منو
 کاربر Online
488 کاربر online

تحلیل ادراک

تازه کردن چاپ
علوم طبیعت > علوم پزشکی (طب) > پزشکی
(cached)




ادراک را می توان از نظر رفتار و تجربه و از نظر مکانیزم هائی که در آن بکار می روند مورد مطالعه قرار داد و بهر حال از هر نظر که مورد مطالعه واقع شود،ادراک امر پیچیده ایست. دستگاه گیرنده در ادراک سهم مهمی بر عهده دارد اما عوامل دیگر نیز در آن موثرند.

فرایند های گیرنده


ادراک را معمولاً به حسی که بر آن مبتنی است نسبت می دهند مثلاً از ادراک بینائی،شنوائی، بویائی،چشائی،و جنبشی صحبت می شود اما معمولاً بیش از یک حس در ادراکات ما موثرند مثلاً در عین حال که چیزی را می بینیم ممکنست صدای آنرا نیز بشنویم و بوی آن را هم درک کنیم. حتی در مواردی هم که ادراک بر یک حس مبتنی است عواملی که در آن موثر است تنها محرک حسی نیست. یادی که از درک آن چیز در گذشته داریم و عوامل دیگر در ادراک ما موثرند. مثلاً ادراک ما از مار با آنچه از مار دیده و شنیده ایم آمیخته می شود و همه آنها را در عین حال به ذهن می آورد.

فرایند رمزی


منظور از رمز یا علامت چنانکه سابقاً هم گفته شد چیزیست که از چیز دیگر حکایت کند یا بر آن دلالت نماید مثلاً کلمات رمزی از اشیاء هستند و صورتهای ذهنی ما از چیز ها رمزهای آن چیز ها هستند.وقتی ادراک حسی مجدد دست می دهد آثار ادراک گذشته نیز بیدار می شود؛ از وضع حال خبردار می شویم ولی تجربه گذشته نیز در ادراک ما موثر می گردد و وقتی از شما می خواهند دوست غائبی را به ذهن بیاورید آثار ادراکات گذشته در شما بیدار می شود. ممکن است صدائی شبیه به صدای دوست غائب، او را به ذهن شما بیاورد و یا چهره ای مانند چهره او یادش را در خاطر شما روشن سازد. این فرایند ها را رمزی خوانیم زیرا بر چیز دیگری دلالت می کنند یا رمز و نشانه چیز دیگرند. پس هر محرکی گذشته از ایجاد جریان عصبی گیرنده، فرایند های رمزی ذهن را نیز بر می انگیزد.

فرایند های انفعالی


اغلب ادراکات ما فرایندی انفعالی نیز در ما بر می انگیزد چیزی که ادراک می کنیم معمولاً خوشایند یا ناخوشایند است، بوی گلی را می شنویم و بنابر تجربه ای که سابقاً از آن بو داشته ایم در ما حالتی انفعالی از خوشی یا ناخوشی ایجاد می شود. در اغلب موارد علت اینکه چیزی در ما ایجاد خوشی یا رنج می کند تجربه ایست که سابقاً با آنها داشته ایم یا به علت آن است که تجربه خوشایند یا ناخوشایندی را بنحوی در یاد ما زنده می کند.

فرض کنید در آشپز خانه پختن غذائی را می بینید لااقل سه دستگاه گیرنده در این تجربه دخالت دارد: بینائی، بویائی و شنوائی. امواج نور چشم را و ذراتی که از غذا بر می خیزند اعصاب بینی را و صدای سرخ شدن غذا در روغن اعصاب گوش را تحریک می کنند. معمولاً از این تجربه ها به صورت مجزی از یک دیگر آگاه نیستیم و همه را به صورت واحدی ادراک می کنیم.اما گذشته از فرایندهای گیرنده حسی فرایند های رمزی نیز در کارند منظره و صدا و بوی غذا ما را به یاد وقتی می اندازد که در گذشته این غذا را خورده ایم. صورتهای ذهنی مربوط به مزه غذا در ذهن ما روشن می شود و ما به ابهام مزه آن را درک می کنیم.

