منو
 کاربر Online
1170 کاربر online
تاریخچه ی: امام کاظم علیه السلام و برخورد حکیمانه با دشمن

در حال مقایسه نگارشها

نگارش واقعی نگارش:4
یکی از یاران امام هفتم می‌گوید:
مردی به نام نفیع انصاری برای کاری مقابل کاخ حکومتی ایستاده بود که امام هفتم سوار بر مرکب خویش نزدیک شد. بلافاصله عبدالعزیز بن عمر، مأمور مخصوص حکومتی، با اکرام فراوان او را به داخل کاخ راهنمائی کرد.
نفیع پرسید:« این مرد کیست؟ »
عبدالعزیز بن عمر گفت:« او بزرگ آل محمد و آل علی است. او موسی بن جعفر است.»

نفیع که از دشمنان اهل بیت بود گفت:« بدبخت تر از این دستگاه حکومتی ندیدم. با قدرتی که دارد می تواند این شیخ را خوار و حقیر کند، ولی از او حساب می‌برد. به خدا قسم وقتی بیرون آید تحقیرش می‌کنم.»
عبدالعزیز گفت:« هرگز چنین مکن. اینها اهل بیتی بزرگوار و کریم و سخندان هستند. هر که با آنان درافتد، ننگ و خفتی جاودانه دامنگیرش می شود.»
وقتی امام بیرون آمد، نفیع پیش رفت و به طعنه گفت:« تو کیستی؟ »
امام فرمود:« اگر منظورت معرّفی نسب و خاندان است، من فرزند حضرت محمد حبیب الله صلی اله علیه و آله هستم که او فرزند اسماعیل ذبیح الله و او فرزند ابراهیم خلیل الله است. و اگر منظورت معرفی شهر است، من ریشه در سرزمینی دارم که خداوند بر مسلمین و بر تو، اگر مسلمان هستی، حج آنجا را واجب کرده است؛ و اگر منظورت نام و شهرت است، ما کسانی هستیم که خداوند صلوات بر ما را در نماز واجب فرموده است: باید در تشهد نماز بگویید: « اللهم صل علی محمد و آل محمد » ما آل محمد هستیم. افسار مرکب را رها کن و راه را باز کن برویم.»
نفیع سرافکنده و خجل بازگشت.
عبدالعزیز گفت:« به تو نگفتم با خاندان رسالت در نیفتی؟! »

منابع:
بحار الانوار، ج 48، ص 143، ح 19 از امالی مرتضی - و مناقب و اعلام الوری.

مراجعه شود به:
سیره عملی و مکارم اخلاق امام هفتم

یکی از یاران امام هفتم می‌گوید:
مردی به نام نفیع انصاری برای کاری مقابل کاخ حکومتی ایستاده بود که امام هفتم سوار بر مرکب خویش نزدیک شد. بلافاصله عبدالعزیز بن عمر، مأمور مخصوص حکومتی، با اکرام فراوان او را به داخل کاخ راهنمائی کرد.
نفیع پرسید:« این مرد کیست؟ »
عبدالعزیز بن عمر گفت:« او بزرگ آل محمد و آل علی است. او موسی بن جعفر است.»

نفیع که از دشمنان اهل بیت بود گفت:« بدبخت تر از این دستگاه حکومتی ندیدم. با قدرتی که دارد می تواند این شیخ را خوار و حقیر کند، ولی از او حساب می‌برد. به خدا قسم وقتی بیرون آید تحقیرش می‌کنم.»
عبدالعزیز گفت:« هرگز چنین مکن. اینها اهل بیتی بزرگوار و کریم و سخندان هستند. هر که با آنان درافتد، ننگ و خفتی جاودانه دامنگیرش می شود.»
وقتی امام بیرون آمد، نفیع پیش رفت و به طعنه گفت:« تو کیستی؟ »
امام فرمود:« اگر منظورت معرّفی نسب و خاندان است، من فرزند حضرت محمد حبیب الله صلی اله علیه و آله هستم که او فرزند اسماعیل ذبیح الله و او فرزند ابراهیم خلیل الله است. و اگر منظورت معرفی شهر است، من ریشه در سرزمینی دارم که خداوند بر مسلمین و بر تو، اگر مسلمان هستی، حج آنجا را واجب نموده است؛ و اگر منظورت نام و شهرت است، ما کسانی هستیم که خداوند صلوات بر ما را در نماز واجب فرموده است: باید در تشهد نماز بگویید: « اللهم صل علی محمد و آل محمد » ما آل محمد هستیم. افسار مرکب را رها کن و راه را باز کن برویم.»
نفیع سرافکنده و خجل بازگشت.
عبدالعزیز گفت:« به تو نگفتم با خاندان رسالت در نیفتی؟! »

منابع:
بحار الانوار، ج 48، ص 143، ح 19 از امالی مرتضی - و مناقب و اعلام الوری.

مراجعه شود به:
سیره عملی و مکارم اخلاق امام هفتم


تاریخ شماره نسخه کاربر توضیح اقدام
 دوشنبه 11 مهر 1384 [07:25 ]   5   شکوفه رنجبری      جاری 
 دوشنبه 03 مرداد 1384 [09:49 ]   4   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 
 دوشنبه 21 دی 1383 [07:54 ]   3   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 سه شنبه 15 دی 1383 [12:31 ]   2   امیرمهدی حقیقت      v  c  d  s 
 دوشنبه 13 مهر 1383 [08:56 ]   1   شکوفه رنجبری      v  c  d  s 


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..