خاطره ای از اولین شب عروسی فاطمه علیهاسلام


اسماء دختر عمیس میگوید: از خانم خودم حضرت فاطمه علیها السلام شنیدم که می فرمود: من شب اول عروسی در بستر به شدت ترسیدم گفتم: ای سرور زنان دنیا، از چه ترسیدید؟

فرمود: شب اول عروسی متوجه شدم زمین با علی سخن میگوید و علی نیز با زمین در حال گفتگو است. با وحشت و اضطراب شب را به صبح رساندم و صبحگاهان ماجرا را برای پدرم تعریف کردم.

رسول خدا صلی الله علیه وآله سجده ای طولانی انجام داد و آنگاه که سر از سجده برداشت فرمود : یا فاطمة ابشری بطیب النسل ؛ ای فاطمه، ترا بشارت باد به نسل پاک همانا خداوند ترا بر دیگران برتری بخشیده است و به زمین فرمان داده که با او سخن بگوید و از اخبار و حوادثی که در شرق و غرب زمین اتفاق می افتد، برایش تعریف کند.

منابع:

  • بحارالانوار، ج 41، ص 271، حدیث 26 ------ طرائف

مراجعه شود به:



تعداد بازدید ها: 37786