منو
 صفحه های تصادفی
نصیحت پیامبر اکرم به فاطمه علیهاسلام
راهنمای شبکه رشد
فلسفه و سیاست
شفای بیمار
طبقه بندی ژئوشیمیایی عناصر
آنتوسروتها
انتقال پایتخت
اعتدال و میانه روی در دوستی
زیستگاههای جهان
امام زمان در قرآن - معارج : 1
 کاربر Online
331 کاربر online
 : ادبی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  یکشنبه 03 تیر 1386 [09:16 ]
  آموزش ادبیات سوم راهنمایی
 

دستورزبان 1
کلمه یا کلماتی هستند که پیامی را می رسانند .
مثال : سلام . خداحافظ . من از مدرسه کتابی به امانت گرفتم .
جمله از نظر پیام چهار دسته است : 1- خبری 2- پرسشی 3- امری 4- عاطفی
جمله ازنظر اجزای تشکیل دهنده :
نهاد + فعل
مثال : من به مدرسه می رفتم .
نهاد + مفعول + فعل
مثال : علی از بازار پیراهنی خرید .
نهاد + مسند + فعل ربطی
مثال : امروز هوا بسیار سرد شد .
نهاد : کلمه ای است که کاری انجام می دهد یا حالتی را می پذیرد .
طرز تشخیص نهاد در جمله : قبل از فعل « چه کسی » یا «چه چیزی » می آوریم ، جواب نهاد است .
مفعول : کلمه ای است که کار بر روی آن انجام می شود .
طرز تشخیص مفعول در جمله : قبل از فعل « چه کسی را » یا « چه چیزی را »
می آوریم ، جواب مفعول است .
مسند : کلمه ای است که حالتی را به نهاد نسبت می دهد .
طرز تشخیص مسند در جمله : هر کلمه ای که قبل از فعل بیاید ، مسند است .
فعل ربطی : فعل هایی هستند که نهاد و فعل را به هم ربط می دهند و شامل فعل های زیر می باشند :
است ، بود ، شد ، گشت ، گردید ، وهم خانواده ی آنها .
نکته : فعل های ربطی اگر معنای دیگری بدهند ، فعل ربطی محسوب نمی شوند ، به این طریق که :
اگر « شد » به معنای « رفت » باشد ، فعل ربطی نیست .
مثال : دی شد وبهمن گذشت .
اگر « است » به معنای « وجود دارد » باشد ، فعل ربطی نیست .
مثال : در خانه اگر کس است یک حرف بس است
اگر « گشت » و « گردید » به معنای « چرخید » باشد ، فعل ربطی نیست .
مثال : دی شیخ با چراغ گشت گرد شهر همی
فعل ناگذرا « لازم » : فعل هایی هستند که به مفعول نیاز ندارند .
فعل گذرا « متعدی » : فعل هایی هستند که به مفعول نیاز دارند .
نکته : مهمترین جزء جمله فعل می باشد .
فعل : کلمه ای است که انجام دادن کاری یا روی دادن امری یا پذیرفتن حالتی را در سه زمان گذشته ، حال ، آینده ، همراه با شخص و مفرد وجمع بودن را می رساند .
ویژگی های فعل : هرفعل چهار ویژگی دارد :
1- انجام دادن کاری یا روی دادن امری یا پذیرفتن حالتی 2- زمان 3- شخص 4-مفرد یا جمع بودن
هر فعل از دو قسمت تشکیل شده است :
بن + شناسه
بن : قسمتی از فعل است که در ساخت های مختلف تغییر نمی کند . ( مفهوم انجام دادن کاری یا روی دادن امری یا پذیرفتن حالتی و زمان را می رساند.)
شناسه : قسمتی از فعل است که درساخت های تغییر می کند . ( مفهوم شخص ومفرد وجمع بودن را می رساند.)
هر فعل دو بن دارد : 1- بن گذشته (ماضی) 2- بن حال (مضارع )
نکته : برای بدست آوردن بن از مصدر استفاده می کنیم .
مصدر : کلمه ای است که انجام دادن کاری یا روی دادن امری یا پذیرفتن حالتی را بدون شخص وزمان بیان می کند .
مثال : رفتن ، خریدن ،‌ خواندن ، افتادن ، نشستن و ...
علامت صدر در زبان فارسی « ن» است .
طرز بدست آوردن بن ماضی ومضارع :


