منو
 کاربر Online
636 کاربر online
 : دین و زندگی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline فلاحیان 3 ستاره ها ارسال ها: 93   در :  پنج شنبه 18 خرداد 1385 [13:51 ]
  محبوبیت
 



محبوبیت


نیاز به ارتباط با دیگران:




انسان در هر دوره ای از ادوار عمر کودکی ، جوانی وپیری به اجتماع نیازمند است . زیرا بشر ذاتاًَ اجتماعی است وهرگز نمی تواند بدون کمک دیگران زندگی کند وبه تنهایی برهمه مشکلات فائق آید واگر کسی بخواهد از تمام جهات خود را از اجتماع کنار بکشد مسلم دچار مشکلات جبران ناپذیری خواهد شد وهمان مشکلات او را وادار به معاشرت می نماید.



و اصلاً این معاشرت از خانواده گذشته ودر بر گیرنده همسایه ودوست ، استاد وهمکلاسیها ، رئیس وهمکاران وبالاخره عامه مردم از فقرا واغنیاء ، مسلمان واهل کتاب، عا لم وکاسب ، سلطان ورعیت ، خادم و مخدوم وهمه افراد دیگری است که در اجتماع زندگی می کنند.1



براساس بینش اسلامی نیز ما وظیفه به ارتباط ومعاشرت با مردم داریم وباید با آنان در رابطه باشیم چرا که درسایه حضور دراجتماع است که می توان به مدارج عالیه کمال دست یافت ومسیر پیشرفت وتکامل راپیمود در سایه انس ومعاشرت وهم یاری ، نیازهای روحی ومادی یکدیگر را بر طرف ساخت .



این معاشرت وارتباط از دید دیگری هم ضرورت دارد وآن اینکه احساس مسولیتی که هر یک از مسلمانان دررابطه با مسلمانان دیگر دارا می باشد . پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این زمینه می فرمایند :

الا کلکم راع و کُلُّکُم مسول عن رعیته


همه برای هم مسولان ونگهبانان هستید.2


بنابراین مسله چگونگی معاشرت وارتباط بادیگران از دیر زمان توجه انسانها را به خود معطوف کرده است وسبب شده که هریک از اقوام وملل به تناسب فرهنگ خود ضوابط ومقررات خاصی برای روابط اجتماعی افراد وضع کنند تا در سایه تفاهم وعلاقه دو جانبه زندگی مطلوب وشیرین را داشته باشند . اسلام نیز که آخرین وکاملترین ادیان الهی است ومتقن ترین قوانین و مقرات را برای هدایت انسانها آورده است درزمینه معاشرت وهم زیستی مسالمت آمیز با دیگران نیز برنامه جامع وفراگیری ارائه نموده است که درعین سامان بخشیدن به پیوند های اجتماعی ، روحیه اخلاق وتعالی معنوی را در انسان تقویت می کند . لذا درقران واحادیث ما سفارشات زیادی پیرامون شرکت دراجتماع ومعاشرت باافراد و مذمت کناره گیری ودوری از اجتماع وهچنین چگونگی ارتباط سالم و محبت امیز بیان شده که درسایه پیروی از این دستورات می توان دیگران را به خود جذب کرد وقلوب آنان رامتوجه خود ساخت .

محبوب کیست ؟


درمیان معاشرتها وارتباط هایی که درمیان افراد جامعه صورت می گیرد بعضی از افراد را مشاهده می کنیم که مورد علاقه و محبت دیگران قرار می گیرند . مردم به آنها احترام می گذارند ، با تمام وجود دوستشان دارند . این افراد با رفتار و بر خورد مناسب خود طوری توجه دیگران را به خود جلب کرده اند که همه می خواهند با آنها طرح دوستی بریزند وبا آنها صمیمی تر شوند . حتی می بینیم بعضی از افراد با اینکه جوان هستند در جمع بزرگان شرکت می کنند وبزرگان جمع از سخنان چنین افرادی بهره می گیرند وگاهی او را مجبور می کنند که عقایدش را برای جمع بیان کنند وبطوری که شیفته او شده ودوست دارند لحظاتی را با او به سر ببرند . در عبارتی کوتاه می توان گفت که بعضی از انسانها « شخصیت محبوب » دارند و توانسته اند درمیان قلوب دیگران نفوذ کرده و آنها را جذب خودشان کنند وبا اخلاق ورفتار نیک خود محبوب قلبها واقع گردند.3


نیاز به محبوبیت:


محبوبیت در لغت به معنای « کون احد لو شئء مورداً لحبّ الاخرین » یعنی اینکه کسی یا چیزی که مورد محبت دیگران واقع شده ودوست داشتنی برای دیگران باشد. و « محبوب » به معنای دوست داشته و معشوق من باشد.4

با توجه به تعریف واژه «محبوبیت » روشن می شود که میل به محبوبیت یک نیاز طبیعی است . چرا که همه ما دوست داریم مورد احترام وعلاقه دیگران باشیم ونفوذ در دلها وتمایل جدی به خواستنی بودن ومحبوبیت یکی از ویژگیهای انسان می باشد.


