منو
 کاربر Online
1599 کاربر online

مقایسه نظریات مارکس و دورکیم و ماکس وبر درباره ارتباط دین و جامعه

تازه کردن چاپ
(cached)

  • دورکیمدر سلک جامعه‏شناسان دین اجتماعی است، در عین حال که غیر متعهد می‏باشد. این دسته از جامعه ‏شناسان در حقیقت معتقدند که دین الهی به دلیل پیروزی شاخص‏های علمی و تجربی از محدوده تکامل زمانی خارج شده و اکنون دوره تسلط علم رسیده است،علمی که جز چیرگی بر طبیعت هدف دیگری در سر ندارد، رهایی انسان از موقعیت‏های تنگ و بسته جامعه را به عنوان کجروی اجتماعی و سیاسی، محکوم کرده و روح جمعی را به جای روح خدا یا خدا و یا خلیفه او جایگزین می‏کند. باید گفت که دورکیم فکر و عناصر اولیه اندیشه و پایه‏های اساسی آگاهی و شناخت عقلی را اصولا زاییده زندگی اجتماعی می‏داند، حتی درباب مقولات منطقی، مانند زمان و مکان، معتقد است که اینها نیز از مقولات اجتماعی درجه دوم‏اند و جامعه نه تنها مقولات مذکور را پدید می‏آورد، بلکه محتوای آن از جنبه‏های متفاوت وجود اجتماعی تشکیل شده است.روش اثبات ‏گرایی و تجربه‏گرایی دورکیم در باب واقعیت اجتماعی از اموری است که در جامعه‏ شناسی دین او نیز سریان دارد و قابل مشاهده است، به گونه‏ای که او دین را همچون سایر امور اجتماعی با عینک تجربه مورد مطالعه و بررسی قرارداد. علاوه بر آن، کار دورکیم در مطالعه ادیان ابتدایی آن هم در محدوده‏ای خاص کاری بیشتر مردم‏شناسانه است که با آن به قضاوت جامعه‏شناختی پرداخته است. او آنچه را از این مطالعه برداشت کرده است‏ به تمام ادیان سریان داده و اگرچه برای دین نقش‏های مهمی قایل است، اما منشا آنها را چیزی فراتر از جامعه و داده‏های اجتماع نمی‏داند.اظهارنظر راجع به ماهیت ادیان، در حوزه و محدوده جامعه‏شناسی دین نیست و دورکیم نباید از محدوده و حوزه علمی خود فراتر رود و به حوزه علمی دیگری وارد شود.

  • اظهار نظر کارل مارکس را در زمینه دین باید در زمره نظرات اندیشمندانی قرار داد که تحت عنوان جامعه‏شناسان دین اجتماعی متعهد قابل درج هستند، دسته‏ای که به تمام باورهای دسته اول معتقد بوده، ولی روح جمعی را حاکم ندانسته و اصولا طرح آن را محکوم کرده‏اند و رهایی انسان را نمونه‏ای از بیداری، آگاهی و انقلابی بودن جامعه تلقی می‏کنند. در نظر مارکس ، جامعه‏ شناسی دین اصولا به عنوان جنبه‏ای از جامعه‏شناسی آگاهی و فرهنگ تلقی می‏شود. از نظر او، ستم‏کشی و از خودبیگانگی انسان فقط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نیست، بلکه معنوی هم هست. خلاصه در برداشت مارکس ،دین یکی از ایدئولوژی های سنتی است که آگاهی انسان باید از آن فراغت‏یابد،زیرا که دین ره‏آورد تضاد طبقاتی است و در این نظام به تضاد طبقاتی دین سر بر می‏آورد، گاهی آه ستمدیدگان است و گاهی شمشیر ستمگران تا با آن به راحتی بر ستمدیدگان حکم برانند. اما دو ایراد عمده بر دیدگاه کارل مارکس وارد است: اولا، مارکس مطالعه مهمی در زمینه دین نداشته و دین را کلیسای زمان خود پنداشته‏است که این‏گونه عمل از اندیشمندی چون مارکس کاری غیر واقع‏بینانه است. از سوی دیگر، برداشت‏ خود از دین را به تمام ادیان سرایت داده، نقشی‏منفی که کلیسای‏زمان مارکس در جامعه‏ایفامی‏کند برای همیشه در حق دیگر ادیان جاری دانسته است و از این رو، به عدم دخالت دین در عرصه اجتماع رای داده است. ثانیا، مارکس به یافتن علل اساسی پیدایش دین از خلال وضع اقتصادی جامعه پرداخته است. لذا، از سویی، او مطرح می‏کند که‏واقعیت نابسامانی که طبقه رنجدیده در جامعه طبقاتی با آن روبرو می‏باشد افکار دینی را در ذهن رنجدیدگان فقیر پدید می‏آورد تا از این رهگذر ملجا و پناهی پیدا کند و از سوی دیگر، تمایل دارد تا نشان دهد این طبقه حاکم برای حمایت از مصالح خود آیین می‏سازد و برای طبقه رنجدیده به ارمغان می‏آورد، در حالی که هیچ‏کدام از اینها با اقعیت‏خارجی توافق ندارد، زیرا دین همیشه در دامن فقرا و محرومین و نیازمندان پرورش یافته و پیش از آنکه با نور خود سراسر جامعه را بپوشاند در روح فقرا و محرومین پرتو افکنده است، چه مسیحیت و چه دعوت اسلامی در شهر مکه.

  • دین در حوزه اندیشه ماکس وبر،به گونه‏ای جامعه‏شناسی دین است و عمده نظرات و تفکرات اصولی وبر را در جامعه‏شناسی دین او می‏توان بازیابی کرد. وبر را در دسته‏بندی‏ها می‏توان جزو جامعه‏شناسان دین اجتماعی قرار داد که روش تفسیری دارند. این دسته ضمن مردود شمردن وجوه آرمانی ناخداگرایی و عوامل‏گرایی متفکران گذشته، اندیشه رهایی انسان را باز کرده‏اند، اما در عین حال، علی‏رغم تلاش در زمینه بررسی نقش دین در جامعه ، خصوصا ابعاد پیشرفتی جامعه، درباره اندیشه خدا و تاثیر ایمان به او در جهان اجتماعی به سکوت می‏نشینند. از جمله ایراداتی که به وبر وارد است عدم مطالعه دقیق و همه‏جانبه تمام ادیان بود، زیرا قضاوت قطعی درباره دینی همچون اسلام بدون مطالعه عمیق و همه جانبه آن کار معقولی نیست، بخصوص برای کسی که معتقد به دینی نباشد بسیار فرصت لازم است تا بتواند دینی چون اسلام را مطالعه کند و دریابد که آیا از نظرگاه اسلام، رشد اجتماعی و توسعه اقتصادی مطلوب است ‏یا نه و آیا شیرازه دین با پیشرفت جامعه سازگار است‏یا نه. وبر با همان برداشتی که از برخی آموزه‏های پروتستان داشته، سراغ ادیان دیگر آمده و به طور تعجب‏آمیزی در هیچ دینی آموزه قابل قبولی که بر گفته‏های آیین پروتستان منطبق باشد نیافته است.

منابع

  • ابوالحسن تنهایی، درآمدی بر مکاتب و نظریه‏های جامعه‏ شناسی، ص‏593
  • ماکسیم رودنسون، اسلام و سرمایه داری، ترجمه محسن قدرتی
  • فصلنامه معرفت شماره 20 ، مقاله محمد رضا آقایی





تعداد بازدید ها: 10294


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..