منو
 صفحه های تصادفی
واکنش برگشت پذیر
هدایت توپ
دومه الجندل
شاسی خودرو
هم خط بودن و هم دایره بودن
حلزون صدف دار
سلفیه
تمرینات عادتی
یزید پسر معاویه «64-60 ه ق ، 683-680 م»
میانگین همساز
 کاربر Online
642 کاربر online
 : خلاقیت
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبیر گروه خلاقيت ارسال ها: 224   در :  شنبه 28 آذر 1388 [09:50 ]
  خلاقیت و حس متهورانه
 

دوبونو معتقد است کسانی که حس بی‌باکی را وارد این زمینه کرده‌اند به نوعی به تفکر خلاق به صورت امری نه چندان جدی نگاه می کنند .برانگیختن و تحریک حس بی باکی کار ساده‌ای است زیرا هم لذت بخش است و هم این که با تفکر عادی تفاوت دارد. اعضای یک گروه در این هنگام تصور می کنند که اگر افکار بی‌باکانه‌تری ارائه دهند و در این موضوع با هم رقابت کنند، می‌توانند ناتوانی‌ها و موانع درونی خود مانند کم‌رویی، عدم اعتماد به نفس و ترس از شکست خود را از بین ببرند. این درست است که خلاقیت نمی‌خواهد در محدوده‌ی افکار و ایده‌های موجود گرفتار باشد و از این روست که ممکن است هر ایده ای بی باکانه به نظرآید. بخاطر چنین تصور غلطی آن وقت برداشت نادرستی نیز شکل می گیرد که تفکر خلاق بر پایه‌ی بی‌باکی قرار دارد. البته یکی از تکنیک های معقول و منطقی تفکر جانبی و خلاق ، ایجاد انگیزه است. در آنجا تلاش می‌شود تا انگیزه ای را که وجود ندارد یا تاکنون امکان بروز آن فراهم نبوده است، ایجاد کرده و هدف از این کار، دورکردن فرد از الگوهای ادارکی معمولی و متعارف ذهن است. فرد در چنین موقعیتی متغیر و دگرگون به دنبال ایده‌ای جدید حرکت می کند و این فرآیند، فرآیندی سنجیده و آگاهانه، نظام‌مند و منطقی است و این متفاوت از داشتن فکری بی‌باکانه آن هم فقط به خاطر داشتن ایده‌ای بی‌باکانه است. بی‌باکی هدف نیست و بخش اساسی تفکر خلاق هم نیست.

نقد و بررسی خلاقیت و حس متهورانه

یکی از عقاید درست درخلاقیت همین موضوعی است که دوبونو به خوبی به آن اشاره می کند اما خلاقیت در ذات خود به بی باکی نیاز داردبه شرط آن که پایه و زمینه های فکری ، دانش و تجربه و البته راهنمایان خوب در آن نقش داشته باشند . فردی که می خواهد خلاق باشددر یک تعارض باقی می ماند که تا چه حدی باید بی باک باشد و تا چه حدی مانع از تفکرات و ایده های بی پایه شود؟ به نظر می رسد هنگامی که ایده های نو مانع واقع بینی شده و تخیل مطلق را رشد می دهند می باید اندیشه کرد و واقعی بودن آن راوارسی کرد . گویی در اینجا با بازی فکری شطرنج روبرو هستیم. هر حرکتی به زمینه های فکری پیشین نیاز دارد و در صورت تایید آن، به جوانب نیز باید نگریست .در حقیقت با تیغ دودم مواجه هستیم . فرد باید به توان فکریخودآگاهی داشته‌باشد، نیازهای درونی‌اش را ارزشیابی کند و به طور مثال اگر با میل بسیار وافری به دنبال طرحی می گردد به این امر وقوف و آگاهی یابد که آن طرح و میلی که به دنبالش است تا چه میزان وابسته به طرح اصلی و تا چه حدی نشات گرفته از نیازهای درونی وی است؟ شتاب برای خلاق شدن خود به خود منجر به آسیب‌های روانی مانند اضطراب و در نهایت سرخوردگی و احساس بی‌لیاقتی می‌شود. مشورت با صاحب‌نظران در خصوص ایده‌ها می‌تواند راهگشای مناسبی باشد. درست است که در تاریخ علم و خلاقیت، افراد خلاقی بوده‌اند که همواره از آموزگاران و مربیان خود پیشی داشته و علی رغم تمام مخالفت‌هایی که با آنها می‌شد، صحت ایده‌هایشان با گذشت زمان به اثبات می‌رسید اما ما در اینجا از افراد بسیار خلاق سخن نگفته بلکه در راه رسیدن به خلاقیت و فرایند آن به نقد و بررسی می‌پردازیم. افراد بسیار خلاق نیز از زمینه‌های قبلی بی‌بهره نبوده‌اند. ایده‌های آن‌ها مجموعه‌ی منظم و محکمی از روابط بین پدیده ها بوده است و دشواری خلاق‌بودن در همین موضوع نهفته‌است یعنی در تعارضی که از یک سو می‌باید واقع نگر بود و از سوی دیگر به بی‌باکی تفکر نیاز است. واقع نگری زیاد موجب عقلانی نگاه کردن و تسلط منطق است و خلاقیت، دور زدن منطق و ایجاد و خلق یک منطق جدید در روابط بین اجزا و پدیده‌ها.
بی‌باکی، نیروی گریز از مرکز است که اگر زیاد باشد منجر به غیر واقعی و تخیلی شدن می شود . ابداع خود کاری که تکالیف دانش آموزی را به طور اتوماتیک بنویسد ایده بی باکانه و جذابی است که اگر به غیر عملی بودن، غیر سودمندی و محدودیت ها برای تولید آن توجه نشود فقط جنبه خیال بافی پیدا می کند و اصرار بر آن ایده ،دور شدن از واقعیت و در نتیجه سرخوردگی رخ خواهد داد . بسیاری از ایده هایی که نسنجیده باشند و بر پایه ی اطلاعات و زمینه های قبلی بنا نشده باشند ،چنین سرنوشتی خواهند داشت .البته این بدان معنا نیست که نباید بی باک بود بلکه باید با آگاهی و بی باکی در فکر نظر انداخته شود.

  امتیاز: 0.00