منو
 صفحه های تصادفی
پلورالیزم دینی
زندگینامه ویلیام هرشل
درمان سرطان
ساختار شخصیت از دیدگاه فروید
خطبه تاریخی حضرت سجاد علیه السلام در شام
ولاء اثباتی خاص
برزلیانیت
بلازار
گیاهان دارویی
گزارش 840623 گروه فن آوری
 کاربر Online
562 کاربر online
 : هنر
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  پنج شنبه 21 اردیبهشت 1385 [08:55 ]
  چه کتابی باید خواند؟
 

این سؤال خیلی کلی است. منظورم این بود که اگر اهل ادبیات هستید از کجا باید شروع کرد؟ آیا مثلاً قاعده خاصی هست که باعث بشود آدم سوییچ پیشرفت کند یا نه؟ و اینکه چه چیزهایی را آدم بخواند و به چه سمتی برود که در واقع چیزهای بهتری خوانده باشد؟ بگذار اول جواب را بگویم و خلاص کنم، هیچ مهم نیست. در واقع از هر جا که شروع کنی، یواش یواش مسیر خودت را پیدا می‌کنی. حتی اگه با مسخره‌ترین چیزها شروع کرده باشی. اصلاً فایده اصلی چیزهای مسخره‌ای است که برای شروع خوبند. خیلی کم پیدا می‌شود آدمی که اولین فیلم‌هایی که دوست داشتید، بر باد رفته یا فیلم‌های اکشن نباشد. بهرحال هر کی از یک جایی شروع می‌کند. نکته مهم این است که باید اونجا نماند و به جاهای بهتری رفت. و همیشه و همیشه کسی که جدی کتاب بخواند به این فکر می‌افتد که چیزهای بهتر را هم بخواند.
مثلاً شما چی دوست دارید؟ داستان‌های عشقی؟ کتاب‌های با فضای جادویی (مثل هری‌پاتر) داستان های پلیسی (مثل هرکول پوآرو)؟ داستان‌های پر ماجرا (مثل تن‌تن و میلو)؟ هر کدام از این‌ها خوب است. بخوانیدشان اولاً، خود همین‌ها کلی چیزهای مفید و جالب دارند که اگر با علاقه خوانده شوند کشف می‌شود.
دوماً آن‌ها راه را برای چیزهای جدی‌تر در آینده باز می‌کنند. بزودی خیلی چیزهای دیگر هم کنجکاوی آدم را تحریک خواهند کرد. اصلاً دنبال چیزهایی نروید که اصلاً نمی‌فهمید منظورش چیست. کتاب‌هایی نخوانید که آدم را گیج کند. مطمئن باشید بعداً وقتی می‌رسد وقتی که اینقدر پیچیده شده باشید که از گیج شدن در آن کتاب‌ها خوشتان بیاید. پس هر چی که دوست دارید بخوانید، اما با تمام وجود و با علاقه.

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline محمد رضا قدوسی 3 ستاره ها ارسال ها: 916   در :  سه شنبه 26 اردیبهشت 1385 [12:25 ]
  چه ضمانتی وجود دارد ؟
 

با سلام

اما یک مسئله ای باقی می ماند ،
آیا همیشه شروع به یک کار ، مثل فیلم دیدن ، حتما منجر می شود به انجام جدی تر و عمیق تر آن ؟

مثلا
این همه آدم که تا می توانند تلویزیون می بینند و
چنان عادت کرده اند که
اکثر برنامه های کم محتوای آن را هم مشتری شده اند و
حتی جزو برنامه روزمره شان هم شده است ،

آیا می توان گفت که اینها به سمت کارهای جدی تر و عمیق تر کشانده شده اند ؟
بلکه برعکس
به نظر می رسد که
سلیقه مخاطب به شدت افول کرده است :و

حال ، کارهای ضعیف را می پسندد و
بلکه بیشتر و بدتر ، دیگر کارهای جدی تر را درک نمی کند .

  امتیاز: 0.00