مراسم تغسیل و تدفین فاطمه علیهاسلام


کم‏ کم خورشید غروب کرد و شب همه جا را فرا گرفت. چون پاسی از شب گذشت و چشم‏های مردم را خواب ربود، علی خواست بدن زهرا را غسل دهد. و چه کسی سزاوارتر از شوهر داغدیده‏اش علی بود.
امام صادق علیه السلام فرمود:« فاطمه صدیقه بود و صدیقه را جز صدیق غسل نمی‌دهد.»
فاطمه علیهاسلام هم به اسماء وصیت کرده بود که« وقتی علی علیه السلام مرا غسل می‏دهد، تو او را کمک کن.»

img/daneshnameh_up/1/14/fatemeh2.jpg


در این مراسم هیچ‌کس جز فرزندان فاطمه و فضه و اسماء حضور نداشتند.
امیرالمؤمنین در روایتی آن شب را چنین توصیف فرموده:« من فاطمه‏ام را همان طور که سفارش کرده بود، از روی پیراهن غسل دادم. به خدا قسم فاطمه‌ی من پاک و طاهر و مطهر بود. او را از بقیه حنوط رسول خدا حنوط کردم و در کفن پیچیدم.
وقتی خواستم برای آخرین بار با زهرا وداع کنم و گره‏های کفن را ببندم، صدا زدم:« ای ام کلثوم! ای زینب! ای سکینه! ای فضه! ای حسن! ای حسین! بیایید با مادرتان وداع کنید! بیایید و از مادرتان توشه برگیرید که آخرین لحظات است، لحظه‏های فراق و جدایی، و دیگر مادرتان را نخواهید دید مگر در بهشت.»
حسن و حسین جلو آمدند و فریاد زدند:« وای که دیگر حسرت و غم از ما دور نمی‏شود؛ حسرت همیشگی از دست دادن جد و فقدان مادرمان. مادر جان، وقتی که جدمان محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم را ملاقات کردی، سلام ما را به او برسان و بگو ما بعد از تو یتیم شدیم.»

img/daneshnameh_up/e/ea/fatemeh4.jpg


خدا را شاهد می‏گیرم که در این هنگام فاطمه علیهاسلام آهی از دل برکشید و دست‏های خود را باز کرد و آن دو را به سینه‏اش چسباند. ناگهان شنیدم هاتفی از آسمان ندا کرد:«یا اباالحسن، دو فرزندت را بردار که به خدا قسم، آنها ملائکه آسمان را به گریه انداختند. زهرا حبیبه خداست و خدای تعالی به آمدن زهرا مشتاق است.»
من حسنین را از روی سینه زهرا برداشتم و بندهای کفن را بستم و با دنیایی حسرت و اندوه گفتم:« ای زهرا، فراق تو بزرگترین غم و وحشت‌زاترین عزاست و من برای همیشه در عزای تو می‏گریم و نوحه می‌سرایم.»

منابع:
بحار الانوار، ج 43، ص 179.

مراجعه شود به:
شهادت فاطمه علیهاسلام


تعداد بازدید ها: 9904