منو
 صفحه های تصادفی
مامور خرید ارشد
رسانه دانش:حروف
مراکز آیینی عامل تکامل یک تمدن
شاه اسماعیل سوم و زندیه
آثار و تالیفات ابن رشد
مفاهیم آتشفشان شناسی
اورتریت
مدارهای ماهواره‌ای
تمرکز حواس
قحطی در ایرلند
 کاربر Online
391 کاربر online

نجات امام سجاد علیه السلام از شرّ مسلم بن عقبه

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > دوران زندگی > دوران امامت > با حاکمان معاصر
(cached)



حضرت امام سجاد علیه السلام بر اساس بینش توحیدی، با التجاء به خدا و پناه‌بردن به قبر رسول او، نقشه‌های سیاسی خود را به بهترین وجه پیاده می‌نمود.
به دو مورد از این موارد توجه کنید:

دعا هنگام یورش سپاه شام به مدینه

هنگام یورش سپاه شام به مدینه، حضرت سجاد علیه السلام در کنار قبر پیامبر صلی الله علیه و آله به درگاه خداوند رو آورد و این دعا را قرائت نمود: « ربّ کم من نعمه انعمت بها علیّ قلّ لک عندها شکری، و کم من بلیهّ ابتلیتنی بها قلّ لک عندها صبری، فیا من قلّ عند نعمته شکری فلم یحرمنی و یا من قل عند بلائه صبری فلم یحزلنی یا ذا المعروف الذی لا ینقطع ابداً، و یا ذا النعماء التی لا تحصی عددأ صل علی محمد و آل محمد و ادفع عنّی شدّه، فانی ادرء بک فی نحره، واستعیذ بک من شرّه »

« بار پروردگارا! چه بسیار نعمت‌هایی که بر من ارزانی داشتی ولی شکر من در قبال آنها اندک و ناچیز بود؛ و چه بلاها که مرا بدان آزمودی و مبتلا کردی و من شکیبایی نورزیدم. پس ای کسی که شکر من در کنار نعمت های او کم بوده و او مرا از آنها محروم نساخته است‎‎ و ای کسی که صبر من در مقابل ابتلائات او اندک بود‏‏‏‏ه ولی او مرا خوار و نومید نفرموده؛ ای صاحب خوبی‌ها که نیکی‌ات تداوم دارد و هرگز قطع نمی‌گردد. ای صاحب نعمت‌هایی که قابل شمارش نیست.
بر محمد و آل محمد درود بفرست. خداوندا من از خشم و خشونت و کشتار به تو پناه می‌برم.»

دعا در بارگاه « مسلم بن عقبه »

2ـ در روایت دیگری آمده است که امام سجاد علیه السلام در کنار قبر پیامبر صلی الله علیه و آله به مسلم بن عقبه برخورد که به شدت از او غضبناک بود و به پدرانش دشنام می‌داد.
وقتی امام را دید، ترسید و در مقابل او بلند شد و او را در کنار خود نشاند و به ایشان گفت:« من در خدمتم. چه فرمایشی دارید؟»
امام همه محکومین زندانی را شفاعت کرد و مسلم پذیرفت.
بعد از این ملاقات از امام پرسیدند:« لب‌هایتان تکان می‌خورد. زیرلب چه می‌گفتید؟»

امام فرمود: « می‌گفتم اللهم رب السموات السبع و ما اظللن و الارضین و ما اقللن، ربّ العرش العظیم، ربّ محمد و آله الطاهرین، اعوذ بک من شره و ادرءُ بک من نحره اسالک ان توتیتی خبره و تکفینی شره. »
یعنی: « بار خداوندا! ای پروردگار آسمان‌های هفتگانه و آنچه بر آن سایه انداخته است. ای پروردگار زمینی‌ها و آنچه بر آنها بر افراشته است. ای پروردگار عرش عظیم، ای پروردگار محمد و آل طاهرین. به تو از شر او پناه می‌برم و به کمک تو کشتار و خشونت او را دفع می‌نمایم. از تو مسئلت می‌کنم خیر او را به من اعطا نمایی و شرّش را از سرم دور کنی.»

عده‌ای هم به مسلم گفتند: « تو را دیدیم که این مرد و اجدادش را دشنام می دادی ولی چون او را دیدی‏، به او احترام گذاشتی. چرا؟»
گفت: « کاری که کردم، به اختیار خودم نبود؛ همه‌ی وجودم از ترس از او پر شده بود!»

منابع:

  • ارشاد شیخ مفید، ج 2، ص 151، مناقب ابن شهر آشوب،‌ ج 4، ص 145

مراجعه شود به:



تعداد بازدید ها: 9151


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..