آیا ما هم می توانیم محبوبیت را کسب کنیم ؟


ممکن است در اینجا سوال مطرح شود که اگر میل به محبوبیت یک نیاز طبیعی است پس چرا فقط بعضی از افراد محبوب دیگران هستند ؟ چرا بعضی از افراد جامعه نه تنها محبوب بین مردم نیستند بلکه مردم از ارتباط با انها کناره گرفته و حتی از آنها متنفرند؟ آیا این نیاز وخواسته در آنها وجود ندارد؟ آیا ما هم می توانیم محبوب دیگران واقع شویم ؟ با توجه به اینکه خداوند آدمیان را برای رسیدن به کمال آفریده واستعداد کمال یابی را نیز به آنها عطا کرده است پس هر انسانی باآازادی واراده می تواند سرنوشت خود را رقم بزند. همان طور که می تواند با اختیار و اراده خود محیط زندگی خویش را عوض کند می تواند روحیات و خلقیات خود را تغییر دهد.

امام خمینی رحمه الله علیه در این زمینه می فرماید:«جمیع ملکات و اخلاقی نفسانیه تا نفس در این عالم در حرکت و تغییر است و در تحت تصرف زمان و تجدد واقع است ودارای هیولا وقوه است قابل تغییر است و انسان می تواند جمیع اخلاقیات خود را تبدیل به مقابلات آنها کند.» 5

ملا مهدی فراقی رحمه الله علیه می فرمایند:«می بینیم که بعضی از آدمیان زود خشمگین می شوند وبرخی بر خلاف آنها هستند اما معنی این سخن آن نیست که صفات رذیله قابل تغییر نیستند بلکه آدمی با سعی و تلاش و کوشش می تواند رذایل را بر طرف سازد وفضایل را کسب کند.» 6

بنابراین انسان موجودی است متغییر،هم استعدادترقی و کمال را دارد و هم استعداد انحراف و سقوط وهر کاری به اندازه ظرفیت و تلاش ما امکان پذیر است.وما هم با تلاش وکوشش وبا ایجاداخلاق نیک و پسندیده و ارتباط سالم با دیگران می توانیم به حالت ایده ال جامعه درآییم ومورد پسندخانواده وجامعه باشیم و در یک کلمه ما هم می توانیم دوست داشتنی باشیم و از این طریق قلوب دیگران را به سمت خود جذب کرده و محبوب قلبها واقع شویم. اما برای دست یافتن به قلوب دیگران ابتدا باید دید که آنها که محبوب جامعه هستند چه خصلت ها وچه ویژگیهایی دارند ودر ارتباط با جامعه وافراد چگونه رفتار می کنند ودستورات وسفارشات اسلام در قران وروایات در این زمینه چیست ، تا ما هم با کسب وایجاد این خصوصیات در خود بتوانیم به این هدف نائل گردیم .


محبوبیت نزد خداوند:


نقش ایمان در محبوبیت:

« اِنَّ الذینَ ءامنُوا وعملوا الصّالحاتِ سَیَجعَلُ لَهُم الرَّحمنُ وُدّ اً »7


کسانی که ایمان آوردند وعمل صالح انجام دادند خداوند رحمان محبت آنها را در دلها می افکند



کلمه « وَدَّ » ومودت به معنای محبت است . دراین آیه شریفه وعده جمیلی از ناحیه خدای تعالی آمده که بزودی برای کسانی که ایمان آورده وعمل صالح می کنند مودت در دلها قرار می دهد.8 دیگر مقید نکرده در کدام دلها ، آیا درمیان دلهای خودشان یا دلهای دیگران ؟ وچون مقید نکرده بیانگر این مطلب که ایمان وعمل صالح جاذبه وکشش فوق العاده دارد واعتقاد به خدا ودعوت پیامبران که باز تابش در روح وفکر وگفتار وکردار انسان به صورت اخلاق عالیه انسانی تقوا ، پاکی ودرستی وامانت وشجاعت وایثار وگذشت و.....تجلی می کند که همچون نیروهای عظیم مغناطیسی کشنده و رباینده است . حتی افراد ناپاک وآلوده از پاکان لذت می برند واز ناپاکانی همچون خود متنفرند . با چشمان خود دیده ایم که وقتی فرد مومنی از دنیا می رود دیده ها برای آنها گریان می شود هر چند ظاهرا ًپست ومقام اجتماعی نداشته باشند ، همه مردم جای آنها را خالی می ببیند وهمه خود را درعزای آنها شریک می دارند .

