منو
 صفحه های تصادفی
الکتریسیته می تواند جذب کند
دفتر روزنامه اختصاصی
آیا قسم یاد کردن به مقام ائمه و بزرگان شرک است؟
اخلاص امام علی علیه السلام هنگام وضو
زیگوت
هنر زنان
کربلا، سرزمین بهشتی
علف خوکها
توری پراش
رشته گیاهان دارویی
 کاربر Online
425 کاربر online
تاریخچه ی: ویژگی های ظاهری معاویه

تفاوت با نگارش: 1

Lines: 1-41Lines: 1-38
 V{maketoc} V{maketoc}
-!ویژگی های ظاهری معاویه 
 !نام !نام
 +((معاویه)) به معنای سگ ماده است. این نام یکی از اسباب شرمساری او بود؛ به ویژه هنگامی که کوشش می کرد برخی از شیعیان را تحقیر کند. برای نمونه هنگامی که ((جاریه بن قدامه)) نزد او رفت، معاویه با هدف تحقیر وی نامش را پرسید او پاسخ داد: جاریه فرزند قدامه ام. معاویه پرسید: جز ((زنبور)) چیز دیگری هم هستی؟
 +جاریه پاسخ داد: چنین سخن مگوی؛ زیرا مرا به حیوانی مانند کردی که نیشی سوزان و آب دهانی شیرین دارد، ولی معاویه یعنی سگی که با بانگ کشدار و گرفته دیگر ((سگ)) ها را صدا می زند. معاویه، تو برای پدر و مادرت بی ارزش تر از من برای پدر و مادرم بودی؛ زیرا تو را سگ ماده نامیدند.
-معاویه به منای مد است. ای ن یکی اساب ماری او ود؛ ب ویژ هنگای ش می ک برخی از یعیان را تحیر کند. برای نمونه هنگای که ((اری ن قدامه)) نزد ، معای با هدف قیر وی ناش را پسید ا پخ دا: ای زند قامه م. مویه پرسید: جز ((زنبر)) چیز دیگ هم سی؟ اریه اخ اد: چی خ گوی یرا مرا به حیوی مانند کدی که نیی وا دهانی یری ارد، ولی مایه ینی گی که با نگ کشدار و گر ی ((گ)) ها صدا می زن. میه، و ای پ و ادرت بی ا ر از من بای در ام بوی؛ ی تو گ مد اید.* +او کاخ سبز ا در ((دم)) پی اکن پاس به را ونا ین : ما کن ((روم)) زنگی ی کنیم و جاسا نان ما ی آید. باید در ابر آنا ا ابت خوردا ای ز اده یی بپرهیزیم. ب همین دلیل، عمر ا را کسای رب می خان. مای واک سیار اهمی ی دد و به آن فر می فوت.
ا س های ریر می وید و ر چاراینی ا زین های ین شده و ردهای یا می نست. ه ک نیز ((طلا)) و ((قره)) بود. او نین اکمی بو ک در جا الم ب نشست و ای سیارش بد.
-او کا ز ا در ((دمش)) ی فکن و ر پاسخ به اعترا ومنان چین گت: کنر ((روم)) زندگی می کنیم و جاسان آنا به شهر م می آین. بای ر برابر آان از ابهت برخوردار باشیم و از ساده زیستی پرییم. ه همین دیل و ا کرای عرب می خوان. معاویه به پوشاک بسیار اهیت می اد و آن ی فوت. او لاس های حریر می د و چرپایانی ا زی ای آذین شده و رواندازای یا ی نشست. ظرف های ک نیز از ((لا)) ((نقره)) ب. او نخستین حای ود که در جهان اسلام بر تخت شست بب آن چاقی بیارش بود. +خانواه مویه نیز ام ای ربف و لاس هایی ا وست درندگان ی یدن. در یکی از سهای ا به ((مینه)) 15 ار باراندازهای پوستین رغنی نگ در ی ش ن و که ر هر یک کنیکی با پیراه گاد و گین ت و. او ر مدی، ران مش را نا 10 تا 100 از اه ی وی ود را ب یک بشید.
-خانواده معاویه نیز جامه های زربفت و لباس هایی از پوست درندگان می پوشیدند. در یکی از سفرهای او به ((مدینه))، 15 استر بارواندازهای پوستین ارغوانی رنگ در پی اش روان بود که بر هر یک کنیزکی با پیراهن گشاد و رنگین نشسته بود. او در ((مدینه))، حاضران محفلش را نواخت و 10 تا 100 دست از جامه های ویژه خود را به هر یک بخشید.

