فرضیه آمپر درباره جریان های جزئی





تعریف جریان های جزیی:


کشف های اورستد و آمپر به اندیشه جدید و عمیق تری درباره طبیعت پدیده های مغناطیسی منجر شد. آمپر با بهره جستن از یکسانی اثرهای مغناطیسی آهنرباها و جریان های انتخابی مناسب به دست آمده از آزمایشها ، مفهوم وجود بارهای مغناطیسی ویژه را رد کرد. به نظر آمپر ، آهنربای بنیادی یک جریان دایروی در ذره کوچکی از ماده ، یعنی اتم ، مولکول و یا گروهی از اتمهاست. در مدت زمان آهنرباشدن ، کسری از این جریان ها ، به طور موازی قرار می گیرند «جریان آمپر).

فرضیه تعمیم یافته آمپر:


  • از نظر خواص مغناطیسی ، جریان دایروی کاملا شبیه آهنربای کوتاهی است که محورش بر صفحه جریان عمود است. بنابراین دستگاه جریان های مولکولی جهت یافته ، کاملا هم ارز زنجیر آهنرباهای بنیادی در فرضیه کولن است. به این ترتیب ، نظریه آمپر ، فرضیه وجود طبیعی بارهای مغناطیسی ویژه را رد کرد و با یاری گرفتن از جریان های جزئی توضیحی بر کلیه پدیده های کلی ارائه داد. تحلیل عمیق تر از خواص مغناطیسی اجسام نشان می دهد که فرضیه بارهای مغناطیس یا آهنرباهای بنیادی نه فقط زاید بلکه نادرست است و نمی تواند با نتایج بعضی از آزمایش ها سازگار باشد.

  • از دیدگاه نظریه آمپر ، جدایی ناپذیری قطب های مغناطیسی شمال و جنوب کاملا روشن است. هر آهن ربای بنیادی یک حلقه جریان دایروی است. یک سمت این حلقه با قطب شمال و سمت دیگرش با قطب جنوب متناظر است. به این دلیل نمی توان قطب های شمال و جنوب را از هم جدا کرد درست مثل اینکه نمی توان یک طرف صفحه را از طرف دیگرش جدا کرد. بنابراین در حالت کلی نتایج زیر از فرضیه آمپر اخذ می گردد.

    • بار مغناطیسی طبیعی وجود ندارد. هر اتم ماده را از نظر خواص مغناطیسی آن می توان یک جریان دایروی در نظر گرفت. میدان مغناطیسی جسم آهنربا شده از میدان های مغناطیسی این جریان های دایروی درست می شود.

    • در جسم آهنربا نشده ، تمام جریان های جزیی به طور کاتوره ای آرایش یافته اند و در نتیجه در فضای اطراف آن میدان مغناطیسی مشاهده نمی شود.

    • فرضیه آهنربا شدن جسم از اینجاست که بر اثر میدان مغناطیسی خارجی جریان های جزیی آن کم و بیش به طور موازی قرار می گیرند و میدان مغناطیسی برآیند را به وجود می آورند.

تطبیق فرضیه آمپر با نظریه اتمی:


در اهمیت نظریه آمپر تردیدی نیست. ولی ، نظر وی درباره وجود جریان های جزیی در حال گردش دائمی در ذرات ماده در آن زمان انقلابی بود. تحول بیشتر دانش نشان داد که این مفاهیم پیامد طبیعی نظریه اتمی است که در قرن بیستم به آن پرداخته شد.

اتم دستگاهی است با یک هسته مرکزی با بار مثبت که الکترون هایی (مانند گردش سیارات دور خورشید)، به دور آن در حال گردش هستند. حرکت الکترون ها در داخل اتمها جریانهای دایروی ایجاد می کند. آزمایشهای خاصی انجام شدند و ثابت کردند که مغناطیس عبارت است از جهت گیری محورهای این جریانهای دایروی که می کوشند به موازات هم قرار بگیرند.

این اندیشه تصویری خیلی خام و در نتیجه غیر دقیق از ساختار اتمها است. اما در کل اساس پدیده ها را نسبتا خوب توصیف می کند.

مباحث مرتبط با عنوان:




تعداد بازدید ها: 8716