منو
 صفحه های تصادفی
انواع روغن طبیعی ویژه چرم سازی
در ترجمه Tn10 ، یک RNA کوچک رپرسور است
فیزیک محیط زیست
فرضیه کوانتومی پلانک
خبر از نوزاد آینده
مناجات و معجزات امام جواد علیه السلام
شاپور پسر شهریار
حلب
ارتداد اسود عنسی و مبارزه ایرانیان با او
شفاعت از گناهکار
 کاربر Online
191 کاربر online
 : عمومی
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   ناشناس   در :  شنبه 20 اسفند 1384 [07:59 ]
  ابولؤلؤ
 

فیروز نه اهل کاشان است ونه قبر او در کاشان است .

مراجعه شود به ترجمه تاریخ طبری ص 71

علی ابن حسین ابن علی مسعودی -مروج الذهب بیروت 1965 - جلد 2 ص 32

برقعی - قمی - راجم الرجال جلد 1 ص 178

فارسنامه ناصری - ص 5

باستانی پاریزی - اسیای هفت سنگ ص 45

پور داوود - آناهیتا ص 356

ت تاریخ بلعمی ص 70

  امتیاز: 0.00     
برای پاسخ دادن به این ارسال باید از صفحه قبلی اقدام کنید.   کاربر offline شکوفه رنجبری 2 ستاره ها ارسال ها: 29   در :  یکشنبه 21 اسفند 1384 [06:14 ]
  اهل كاشان
 

ابولؤلؤ
قاتل عمر بن خطاب، از زندگي او هيچ دانسته نيست و شهرت او تنها به دليل قتل عمر است. بيشتر منابع نام او را فيروز ضبط كرده اند (مثلا نك: حسان بن ثابت، 1/273؛ ابن حبيب، «اسماء»، 155؛ ابن قثيبه، 183) درباره اصل و نسب و اعتقاد او ميان منابع، اشتراك اندكي ديده مي شود. منابع متأخرتر نيز جز تكرار گفته هاي منابع پيشين كمتر اطلاع سودمندي به دست مي دهند. بنا بر خبر مشهوري، او از مردم نهاوند بود كه در جنگ به دست مسلمانان اسير شد و به غلامي مغيرة بن شعبه فرمانرواي كوفه درآمد (ابن سعد، 3/341، 347؛ابوالعرب، 67، به نقل از ابن اسحاق).

در منابع كهن تر او را مجوسي شمرده اند (ابن حبيب، المحبر، 14؛ ابن شبه، 3/913؛ مسعودي، 2/329). با اينهمه گروهي ديگر از مورخان او را مسيحي دانسته اند (نك: طبري، 4/190؛ ابن عبدربه، 4/272) بنا بر نقل نه چندان قابل اعتماد طبري (4/136) از سيف بن عمر، ابولؤلؤ نخست به اسارت روميان درآمد و سپس مسلمانان او را اسير كردند.
درباره انگيزه قتل عمر به دست ابولؤلؤ، همساني چنداني در منابع تاريخي وجود ندارد. بنا بر كهن ترين روايات، مغيرة بن شعبه از كوفه نامه اي به عمر در مدينه نوشت و از او خواست تا اجازه دهد غلامش ابولؤلؤ به مدينه بيايد و مردم از فنون او مانند نقاشي، آهنگري و درودگري بهره مند شوند. عمر با آنكه ورود غير عرب را به مدينه ممنوع شمرده بود، موافقت كرد. پس از چندي، ابولؤلؤ نزد عمر از مولاي خود مغيره شكايت كرد كه خراجي سنگين بر او بسته است، ولي خليفه شكايت او را روا ندانست و ابولؤلؤ كه از بي اعتنايي خليفه در خشم شده بود، كلمات تهديدآميزي بر زبان راند.
چندي پس از آن گفت و گو، ابولؤلؤ در مسجد كمين كرد و هنگام نماز صبح عمر را از پاي درآورد و پس از آنكه چند نفر ديگر را هم زخم زد، خودكشي كرد (ابن سعد، 3/345؛ ابن شبه، 3/896- 899؛ طبري، 4/190-191؛ درباره ديگر روايات، نك: ابن شبه، 3/893؛ ابن اعثم، 1/323)

از ديگر نظراتي كه درباره انگيزه قتل عمر گفته شده، اين است كه برخي از بزرگان صحابه كه از سختگيريهاي عمر ناراضي بودند، نقشه قتل خليفه را طرح كردند و ابولؤلؤ تنها وسيله اجرا بوده است (ايرانيكا، 334/1). شواهدي نيز در دست است كه نشان مي دهد كساني از پيش در اين باره به خليفه هشدارهايي داده بوده اند (نك: احمد بن حنبل، 1/15؛ ابن شبه، 3/891). با اينهمه به رواياتي كه ماجراي قتل عمر را افسانه آميز كرده است. نمي توان اعتماد كرد (مثلا نك: ابن اعثم، 1/325؛ طبري، 4/191؛ ابوالعرب، 73؛ ابن عساكر، 13/169).

به هر روي، پس از كشته شدن عمر، عبدالرحمن بن عوف (زبيري، 355؛ عبدالرحمن بن ابي بكر) مدعي شد كه موضوع قتل عمر، توطئه اي ميان ابولؤلؤ و دو تن ديگر به نامهاي هرمزان و جفينه بوده است. به همين سبب عبيدالله بن عمر، آن دو، و نيز دختر خردسال ابولؤلؤ را به خونخواهي پدر كشت (ابن سعد، 3/350؛ ابن قتيبه، 187؛ يعقوبي، 2/160-161؛ طبري، 4/240) و از آنجا كه چنين اتهامي ثابت نشده بود، مسأله بي اعتنايي عثمان، خليفه جديد، در برابر قتل اينان (نك: بلاذري، 5/24؛ قس: ابوالعرب، 70)، بعدها به منازعات كلامي نيز كشيده شد (نك: ابوالقاسم كوفي، 68-69؛ سيد مرتضي، 4/303-304؛ ابن عربي، 62، 106-108)

گفتني است كه نه تنها برخي از منابع متأخر (خواندمير، 1/489؛ شوشتري، 1/87)، از وجود قبري منسوب به ابولؤلؤ در كاشان خبر داده اند، بلكه صاحب مجمل التواريخ و القصص (تأليف ح 520 ق) به نقل از مأخذي قديم تر، ابولؤلؤ را از مردم فين كاشان دانسته است (ص 280)

  • نقل از كتاب دائرة المعارف بزرگ اسلامي، جلد ششم

  امتیاز: 0.00