فرایند های انفعالی نیز در کارند. اگر گرسنه باشیم وضعیتی که مشاهده می کنیم برای ما خوشایند می شود اگر حال بهم خورده داشته باشیم (شبیه به حالی که در کشتی دست می دهد) منظره غذا در ما ایجاد تهوع می کند و ناخوشایند است. نیز آنچه می بینیم ممکنست در نظر ما زشت یا زیبا جلوه کند. خلاصه آنکه در ادراک چیزی، گذشته از تجربه ساده حس، عوامل بسیاری دخالت می کنند و به ادراک رنگ خاص خود را می بخشد.

کیفیت ادراک


آنچه ادراک می کنیم مبتنی بر فرایند های گیرنده حسی و رمزی و انفعالی است. اما عوامل دیگری نیز در ادراک دخیل هستند بعضی محرکها در همه ما یک تجربه را بر می انگیزد و بنظر می آید که این تجربه ها با تجربه های گذشته ما هیچ ارتباطی ندارند اثبات اینکه این نوع تجربه ها فطری هستند کار محالی است اما دلائل بسیار حکایت می کنند که اینها فطری هستند این تجربه ها را سازمان ابتدائی تجربه خواهیم خواند تا آنجا که تحقیق شده است حیوانات و کودکان و قبائل و حتی در سازمان ابتدائی تجربه با آدمیان شریکند. آنچه ادراک می کنیم نیز با زمینه ای که موضوع ادراک در آن جای دارد مربوط می شود بعضی از تاثیراتی که زمینه ادراک را می سازند از چیز های کاملاً ابتدائی و شاید فطری هستند بعضی دیگر به تجربه های گذشته ما مربوط می شوند. تاثیر تجربه های گذشته که عامل عادت نیز خوانده شده است موجب می شود که اشخاص مختلف وضع واحدی را به صورتهای مختلف ادراک کنند از این گذشته شخص ممکنست در اوقات مختلف از چیز واحدی ادراکهای مختلف داشته باشد. این مسئله ما را به اهمیت آمادگی یا برایستادگی در ادراکات می کشاند.

سازمان ابتدائی


به نقطه ها در شکل 1 نگاه کنید. هر چند تا بحال نقطه هائی به این شکل ندیده باشید فوراً درک می کنید که این نقطه ها با هم به صورت خاصی تنظیم شده اند نقطه ها را به صورت چهار واحد درک می کنید که هر واحد دو نقطه دارد به اغلب احتمال اول چهار گروه بودن جلب توجه می کند و بعد عده نقطه ها در هر گروه. از این گذشته اگر رنگ نقطه ها عوض شود یا بجای دایره های کوچک مربع های کوچک قرار دهیم یا هر چیز دیگر را بجای آنها بگذاریم مادام که ترتیب فاصله ها حفظ شود باز چهار واحد بنظر می رسند و هیات کلی خود را حفظ می کنند. پس این گروه بندی مستقل از جنس و شکل اجزای متشکل آن است.

حتی در محرکهای دیگر غیر از بینائی اگر نسبت فاصله ها حفظ شود باز این هیات کلی در ذهن رسم می گردد مثلاً اگر هشت ضربه زنگ با تناسب خاصی در فاصله بین ضربه ها زده شود به گوش چهار جفت ضربه دو تائی می آیند و این امر درباره محرکهای مربوط به حسهای دیگر نیز صادق است.مثال نقطه ها سازمان یافتن ابتدائی را نشان می دهد که مستقل از تجربه های گذشته و از یادگیری است. خطاهای حسی نیز مثال دیگری برای سازمان های ابتدائی ادراکی هستند. منظور از بیان این نکته اینست که نشان داده شود در میان عوامل موثر در ادراک بعضی مربوط به ساختمان ذهنی ارگانیزم هستند.

همچنین ببینید:







تعداد بازدید ها: 25304


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..