منو
 کاربر Online
698 کاربر online
 : تاریخ
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبير گروه تاريخ 3 ستاره ها ارسال ها: 204   در :  شنبه 26 دی 1388 [07:08 ]
  نظر گزنفون درباره وصیت کوروش
 

«گزنفون» (xenophon) مورخ و فیلسوف یونانی معاصر اردشیر دوم بوده است در کتاب «سیرو پدیا» (cyropedia) (تربیتکوروش) او ار از جمله حکمای بزرگ شمرده است . مورخ مذکور اراداتی کامل به کوروش بزرگ داشته و همین نکته سبب شده است که در کتاب خود در هنگام مرگ کوروش عبارات حکیمانه او را در کتابش به شرح زیر را به فرزندش کمبوجیه و دیگر فرزندانش نقل نماید.


ای فرزندان عزیز من، نپندارید که پس از مرگ من وجود نخواهم داشت، مادامی که با شما بودم از اندرون من خبر نیافتید و روح مرا نشناختید. اما از حرکات آشکار و ضروری جسم من پی برده اید که محرک آن جسم، نیروی خاصی است که همراه با این بدن می باشد . پس بدانید که این نیرو پس از فنای بدن باقی است . اگر چه شما آن را نخواهید دید . اگر چه پس از مرگ اثری از انسان باقی نماند، پس احترام به گذشتگان نشاید . اما روح گذشتگان است که آن ها را از یاد زندگان نمی برد و نام آن ها را پایدار می گذارد. من هیچ گاه عقیده نداشتم که روح تنها در حیات دنیوی وجود دارد و مرگ آن را معدوم می کند . بلکه می گویم که بر روح پس از ترک بدن هیچگونه ضعف و سستی عارض نمی شود و گمانم این است که روح پس از جدائی از بدن ، پاک و منزهتر و کاملتر میشود و دانش می یابد. هنگامی که آدمی میمیرد شما مشاهده میکنید که اعضای بدن او از هم متلاشی میشوند. زمین خاک و چرخ آتش آن را می برند . عناصری که آن را ترکیب داده اند از یکدیگر جدا شده هر یک به حالت اصلی خویش بازمی گردد . اما آن چیزی که متغیر و متلاشی نمی شود تنها روح است که هیچ گاه کسی او را ندیده، نه وقتی که در بدن است و نه زمانی که از بدن جدا می شود . چون هنوز در دنیا زنده هستید، به خواب می روید و خواب شبیه روح در همان زمان حرکت دارد و به غعالیت خود مشغول است .حتی بعضی ها چنان پاک طینت میباشند که روحشان در هنگام خواب، وقایع آینده را مشاهده میکند. پس از این تمثیل قیاس کنید که چون روح بالمره از قید بدن و آلایش دنیا آزاد شود، چه بسیار چیزهایی را که قبلاً ندیدهاست خواهد دید و علم به آنها پیدا خواهد کرد.»

منبع: مقاله آرامگاه کوروش ص 144 کتاب تاریخ فلسفه مذاهب جهان نوشته دکتر بهاء الدین پازارگاد که در انتهای کتاب سال کیهان سال 1347 چاپ شدهاست.

  امتیاز: 0.00