منو
 صفحه های تصادفی
اسامی حیوانات آمده در قرآن
امام عسگری علیه السلام و بخشیدن انگشتر
ابومحمد قاضی عبیدالله
استه آتیت
مناطق آتشفشانی در ایران
پروژکتوری برای مواد غیر شفاف(پروژکتور اوپک)
شتاب
آموزش فوتبال
کرم کدو
آندوروژین
 کاربر Online
747 کاربر online

اوضاع اجتماعی در عهد امام سجاد علیه السلام

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > دوران زندگی > صحنه های دیگر دوران امامت
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > دوران زندگی > صحنه های دیگر دوران امامت
(cached)

جهان اسلام در عصر امامت حضرت سجاد علیه السلام یکی از اسفبارترین دوران خود را سپری می کرد، از نظر نظام سیاسی حاکم، بخش وسیعی از قلمرو اسلامی تحت حاکمیت و سیطره دودمان اموی قرار داشت که اینان پلیدترین، سفاکترین، و جسورترین والیانی بودند که در ضدیت با ارزشهای بنیادین اسلامی و انهدام و نابودی تعالیم نبوی برای خود هیچ حد و مرزی نمی شناختند و سلطنت و حکمرانی آنان بر مبنای همین فلسفه پایه گذاری شده بود که با گرفتن انتقام از دودمان پیامبر برای حقد و کینه های انباشته خود از شکستهای دوران ظهور اسلام، درمانی فراهم آورند.
اینان در این راستا تا آخر خط حرکت کردند و عملکردی از خود به یادگار گذاشتند که روی تاریخ را سیاه نموده و با آن برای خود همیشه ننگ و نفرین خریداری کردند.

آری انحراف از جریان صحیح امامت و ولایت که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم منادی آن بودند و از طرف خداوند متعال آن را در جامعه تبلیغ نمودند، اینک کاملاً به بارنشسته و میوه های شوم آن یکی پس از دیگری، همانگونه که از قبل نیز توسط اولیا برگزیده حق بیان شده بود، به بار می نشست.

از حاکمیت معاویه بن ابی سفیان که بگذریم، دوران امامت حضرت سجاد علیه السلام مقارن است با سلطنت «یزید بن معاویه » که باهمه کوتاهی آن، ابتدا با به شهادت رساندن پسر دختر پیامبر، حضرت امام حسین علیه السلام آغاز شد و در ادامه آن حمله دد منشانه به مدینه پیامبر صلی الله علیه و آله و مکه معظمه اتفاق افتاد که فجایع حاصل از آن روی تاریخ را سیاه نمود.

بعد از یزید با فاصله کوتاهی «مروان بن حکم » به حکومت رسید و او بنیان حکومت مروانیان که از بنی امیه بودند را محکم نمود و بعد از او «عبدالملک مروان » به تخت سلطنت نشست و به مدت بیست و یک سال در حالی که رسماً به خدا سوگند خورد که شراب می نوشم، از هیچ ظلم و جنایتی فروگذار نبود و بالاترین سیئه او مسلط کردن «حجاج بن یوسف ثقفی » بر جان و مال مردم بود فرد سفاکی که «عبدالملک » را از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم بالاتر می دانست و رسماً از مردم مسلمـان «جزیه » می گرفت و شنیدن نام «کافر » برای او خوشتر از شنیدن نام «شیعه » بوده و باید گفت از گستره جنایت این پلید و کثرت خونریزی وسفاکی او فقط خداوند آگاه است و بس. پس از عبدالملک پسرش «ولید بن عبد الملک » به حکومت دست انداخت، همو که طبق بیان سیره نویسان در عصر او زمین از ظلم و ستم لبریز بود.