اقسام فعل ماضی :
1- ماضی ساده = بن + شناسه
رفتم ، رفتی ، رفت ، رفتیم ، رفتید ،‌ رفتند
2- ماضی استمراری = می + بن + شناسه
می رفتم ،‌ می رفتی ،‌ می رفت ، می رفتیم ، می رفتید ، می رفتند
3- ماضی نقلی = بن +‌ ه + شناسه
رفته ام ، رفته ای ، رفته است ، رفته ایم ، رفته اید ، رفته اند
4- ماضی بعید = بن + ه + بود + شناسه
رفته بودم ، رفته بودی ، رفته بود ، رفته بودیم ، رفته بودید ، رفته بودند
5- ماضی التزامی = بن + ه + باش + شناسه
رفته باشم ، رفته باشی ، رفته باشد ، رفته باشیم ، رفته باشید ، رفته باشند
نکته : بن + صفت را صفت مفعولی می گویند .
اقسام فعل مضارع :
1- مضارع ساده = بن مضارع + شناسه
روم ، روی ، رود ، رویم ، روید ، روند
2- مضارع اخباری = می + بن + شناسه
می خوانم ، می خوانی ، می خواند ، می خوانیم ، می خوانید ، می خوانند
3- مضارع التزامی = ب + بن (مضارع) + شناسه
بنویسم ، بنویسی ، بنویسد ، بنویسیم ، بنویسید ، بنویسند
فعل آینده ( مستقبل ) :
بن مضارع خواستن (خواه) + شناسه + بن ماضی مورد نظر
خواهم رفت ، خواهی رفت ، خواهد رفت ، خواهیم رفت ، خواهید رفت ، خواهند رفت
ساخت : هر گاه یکی از شش شخص فعلی را بنویسیم به آن ساخت می گویند .
صرف کردن : هر گاه شش شخص فعلی را به ترتیب وپشت سر هم بنویسیم ،
آن را صرف کرده ایم .
حرف اضافه ، متمم :
کلمات را می توان به سه دسته تقسیم کرد :1- اسم 2- فعل 3- حرف
حروف : کلماتی هستند که به تنهایی معنایی ندارند اما درجمله برای ربط دادن (حروف ربط ) یا نسبت دادن (حروف اضافه) یا نشانه ی کلمه ای (حروف نشانه) به کار می روند .
حروف اضافه عبارتنداز: در، با ، به ، از ، برای ، مثل ، مانند ، چون ، تا ، بی ، بر، جز ،...
نکته : «چون» اگربه معنی «مثل» و «مانند» باشد ،و« تا » اگرفاصله را برساند ، حروف اضافه هستند .
مثال : از خانه تا مدرسه پیاده دویدم .
مثال : صورت او چون ماه زیباست .
متمم : کلماتی هستند که برای تمام وکامل کردن جمله به کار می روند .
نکته : هرکلمه ای که بعد از حرف اضافه بیاید ، متمم است .
ترکیب وصفی ، ترکیب اضافی :
صفت : کلمه ای که یکی از ویژگیهای اسم را بیان می کند .
موصوف : اسمی که صفت بگیرد را موصوف می گویند .
مثال :‌ کلاس ساکت
ترکیب وصفی : موصوف و صفت را ترکیب وصفی می گویند .
نکته : به غیر از ترکیب وصفی ترکیب دیگری نیز داریم که تشکیل شده است از«اسم+اسم» که به آن ترکیب اضافی می گویند .
مثل : کتاب علی
علامت ترکیب : علامت ترکیب درزبان فارسی کسره (ــِـ) می باشدودر کلماتی که به (الف ، و ، ه) ختم می شوند به جای کسره (ی) می آید .
مثل : خانه ی مادر بزرگ ، خدای توانا ، پیاده روی شلوغ .
طرز تشخیص ترکیب وصفی و اضافی :
1- علامت ترکیب را حذف می کنیم ودر پایان ترکیب « است » می گذاریم :
اگر معنی داد : ترکیب وصفی است .
اگر معنی نداد : ترکیب اضافی است .
2- در پایان ترکیب « تر» اضافه می کنیم :
اگر معنی داد : ترکیب وصفی است .
اگر معنی نداد : ترکیب اضافی است .
قید : کلمه ای است که یکی از ویژگی های فعل را بیان می کند .
مثال : امروز علی از مدرسه دیر آمد .
نکته : بعضی از کلمات همیشه قیدهستند که به آن ها قید مختص می گویند . این کلمات عبارتنداز : 1- عبارتهای عربی (انشاالله) 2- کلمات تنوین دار (مثلاً) 3- کلمات پرسشی 4- کلمات(هنوز ، هرگز ، همیشه ، همواره)

  امتیاز: 0.00