منو
 کاربر Online
675 کاربر online

حج در کودکی

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > دوران زندگی > قبل از امامت
(cached)

در زمینه تشرف حضرت علی بن الحسین به حج در کودکی دو روایت وجود دارد.

1- ابراهیم بن ادهم و « فتح الموصلی » هر دو این قضیه را نقل کرده اند که: من در بیابان با کاروانی طی طریق میکردم، حاجتی برایم پیش آمد و کمی از کاروان فاصله گرفتم در این حال با کودکی برخورد کردم که با پای پیاده راه می پیمود. با خود گفتم: سبحان الله بیابانی پهناور و کودکی در حال پیاده روی! پس به او نزدیک شدم و بر او سلام نمودم. جواب سلامم را داد.

آنگاه به او گفتم: به کجا رهسپاری؟ گفت: خانه پروردگارم را اراده کرده ام. گفتم: حبیب من تو کوچکی و بر تو نه واجبی است نه مستحبی. او گفت: ای پیرمرد بزرگوار آیا تا بحال ندیده ای افرادیکه از من کوچکتر بوده اند و مرده اند. من گفتم: زاد و راحله تو کجاست؟ جواب داد: زاد و توشه من تقوای من است و مرکب سواری و راحله ام دو پای من و اراده و قصدم مولای خودم. گفتم: من چیزی از غذا و طعام با تو نمی بینم.

گفت: ای شیخ آیا این عمل نیکوست که انسانی تو را به دعوتی بخواند آنگاه تو از منزلت طعامی را برداشته و با خود همراه ببری؟ گفتم: نه گفت: کسی که من را به خانه اش دعوت نموده است همو مرا طعام می دهد و آب می آشاماند. گفتم: بر مرکب من سوار شو تا به مکه برسیم و حج را ادراک کنیم. گفت: کوشش و تلاش از جانب من است و رساندن بر عهده او. آیا قول خدای متعال را نشنیدی که می فرماید: «والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین » (69 / عنکبوت) یعنی کسانیکه در راه ما جهاد و تلاش کنند هر آینه آنها را به راههای خود هدایت می کنیم و حتماً خداوند با نیکوکاران است.

در این گیر و دار بودیم که جوانی خوش منظر در حالیکه لباسهای سفید نیکوئی پوشیده بود رو به ما آورد و با آن کودک دست به گریبان هم فرو برده دیده بوسیدن نمود و بر او سلام کرد. من رو به آن جوان کرده و گفتم: تو را به کسی که تو را نیکو آفریده سوگند می دهم این کودک کیست؟ گفت: آیا او را نمی شناسی؟ این علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب است.

من جوان را رها کرده و رو به آن کودک آوردم و پرسیدم شما را به پدرانتان می خوانم، این جوان کیست؟ گفت: او را نمی شناسی؟ این برادرم خضراست که هر روز به سراغ ما مـی آید و بر ما سلام مـی کند. عرض کردم: شما را به حق پدرانتان سوگند می دهم که من را آگاه سازی از این بیابانهای بی آب و علف و صحراهای سوزان چگونه بدون زاد و توشه عبور می کنی؟ حضرت فرمود: نه، من با زاد و توشه عبور می کنم!

زاد و توشه من چهار چیز است. عرض کردم، کدام است؟ فرمود: همه دنیا را یکسره به کلی می بینم که مملکت خداوند است اما همه خلق را می بینم که بندگان خدا و کنیزان او و عیال اویند. اسباب و روزیها را نیز به دست خدا می بینم و قضاء الهی را در تمام زمین خداوند نافذ و جاری می بینم. من گفتم: یا زین العابدین زاد و توشه شما چه نیکو زاد و توشه ای است و شما با آن صحراهای آخرت را در می نوردید پس صحراهای دنیا چگونه است؟

2- عبدالله بن مبارک می گوید: در بعضی از سالها به سمت مکه قصد حج نمودم در حالیکه در کنار حجاج در حال حرکت بودم کودکی هفت یا هشت ساله را مشاهده کردم. او در گوشه ای بدون زاد و راحله مشغول حرکت بود. من به نزدش رفته بر او سلام کردم و گفتم: با چه کسی بیابان را طی کردی؟ گفت: با شخص نیکو کار (قلت له مع من خطعت البرّ؟ قال: مع البّار) پس در چشمان من او بزرگ آمد. و لذا عرض کردم: پسر جانم زاد و توشه و مرکب سواری شما کجاست؟

فرمود: زاد من تقوای من و راحله و مرکب سواریم دو پای من، مولایم را نیز قصد کرده ام. با شنیدن این سخنان شخصیت او در نفس من بسیار بزرگ جلوه کرد و لذا گفتم: پسرم از کدام فامیل هستید؟ فرمود: از دودمان ابوطالب گفتم: بیشتر توضیح دهید فرمود: هاشمی هستم و باز که بیشتر توضیح خواستم فرمود: علوی و فاطمی می باشم. گفتم: ای سید و آقای من آیا تاکنون شعری سروده اید؟ فرمود: بلی گفتم چند سطری از شعرت برایم بخوان. حضرت اینچنین سرود:

1- لحنن علی الحوض روّاده *** ندود و نسقی وّراده
2- ما ناز من ناز الابنا *** و ما خاب حبنا زاره
3- و من سرّنا نال منا اسرور *** و من یساء نا ساء میلاده
4- و من کان غاصبنا حقنا *** فیوم القیامه میعاده


1- هر آینه ما پیش نازان و در بر « حوض کوثر » هستیم و واردشدگان بر آن را پشتیبانی نموده و آب می آشامانیم.
2- هر کس که به خود و رستگاری رسید جز از طریق ما و بوسیله ما سعادتمند نشد و هر کس که حبّ و محبت ما زاد و توشه او بود ضرر نکرده و زیان ندیده.
3- هر کس ما را مسرور کند از طریق ما به او سرور و خوشحالی خواهد رسید و هر کس به ما بدی کند میلاد و مولد او بد می باشد.
4- و هر کس حق را غضب کند پس روز قیامت میعاد او خواهد بود.

سپس از چشمان من غائب شد تا اینکه به مکه رسیدم و حج خود را به جا آورده و برگشتم به «ابطح » (که اسم وادی است) رسیدم. در آنجا حلقه ای دائره شکل دیدم نزدیک رفته و بر آنها مشرف شدم تا ببینم چه کسی آنجاست.
در این حال همان کودک که مصاحب و رفیق من شده بود را دیدم، از اسم او که سئوال کردم گفتند او زین العابدین (علیه السلام) است.

منابع:

  • بحارالانوار، ‌ج 46، ص38، حدیث 33 و ص 91 حدیث 78 و ص 91 حدیث 78 به نقل از مناقب ابن شهر آشوب

مراجعه شود به:



تعداد بازدید ها: 6622


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..