را به دست ایشان می سپاریم و در این عده خود ما هم داخل هستیم . به نظرمن بهترین حکومتها حکومت« اولیگارشی» (oligarcie)( حکومت عده ای برگزیده ای برای مردم ) است . سومین فردی که لب به سخن گشود ، داریوش بود . او گفت به نظرمن حکومتی بهتر از حکومت صالح ترین شخص نیست . چون این شخص دارای بهترین نیات است . پس به بهترین وجه اموری مردم را اداره خواهد کرد . در این صورت کارهایی که مربوط به دشمن خارجی است بهتر پنهان خواهد ماند . در حکومت الیگارشی اداره امور ممکن است در دست چند برگزیده نالایق بیفتد و غالباً بین آنان اختلاف روی می دهد و چون هر یک از ایشان می خواهند نفوذ بیشتری یافته ریاست نمایند و کشمکش میان آن ها حتمی است . از این جا هیجانهای داخلی روی می دهد و از هیجانهای داخلی خونریزی و کشتار پیدا می شود و سرانجام این وقایع منجر به حکومت یک نفر می گردد و یک نفر قدرت را به دست می گیرد . پس حکومت یک نفر بهترین طرز حکومت است . دیگر این که در حکومت مردم بر مردم از وجود اشخاص فاسد نمی توان احتراز کرد . هرگز مردم فاسد برای منافع دولت در جنگ نشوند بلکه با هم بسازند و بر ضد دولت دست به دست هم دهند . این وضع هم چنان دوام می یابد تا یک یاز آنان در راس کارها قرار گیرد و قدرت را بدست آورده به این احوال خاتمه دهد . چنین شخصی مورد اعجاب و تحسین مردم واقع می شود و به زودی خودکامه و دیکتاتور می گردد . پس باز ثابت شد که حکومت یک نفر بهترین طرز حکومت هاست . چون آزادی ما از برکت وجود یک نفر یعنی ( کوروش) است از نظر رعایت سنتی که در میان ما ریشه دوانیده چاره ای جز حکومت یک نفر لایق نداریم . پس از این سخنان بود که جز« اوتانس» که از آن جمع بیرون رفت ، دیگران دلایل داریوش را پذیرفته و او را از میان خود به پادشاهی برگزیدند .

  امتیاز: 0.00