منو
 کاربر Online
455 کاربر online

وصیت شفاهی حضرت فاطمه به امام علی علیه السلام

چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > دوران زندگی > شهادت

وقتی که فاطمه علیهاسلام وفات خود را نزدیک دید، به امیرالمومنین علی علیه السلام عرض کرد:« علی جان، می‌خواهم وصیت کنم.»
امام فرمود:« هر چه می‌خواهی بگو، ای دختر رسول خدا.» و هر کس را که در اطاق بود، خارج کرد.
فاطمه علیهاسلام عرض کرد:« علی جان، تو از اول زندگی هیچ‌گاه به خاطر نداری که من دروغ گفته یا خیانت کرده یا با تو مخالفتی کرده باشم.»
امام علی فرمود:« پناه بر خدا، تو بالاتر و پرهیزکارتر و گرامی‌تری و از خدای تعالی ترسان‌تری از این که من تو را به جهت مخالفت توبیخ و سرزنش کنم. زهراجان، جدایی از تو بسیار بر من گران است ولی چاره‌ای نیست. به خدا قسم تو مصیبت رسول الله را برای من تجدید کردی. انا لله و انا الیه راجعون. وای که مرگ تو چه مصیبت دردناکی است! به خدا قسم مصیبت تو تسلیت‌پذیر نیست و مانند ندارد.»

در این هنگام این دو یار مهربان که در آستانه جدایی از یکدیگر بودند، گریستند.
سپس امیرالمومنین سر فاطمه را به سینه خود چسباند و فرمود:« فاطمه جان، وصیت کن. به هر چه بگویی، عمل خواهم کرد.»
فاطمه علیهاسلام عرضه داشت:« ای پسر عموی رسول خدا. خداوند تو را جزای خیر دهد، وصیت می‌کنم بعد از من با دختر خواهرم، امامه، ازدواج کنی زیرا به هرحال هر مردی باید زنی اختیار کند و امامه نسبت به فرزندان من مانند خود من مهربان است. دیگر اینکه اجازه ندهی هیچ یک از آنها که بر من ظلم کرده‌اند و حق مرا ربودند، در مراسم تغسیل و تدفین من حاضر شوند؛ چرا که آنها دشمن من و رسول خدا هستند. هرگز اجازه نده یک نفر از آنها بر من نماز گزارد؛ نه آنها و نه پیروان و همدستان‌شان. و نیمه شب که همه چشم‌ها به خواب رفت، مرا به خاک بسپار.»

منابع:

  • بحارالانوار، ج 43، ص 19، ح 20.

مراجعه شود به:



تعداد بازدید ها: 10939


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..