متواترات


متواترات یکی از اقسام مواد قیاس به شمار می رود.
منظور از متواترات، قضایایی که به سبب شهادت و روایت افراد بسیار که احتمال هیچ گونه تبانی و همکاری پنهانی بین آن ها نمی رود، در انسان یقین ایجاد می کنند.

به عبارت دیگر، متواترات، قضایایی است که بر اثر خبر دادن عده زیادی از افراد؛ چه به صورت کتبی و چه به صورت شفاهی و چه به صور دیگر، در نظر هر انسانی پذیرفته می شود و عقل، آن را قبول می کند.

برای مثال، قضایای زیر نمونه هایی از قضایای متواتر است:
"کتاب گلستان از آثار سعدی است"
"حضرت موسی پیامبر قوم بنی اسرائیل بوده است"
"در غدیر خم، پیامبر اسلام، امام علی را به جانشینی خود منصوب نمود"
"واشنگتن پایتخت آمریکا است"
"توکیو در قاره آسیا قرار دارد"

باید توجه داشت که دو قضیه اخیر، برای آن کسی قضایای متواتر محسوب می شود که که این دو شهر را ندیده و از طریق غیر (مثلا کتاب ها، اطرافیان و...) از این قضایا یا اخبار، اطلاع حاصل کرده باشد. چرا که اگر خودش مستقیما به این دو شهر سفر کرده و موقعیت مکانی آن ها را بالعیان و به طور محسوس ببیند، این قضایا دیگر برای وی متواتر به شمار نمی رود؛ بلکه به قضایایی مانند قضایای محسوسات تبدیل خواهد شد.

باید توجه داشت که تنها ملاک برای این که یک قضیه در نظر انسان، قضیه ای متواتر باشد؛ و به عبارت دیگر، تنها ملاک در قضایای متواترات، این است که انسان به آن یقین پیدا کند.
متواترات یکی از اقسام یقینات؛ یعنی یکی از مبادی یقینی و ضروری قیاس مخسوب می شود.

منابع

  • کلیات منطق صوری، صفحه 368
  • منطق مظفر، جلد2، صفحه 132



تعداد بازدید ها: 18410