منو
 کاربر Online
848 کاربر online

مخالفت محمد بن حنفیه با سفر امام حسین علیه السلام به کوفه

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > دوران زندگی > حوادث دوران امامت
(cached)

شبی که امام حسین علیه السلام از مکه عازم کوفه بود، محمد بن حنفیه نزد او آمد و گفت:« ای برادر! اهل کوفه را می‌شناسی و می‌دانی که با پدر و برادرت بی‌وفایی کردند. از این می‌ترسم که حال تو نیز همانند آنان بشود و با تو همان گونه رفتار کنند. اگر می‌توانی در مکه بمان.»
امام علیه السلام فرمود:« از آن بیمناکم که یزید مرا در حرم خدا به قتل برساند و من باعث شکسته شدن حرمت این خانه گردم.»
محمد بن حنفیه گفت:« اگر نمی‌خواهی در مکه بمانی، به سوی یمن برو یا جای دیگری که در آنجا قوی‌تر از همه باشی و کسی نتواند به تو دست پیدا کند.»
امام علیه السلام فرمود:« درباره این پیشنهاد فکر خواهم کرد.»

اما هنگام سحر به سوی کوفه حرکت کرد. وقتی خبر به محمد بن حنفیه رسید، با عجله خود را به او رساند و مهار ناقه را گرفت و گفت:« ای برادر! به من وعده دادی که به پیشنهاد من فکر خواهی کرد. چه شده که با این شتاب از مکه خارج می‌شوی؟!»
امام علیه السلام فرمود:« بعد از آن که تو رفتی، خواب دیدم که رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد من آمد و فرمود:« ای حسین! از مکه عازم کوفه شو. خداوند اراده فرموده است تو را کشته ببیند.»»
محمد بن حنفیه گفت:« انا لله و انا الیه راجعون. پس چرا این زنان و کودکان را همراه خود می‌بری؟»
امام پاسخ داد:« پیامبر صلی الله علیه و آله به من فرمود خدا می‌خواهد که آنان اسیر شوند.»
آن گاه محمد بن حنفیه با امام علیه السلام وداع کرد و امام حرکت فرمود.

منابع:

  • قصه کربلا، ص 152.
  • الملهوف، ص 26.

مراجعه شود به:



تعداد بازدید ها: 3105


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..