معاویه تاجی داشت که با گذشت هر سال از حکومتش، گوهری به آنان می افزود. این گوهرها، گوهران حکومت خوانده می شدند. او نخستین کسی بود که انگشتر را به دست چپ کرد و این کار را رواج داد. در زمان خلافتش، تجارت انواع عطرها به اوج رسید و کاروان ها و مکان هایی برای حمل و نقل و انبار عطرهای ((هند)) در نظر گرفته شد. او کنیزی کارآزموده داشت که مسوول رنگ کردن محاسنش بود ابن عبدربه می گوید: معاویه را دیدم. او ریشش را چنان رنگ کرده بود که به طلا می ماند.
+معاویه تاجی داشت که با گذشت هر سال از حکومتش، گوهری به آنان می افزود. این گوهرها، گوهران حکومت خوانده می شدند. او نخستین کسی بود که انگشتر را به دست چپ کرد و این کار را رواج داد. در زمان خلافتش، تجارت انواع عطرها به اوج رسید و کاروان ها و مکان هایی برای حمل و نقل و انبار عطرهای ((کشور هند|هند)) در نظر گرفته شد. او کنیزی کارآزموده داشت که مسوول رنگ کردن محاسنش بود ابن عبدربه می گوید: معاویه را دیدم. او ریشش را چنان رنگ کرده بود که به طلا می ماند.
 !خوراک !خوراک
 معاویه فردی چاق و پر خور بود و به سبب چاقی بسیار، نخستین کسی بود که نشسته خطبه خواند. او در روز چهار بار غذا می خورد و بار آخر گرسنه تر از نوبت های دیگر بود و هنگام شام آب گوشتی پر از ((پیاز)) می خورد گفته اند: کاسه آب گوشتش چنان بزرگ بود که میهمانان چهره معاویه را به خوبی نمی دیدند. او در دو نوبت و با دو گروه متفاوت غذا می خورد. معاویه فردی چاق و پر خور بود و به سبب چاقی بسیار، نخستین کسی بود که نشسته خطبه خواند. او در روز چهار بار غذا می خورد و بار آخر گرسنه تر از نوبت های دیگر بود و هنگام شام آب گوشتی پر از ((پیاز)) می خورد گفته اند: کاسه آب گوشتش چنان بزرگ بود که میهمانان چهره معاویه را به خوبی نمی دیدند. او در دو نوبت و با دو گروه متفاوت غذا می خورد.
-پر خوری وی به سبب نفرین پیامبر بود. ابن عباس می گوید: روزی پیامبر مرا فرا خواند و برای کاری به سوی معاویه فرستاد بازگشتم و گفتم: مشغول خوردن است بار دیگر مرا فرستاد باز گشتم و گفتم: مشغول خوردن است. پیامبر فرمود: خداوند شکمش را سیر نکنند. +پر خوری وی به سبب نفرین ((حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله|پیامبر)) بود. ابن عباس می گوید: روزی پیامبر مرا فرا خواند و برای کاری به سوی معاویه فرستاد بازگشتم و گفتم: مشغول خوردن است بار دیگر مرا فرستاد باز گشتم و گفتم: مشغول خوردن است. پیامبر فرمود: خداوند شکمش را سیر نکند.
 !باده گساری  !باده گساری
 +معاویه همواره شراب می نوشید. در دوران حکومتش در شام، ((شتر))هایی ویژه حمل شراب داشت. روزی گروهی از مسلمانان به فرماندهی ((عبدالرحمان بن سهل انصاری)) شتران وی را توقیف کردند و عبدالرحمان، مشک های شراب را با نیزه سوراخ کرد. هنگامی که معاویه خبر را شنید، گفت: با او کاری نداشته باشید؛ زیرا کهن سال است و خرد از کف داده است.
-معایه مواه رب می نوشید. دردران حکوتش در م ((شتر))هایی ویژه ل شراب داشت. روزی گرهی از سلمانن ه فمانه ((بدالرحمان بن ل انصاری)) تران ی ا توقی کردند و عبدالرحمان ک های شراب ا با نیزه راخ کرد. هنگامی که عایه خبر را شند گفت: با او کاری ندشته اشی؛ زیرا کهن سا ت و خرد از ک داد است. +((عبداله ب ای ریه)) می گوید: ن و درم ن ماویه تی س ا ا، راب رند. اوی نوشید و به پدرم دا. رم گف: از انی که یابر نهی کرد یر نی ا.
-((داه ب ای ری)) می گی: م ند عایه تی س از غذا را ورد. معاویه ی به درم د. ر گفت: از زنی که پیامبر نهی کر دیگر نمی آشامم. + مورد شراب خاری عاویه س ا هادت ((حضرت امیامؤمنین عی ی اسم|میر مومن عی ی اسلام)) و اقرا کو معاویه، اختا ست. برخی ر ای باورند که ا یر شراب نمی ود رهی گفته ا که پنهانی شر می آشامید.
-ر ورد شاب ی معاویه پ از شهدت یر مونا لی (ع) و استا کم اویه اتا ا. بری ب این باورن که او دیگ شراب نمی خود و گوهی گفته اند که هانی راب می آشاید. +وزی ((شریک ب اعور)) که مردی زش بود، ند ویه رفت. معاویه و را سرزنش کد و گفت: زشتی و زیبا بتر از زشت است.
نات ریک است، لی داون ریک ارد. رت اعور (یک چم) ات سام ا یک چم بهتر ست. ب این چگونه ئیس قبیله ات شدی شریک پاسخ اد: تو ماویه ای یعنی ی که زز می کشد و سگ های یگر را به زوزه کشیدن می کشاد.
-* رزی شریک بن اعو ک مدی بود، ن معاویه رفت. ماویه ا سرز کد و گف: و شت و یا ر ا زشت است.

