فارابی و جامعه شناسی


-=زندگینامه فارابی: =-
  • ابو نصر محمد بن طرخان بن اوزلغ از مردم شهر فاراب است . وی در سال 259 هجری در ده وسیج از توابع این شهر پا به عرصه گیتی گذاشت . ابن سینا و ابن رشد او را به استادی خود قبول دارند و به معلم ثانی لقب داده اند.
  • یکی از نویسندگان در این باره می نویسد: این عنوان از آن جهت مهم و با معنی است که معلم اول ارسطو است. گویا مسلمین از آن جهت به ارسطو لقب معلم اول داده اند که مباحث منطق و مسائل آن را که پراکنده بوده است جمع و مهذب کرده است و بنیاد آن را استوار ساخته و آن را مدخل علم قرار داده است.
  • در مورد لقب معلم ثانی هم توجیهاتی از این قبیل شده است و می توان همه آن اقوال را به این نحو خلاصه کرد که فارابی به فن منطق و بخصوص به برهان و علم برهانی اهمیت بسیار می داده و آثار منطقی ، بطور کلی آراء فلسفی و مخصوصاً آثار ارسطو را که ترجمه شده بود ، جمع و تالیف و تهذیب کرده و به طریقه خود آنها را تفسیر کرده است.

-=آثار فارابی:=-
  • آثار فارابی را می توان به دو دسته تقسیم کرد:
    • شرحهایی که بر درسهای ارسطو نوشته است
    • کتبی که خود تالیف کرده است.
  • از جمله کتابهایی که فارابی ،خود، نوشته است می توان به آثار زیر اشاره کرد:
الجمع بین رایی الحکیمین
تحصیل السعاده
آراء اهل مدینه فاضله
السیاسات المدنیه
احصاءالعلوم
عیون المسائل و اغراض ما بعد الطبیعه ارسطو

-=نظریات و افکار فارابی:=-
  • فارابی جدا از اینکه دارای نظریات قوی و جدی در منطق و فلسفه می باشد در حیطه علوم اجتماعی و بالاخص جامعه شناسی نیز دارای نظریاتی اساسی می باشد. اهمیت این نظریات زمانی بیشتر می شود که قبل از اینکه جامعه شناسان غربی دم از تحولات و جریانات اجتماعی بزنند یک فیلسوف اسلامی و ایرانی جامعه خود را تحلیل جامعه شناسانه می نماید.
  • نکته مهم اینجاست که روح نظریات جامعه شناسی یک جامعه شناس برگرفته از اندیشه و تفکرات فلسفی آن فرد می باشد . فارابی نیز خود یک فیلسوف صاحب نام و متفکری است که خود صاحب یک اندیشه می باشد.نظریات فارابی در باب جامعه و اجتماع را میتوان در چند نظریه عمده خلاصه نمود:




تعداد بازدید ها: 38739