منو
 صفحه های تصادفی
مرکز کایرال
اسکولیوز
آونتورین
بیماری سفیدک سطحی سیب
اسلام شناسی حقیقی
مهدی اخوان ثالث
مقالات جدید پزشکی
مؤسسات و تشکیلات دولتی و بلدی
لاک ناخن
دانشکده علوم ریاضی و مهندسی کامپیوتر دانشگاه خوارزمی
 کاربر Online
337 کاربر online

جامعه شناسی معرفت مارکس

تازه کردن چاپ
جامعه و علوم اجتماعی > علوم اجتماعی > جامعه شناسی
(cached)

  • کارل مارکس ضمن کوشش در جهت دوری گرفتن از نظام سراسر منطقی استاد پیشین خود هگل و نیز از فلسفه انتقادی دوستان هگلی سابقش ، در برخی از نوشته های نخستین خود در صدد آن برآمد که میان فلسفه ها و افکار و ساختار های اجتماعی عینی که زمینه پیدایش این افکارند ، یک نوع همبستگی بر قرار سازد. او نوشته بود که به ذهن هیچ یک از این فیلسوفان نگذشته است که در مورد همبستگی فلسفه آلمانی با واقعیت آلمانی و رابطه نقادی آنها با محیط مادیشان تحقیقی بعمل آورند . مارکس پس از اثبات این همبستگی در صدد آن بر آمد که روشهایی را به تحلیل کشد که نظامهای عقاید از طریق آنها با پایگاههای اجتماعی و بویژه با پایگاههای طبقاتی هواداران این عقاید وابستگی پیدا می کنند .
  • مارکس بر خلاف افکار مسلط زمانش ، تصمیم گرفت که نسبی بودن عقاید را اثبات کند حقانیت های جاودانه اندیشه حاکم اگر از بوته آزمایش دقیق بیرون آیند ، بیان مستقیم یا غیر مستقیم منافع طبقاتی پشتیبانان این حقانیت از آب در می آیند . مارکس کوشید تا به گونه ای منظم ، این افکار را بر حسب کارکرد هایشان تبیین کند و اندیشه افراد را به نقشهای اجتماعی و پایگاههای طبقاتیشان مرتبط سازد. او بر این باور بود که اگر ما افکار طبقه حاکم را از خود طبقه حاکم جدا انگاریم و برای این افکار وجود مستقلی قائل شویم ، یا اگر تنها به این بسنده کنیم که در یک عصر معین این یا آن افکار مسلط بودهاند و به شرایط تولید و تولید کنندگان این افکار توجه ای مبذول نداریم و یا آنکه افراد و یا اوضاع جهانی بوجود آورنده این افکار را ندیده گیریم ، در واقع به بیراهه رفته ایم مارکس معتقد بود که افکار را باید به اوضاع زندگی و موقعیت تاریخی کسانی ارتباط داد که به آن افکار معتقدند . این قضیه چه در مورد افکار انقلابی و چه درباره افکار محافظه کارانه ، به یکسان صادق است وجود افکار انقلابی در یک عصر خاص ، مستلزم وجود یک طبقه انقلابی است .افکار مسلط بر هر عصری،پیوسته همان افکار طبقه حاکم بوده است.هرگاه مردم از افکاری که جامعه را به انقلاب می کشانند سخن به میان میآورند ،در واقع این واقعیت را بیان می کنند که در چهارچوب جامعه موجود ،عناصری از یک جامعه نوین آفریده شده اند و زوال افکار قدیم با زوال شرایط زندگی پیشین همراه و همگام است.عقیده پردازان و نمایندگان سیاسی یک طبقه نیازی به آن ندارند که در همه ویژگیهای مادی طبقه شان سهیم باشند،بلکه کافی است که قالب ذهنی کل طبقه شان را بیان کنند و در آن سهیم باشند.

تاثیر طبقه بر آگاهی افراد:

  • از این گذشته مارکس پذیرفته بود که افراد خاص ممکن است همیشه بر وفق منافع طبقاتی شان فکر نکنند و در طرز تلقی شان همیشه تحت تاثیر طبقه ای که بدان تعلق دارند نباشند ،اما طبقات مردم به معنایی متمایز از افراد جداگانه ،همیشه تحت تاثیر طبقه شان هستند.مارکس در نوشته های جدلی تر خود ،تحلیل کارکردیش را در مورد روابط میان افکار و پایگاه اجتماعی هواداران این افکار ،به عنوان ابزاری برای نقاب افکنی و پرده دری از روی برخی افکار معارض خود به کار برده بود. اما به هر روی ،هدفهای مارکس گسترده تر از این بودند.در نوشته های بعدی مارکس و بویژه در یک رشته نامه های قابل توجه انگلس که از سال 1890به بعد نوشته شده بودند لبه تیز نوشته های جدلی پیشین کمی کند شده بودند . در این زمان مارکس و انگلس این فکر را که زیر ساختار اقتصادی به تنهایی می تواند خصلت رو ساختار افکار را تعیین کند،تعدیل کرده بودند و تنها به اظهار این عقیده اکتفا کرده بودند که زیر ساختار سرانجام یا در تحلیل نهایی عامل تعیین کننده است.بنا بر مفهوم مادی اندیشانه تاریخ،عنصر سرانجام تعیین کننده تاریخ،همان تولید و بازتولید زندگی واقعی است…از این روی،اگر کسی این نظر را تحریف کند و بگوید که عنصر اقتصادی تنها عنصر تعیین کننده است ،در واقع آن را بی معنی،انتزاعی و نامعقول ساخته است این درست است که موقعیت اقتصادی مبنای کار را فراهم می سازد،اما عناصر گوناگون روساختار…نیز بر مسیر نبرد تاریخی تاثیر می گذارند و در بسیاری از موارد،در تعیین صورت این نبرد،بر عناصر زیر ساختار پیشی می گیرند.
  • مارکس و انگلس در آخرین نوشته های شان بدانجا رسیده بودند که برای افکار حقوقی،سیاسی،مذهبی،ادبی وهنری تا حدی استقلال ذاتی قایل شوند.آنان در این زمان تاکید می کردند که ریاضیات و علوم طبیعی از نفوذ مستقیم زیر ساختار اقتصادی و اجتماعی مصونند و پذیرفته بودند که روساختارها تنها انعکاس صرف زیر ساختارها نیستند ،بلکه می توانندبر این زیر ساختارها اثر گذارند.با این تفسیر،نظر مارکس انعطاف پذیری چشمگیری پیدا کرده بود،هر چند که برخی از کیفیت های شاخص خود را نیز از دست داده بود.


تعداد بازدید ها: 20306


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..