امت شریک است، لی خداند شریک ندارد. رت اعور (یک چشم) است سا از یک چم هر است. با این چگونه ی قیله ات شی رک پخ د: تو معایه ی ین گی که وزه م ک و سگ های گر به زوزه کشیدن می کشاند.
+!نابع:
*
دی 10، 209- 211. />*اریخ 59 177، جی یل الیت السیای ی اعر اای 177 - 180. />*ان لاشف، 5 67 و 133.
*
ادی 10، 219- 221. />*همان، 219 و 221
-مناع:
1-
غدیر، 10، صص 209- 211.
2- ریخ ق، ج 59، ص 177، سجیع جی، ابیت افیای ی اشعر لاموی صص 177 - 180.
3-
اناب الاشاف، 5 صص 67 و 133.
4- ا
غدیر، ج 10، صص 219- 221.
5-
مان ص 219 و 221
+!مراعه د ه:
*((گرمی ه وق و سی ای ا کای ا ش و ی ما.))
-((سرگرمی ها و ذوق و سلیقه معاویه او حکایت از شخصیت او می نماید.)) 

تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 دوشنبه 29 فروردین 1384 [06:56 ]   4   شکوفه رنجبری      جاری 
 دوشنبه 29 فروردین 1384 [06:52 ]   3   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 29 فروردین 1384 [06:52 ]   2   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 24 اسفند 1383 [10:00 ]   1   ندا سعادتی      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..