ابن هیثم بصری


ابن هیثم ابوعلی حسن بن حسن بصری (یا مصری)، در سال 354 ه.ق متولد شد.
بالغ بر بیست اثر بازمانده ابن هیثم ویژه مسائل نجومی است.
شهرت ابن هیثم در نجوم بیشتر به سبب تالیف رساله ای است به نام مقاله فی هیئته العالم. ظاهرا این رساله از آثار جوانی او است، زیرا در آن از «پرتوی که از چشم خارج می شود» سخن گفته است و ماه را جسمی صیقلی توصیف کرده که نور خورشید را «باز می تاباند» این دو نظر را وی در المناظر و مقاله فی ضوء القمر رد کرده است این رساله در جهان اسلام بسیار شناخته و رایج بود و تنها نوشته نجومی ابن هیثم است که در قرون وسطی به غرب راه یافته است. آبراهام هبرایوس آن را به سفارش آلفونسوی دهم، شاه کاستیل (وفات: 1284 میلادی) به اسپانیایی ترجمه کرد و این ترجمه را مترجم ناشناسی (تحت عنوان کتاب جهان و آسمان) به لاتینی در آورد. در این رساله ابن هیثم ثابت می کند که اگر ماه مانند آینه ای رفتار کند لازم می آید که سطحی از ماه که نور خورشید را به زمین باز می تابد کوچکتر از سطحی باشد که ما مشاهده می کنیم، پس نتیجه می گیرد که ماه نور عرضی خود را در دریت مانند اجسام منیر، یعنی از همه سطح خود و در همه جهات، گسیل می دارد، این نظر با استفاده از یک ذات الثقبتین نجومی ثابت می شود.

از این رو وی آسمان را متشکل از مجموعه ای از پوسته های کروی (با افلاک) هم مرکز فرض کرده است که بر هم مماسند و درون یکدیگر می چرخند، در داخل ضخامت هر پوسته، که نماینده فلک یکی از سیارات است، پوسته های هم مرکز و خارج از مرکز و کرات کامل دیگری وجود دارد که بترتیب با افلاک خارج از مرکز و افلاک تدیر متناظرند. همه پوسته ها و کره ها سرجای خود و به گرد مرکز خود می چرخند، و از ترکیب آنها حرکت ظاهری سیاره که طبق فرض روی استوای فلک تدویر قرار دارد پدید می آید. ابن هیثم با توصیف دقیق همه حرکاتی که در کار می آیند، در واقع گزارشی کامل و روشن و غیرفنی از نظریه بطلمیوس درباره سیارات ارائه می کند، و همین نکته راز محبوبیت رساله او را آشکار می کند.
ایراد ابن هیثم به حرکت پنجم ماه که در فصل پنجم از مقاله پنجم مجسطی بیان شده، بسیار آموزنده است. این اشکال کاملا از نوع برهان خلف است، زیرا «ثابت می کند» که چنین حرکتی از لحاظ فیزیکی محال است. بطلمیوس فرض کرده بود که هنگام حرکت فلک تدویر ماه بر فلک حامل خارج مرکز آن قطری که از اوج تدویر می گذرد (هنگامی که، مرکز فلک تدویر بر اوج فلک حامل است) طوری می چرخد که همیشه در امتداد نقطه ای در روی خط اوج و حضیض است (این نقطه را «نقطه المحاذات» می گویند)؛ به طوری که مرکز دایره البروج در وسط خطی است که این نقطه را به مرکز فلک حامل وصل می کند. این فرض ایجاب می کند که وقتی فلک تدویر یک دور کامل روی فلک حامل خود می چرخد، قطر آن بتناوب، در دو جهت مخالف بچرخد. اما ابن هیثم می گوید که چینین حرکتی را تنها یک کره ایجاد می کند، که بتناوب در دو جهت مختلف می چرخد، یا دو کره که یکی بیحرکت می ماند و دیگری در جهت خاص خود می چرخد. چون فرض جسمی با این اوصاف ممکن نیست، بنابراین ممکن نیست که قطر فلک تدویر در امتداد آن نقطه مفروض باشد. وی در سال 430 هـ .ق در قاهره وفات یافت.



تعداد بازدید ها: 21308