منو
 کاربر Online
1574 کاربر online
 : تاریخ
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline دبير گروه تاريخ 3 ستاره ها ارسال ها: 204   در :  سه شنبه 28 مهر 1388 [06:39 ]
  جمشید که بود و چه کرد؟
 

جمشید را منابع اوستائی برادر تهمورس دیوبند دانسته است . بعضی از مورخین اورا فرزند تهمورث می دانند . چون رویش مانند «‌شید » ( خورشید ) می درخشید به جمشید یعنی درخشنده معروف شد . از آن جائی که داستان‌های حماسی ایران و هندوستان قرابت نزدیک دارند وایرانیان وهندویان ،‌ازنژاد هندوایرانی هستند ،‌قهرمان ایران و هند مشترکند. اگر ما ایرانیان جمشید داریم. درادبیات «‌سانسکریت» ‌که مربوط به هند باستان است،‌ آن‌ها شخصیتی مانند «یم»‌Yam یا «یما» ‌(‌Yama)‌ دارند در آئین «ودا» ‌(‌Veda)‌که به معنی دانش ودانستن است وسروده‌هائی به زبان سانسکریت دارد،‌ داستان «یما» ‌آمده‌است، حمشید از بزرگترین پادشاهان پیشدادی است . او مخترع آلات جنگی، بنا کننده شهر استخر فارس و واضع جشن نوروز بود او نیز مانند پادشاهان قبل ازخود درسلطه پیشدادی از« فرّایزدی» ‌(تأیید الهی) و پشتیبانی اهورامزدا برخوردار بود . طبق روایات فردوسی طوسی زمانی که طول روز وشب ‌برابر شد (‌اول فرودین) ‌را نوروز نامید. به روایت بلعمی از ریسیدن نخ انواع پارچه را ایجاد کرد و دیوان مازندران را به اطاعت خویش درآورد و آن‌ها را به قطع درختان وساختن آجر وبنای خانه وگرمابه واداشت . ابن ندیم نیز در این باب به ویژه رشتن نخ و جامه دوختن را شرح داده. درکتاب «‌وندیداد»‌که بخشی از اوستاست وبه معنی «‌قوانین ضد بدکاران »‌است : « زرتشت از اهورامزدا »‌پرسید از خرد پاک، درمیان نوع بشر جزمن با کدامیک از آدمیان مکالمه کرده ای وبرای اولین بار دین وآئین «‌اهورائی »‌رابه کدامین کس سپرده ای ؟ اهورامزدا جواب داد که به جمشید پیشنهاد کرده ام واو نپذیرفت وگفت که دین گستری از من برنمی آید . امّآ همین جمشید بعدازآن که طبق نوشته « دینکرد »‌( کتابی درآداب دینی و روایات دین زرتشت )‌برای نظم بخشیدن به جامعه طبقات اجتماعی رابه شرح زیرایجاد کرد.
دانشمندان وروحانیون (طیبه کاتوزی)‌(‌ Katouzi) ‌آنها درضمن منجم هم بودند .
جنگجویان (طبقه نیساری) (Nassari)
پیشه وران ( طبقه آهنوخوشی)‌ (‌ Ohnoukoshi)
وسپس جام جم (‌جام گیتی نما ) بدستش رسید که درواقع جام گیتی نما، جام جهان بین جام عالم بین بود وبه نوشته ابن مقفّع درخدای نامه که به زبان پهلوی نوشته شده است که تمام صور فلکی وسیارات هفت کشور زمین برآن نقش می بست وخاصیتی اسرار آمیز داشت به طوری که هرچه درنقاط دوردست کره زمین اتقاق می افتاد برروی آن منعکس می شد ، به خود مغرور گردیده وادعای خدائی کرد (بعد از هزاران سال که از پیش کشیدن موضوع جام جهان بین می گذرد ،‌ایرانیان آنقدر آینده نگر بوده اند که آرزوی روزی را داشته اند که به چیزی مثل جام جهان نما دست یابند .هم اکنون اینترنت وتلویزیون ازعهده همان کار برمی آید .)‌ازاین جهت اهورامزدا (خدای یگانه) ، فرکیانی (‌فرایزدی) از او برداشت ولذا جمشید از آن» به بعد ظلم و جور فراوان درحق مردم روا داشت . پس ضحاک تازی براوخروج کرد وبه نوشته گرشا سب نامه اسدی طوسی، جمشید متواری وآواره شده تا اورادرمرز چین یافته وبکشتند ودوخواهر او «‌ارنواز »‌(‌ Arnavaz) و«شهرناز» (Shahrnaz)‌راکه با او بود به نزد ضحاک آوردند واوهردورابه عقد خود درآورد .

  امتیاز: 0.00