جالب اینجاست که درحدیثی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله می خوانیم : هنگامی که خداوند کسی از بندگانش را دوست دارد به فرشته بزرگش جبرائیل - می گوید من فلان کس را دوست دارم او را دوست بدار. جبرائیل او را دوست خواهد داشت پس در آسمانها ندا می دهد که ای اهل آسمان خداوند فلان کس رادوست دارد او را دوست بدارید وبه دنبال آن همه آسمان اورا دوست می دارند سپس پذیرش این محبت در زمین منعکس می شود . وهنگامی که خداوند کسی را دشمن بدارد به جبرائیل می گوید من از او متنفرم اورا دشمن بدار ، جبرائیل اورا دشمن می دارد سپس در میان اهل اسمان ندا می دهد که خداوند از او متنفراست اورا دشمن بدارید همه اهل آسمانها از او متنفر می شوند سپس انعکاس این تنفر در زمین خواهد بود. 9

این حدیث پرمعنا نشان می دهد که ایمان وعمل صالح باز تابی دارد به وسعت عالم هستی وشعاع محبوبیت حاصل ازآن تمام پهنه آفرینش را فرا می گیرد چرا که ذات اقدس الهی چنین کسی را دوست دارد پس نزد همه اهل اسمان محبوبند واین محبت درقلب انسانهایی که درزمین هستند پرتو افکن می شود چرا که اگر ایمان را به معنای حضور خداوند وتعلقی و وابستگی انسان به بی نهایت مطلقی معنا شود ، عشق وعمل از ملزومات ایمان خواهد بود وقابل تفکیک از آن نمی باشد.10



پیامبر محور محبت الهی:

خدای سبحان در قران کریم محبوبهای خود را بر شمرده و برای محبت نیز درجاتی ذکر کرده است. اهل توبه وطهارت و پاکیزگی محبوبان الهی هستند اهل تقوا وپرهیزکاران محبوبان الهی هستند. همچنین انجام بعضی از کارها مانند جهاد در راه خدا ، خواندن قران ، یاری دادخواهان ، دوستی ودشمنی در راه خدا انجام کارهای نیک و.... سبب می شود انسان محبوب خدا واقع گردد. ولی هیچ محبوبی به عظمت حبیب الله ( پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله ) نمی باشد، زیرا او مظهر محبت کامله حق است از این رو خدای سبحان رسولش را محور محبت قرار داده وفرموده است .


اِن کنْتُم تحبّونَ الله فا تبعونی یحبکم الله11


بگو ای پیامبر اگر خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا دوستتان بدارد


محبت حبیب الله انسان را محبوب خدا می کند زیرا کسی که پیامبر را دوست دارد می کوشد مثل او باشد . مانند خود پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله که چون خدا را دوست می داشت متعلق به اخلاق الهی می شد. بدین جهت از او اطاعت می کند واین گونه اطاعت انسان را متعالی ومحبوب خدا می کند.12



و در پی محبوبیت نزد خدا ، محبوبیت در میان مردم نیز به خواست وقدرت الهی ایجاد می شود . چرا که محبت تنها یک علاقه قلبی نیست بلکه باید آثار آن درعمل انسان منعکس شود . کسی که مدعی حب پروردگار است نخستین نشانه آن این است که محبوبهای او را نیز دوست بدارد چرا که او در اصل در پی محبوب واقعی خودوانجام خواسته های او می باشد تا محبت واقعی خود را به اثبات برساند و اثبات این محبت حاصل نمی شود مگر اینکه آنچه را که او دوست می دارد دوست بدارد وبه آن عمل کند.13


دهقانی / مشهد مقدس – مدرسه علمیه نرجس سلام‌الله‌علیه


پی نوشتها:


1- محمد مهدی - واعظ اجتماع - ناشر شخص مولف- چاپ ششم - زمستان 1372 - ص- 18

2- پاینده- ابوالقاسم- نهج الفصاحه- چاپ یازدهم. سال-2536 شماره2163- ص457

3- فهری سید ابوالحسن- فرهنگ المحیط- انتشارات یادواره کتب- سال 1380 – ص 642

4- عمید-حسن-فرهنگ عمید-انتشارات امیر کبیر-چاپ دوازدهم-سال2537-ص929

5- امام خمینی - روح الله - چهل حدیث - موسسه نشر اثار امام خمینی چاپ پنجم - سال 1373 - ص 510

6- نراقی- محمد مهدی- جامع السعادت- منشورات جامعه النجف الدینیه- سال- 1383 - ج را- ص 109

7- قران کریم- سوره مریم- ایه 96

8- علامه طباطبایی- محمد حسین- تفسیر المیزان- نشر بنیاد علمی وفکری علامه طباطبایی- ج 14- ص- 196- سال 1363

9- سید قطب - تفسیر الظلالی- چاپ هفتم- سال 1391 - احیاء التراث العربی ( بیروت- لبنان) - ج 5 ص 454

10- دکتر ثقفی- سید محمد- ایمان وثبات شخصیت- مجله تخصصی کلام- پائیز 1378- شماره 31 -

11- قران کریم - سوره ال عمران - ایه 31

12- ایت الله جوادی املی - تفسیر موضوعی قران کریم ( سیره رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ) - مرکز نشر اسراء - چاپ اول 1376 - ص 14

13- ایت الله مکارم شیرازی - ناصر- تفسیر نمونه - دار الکتب الاسلامیه- چاپ 20 - پاییز 1367 - ج 2 - ص 385

  امتیاز: 0.00