آنچه گذشت گذر سریع به نظام سیاسی حاکم بر بخش وسیعی از قلمرو اسلامی بود و در همین زمان در بخش دیگر زبیریان به ریاست «عبدالله بن زبیر » مشغول حکومت بودند که اینان با رقیبان خـود (امویان) در یک نقطه مشترک بودند و آن نقطه عداوت با دودمان پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم و همداستانی آنها در قتل و کشتار و فشار بر بنی هاشم است که این بعد در تاریخ به خوبی ثبت گردیده است؛ و نکته دیگر رواج سبّ امیر المومنین حضرت علی علیه السلام است که در بالای منابر انجام می شد و اگر خطیبی از آن اجتناب می کرد مورد اعتراض مردم واقع می شد.

از آنچه گذشت، گر چه بسیار گذرا بود ولی به خوبی می توان دورنمایی از اوضاع سیاسی حاکم بر جهان اسلام در عصر امامت حضرت سجاد _ علیه السلام _ به دست آورد و در پرتو آن به دورنمائی از اوضاع فرهنگی و اجتماع آن عصر رسید. وقتی جامعه به چنین والیانی مبتلا باشد، اوضاع آن چگونه خواهد بود؟ آری ارزشهای دینی به صورت کلی دچار تحریف قرار گرفته و تغییر کرده است و گستاخی بنی امیه به جائی رسیده که مردم را به عنوان برده های حکومت خود پنداشته و به همین عنوان از آنان بیعت می گرفتند و خفقان شدید و حاکمیت جوّ رعب و حشت، همه روحیه و روان مردم را برای هر نوع حرکت کار ساز، سلب کرده است.

اما «شیعه » در این میانه وضعی بس اسفار را می گذرانید، اولاً بعد از شهادت امام حسین علیه السلام و استشهاد سران شیعه و عناصر راسخ در ولایت اهل بیت _ علیه السلام _ سایرین دچار یک نوع شکست روحی شده بودند که سرکوب شدید آنان از ناحیه والیان اموی و دست نشاندگان آنها، به آن بیشتر دامن می زدند، به خصوص با توجه به قصور یا تقصیری که در یاری رساندن به امام حسین _ علیه السلام _ در خود احساس می کردند، از این گذشته با توجه به وقایعی که در آن دوران اتفاق افتاد و بعضی از نصوص تاریخی بر آن دلالت دارد به خوبی می توان به این نتیجه گیری رسید که دیگر شیعه به عنوان یک جریان و تفکر و شکل اجتماعی وجود خارجی نداشته و بنی امیه نیز پس از واقعه کربلا کار شیعه را تا حدوی تمام شده حساب می کردند.

خود آنان نیز از انسجام و اقتدار به کلی فاصله گرفته و هویت اجتماعی خود را از دست داده بودند، از سوی دیگر به دنبال مصائب سنگین تحمیل شده بر جامعه شیعه و موالیان اهل بیت عصمت و طهارت _ علیه السلام _ و عدم امکان حضور موثر و فعال رهبری معصوم علیه السلام در میان آنان، به خاطر جو خفقان شدید و عدم اطمینان،از عناصر سست پیمان موجود، انحراف عقیدتی و فکری متعددی نیز جامعه شیعه موجود را دستخوش نوسانات جدّی کرده بود که بعضی از آنها عبارتند از پیدایش «فرقه کیسانیه » که به داعیه امامت و مهدویت جناب «محمد بن حنیفه » خط خود را از امامت حضرت سجاد علیه السلام جدا کردند و همچنین پیدایش «غلات » که به نوعی جایگاه اهل بیت را فراتر از آنچه باید باشد ترسیم کرده و عقائدی را برای خود انتخاب کرده بودند که ابداً مورد رضایت حضرت سجاد _ علیه السلام _ نبود. و این غیر از انحراف عقیدتی متعددی بود که عمال بنی امیه به آن دامن می زدند باشد «جبر » «شبیه و تجسیم » و مسئله «ارجاء » که همه آنها از ناحیه حکومت اموی مورد تبلیغ و حمایت بود.

آنچه گذشت ترسیمی گذرا از اوضاع سیاسی و اجتماعی عصر امامت حضرت سجاد_ علیه السلام _ بود که با توجه به آن می توان اوضاع زمانه حضرت را شناسائی نمود. به این اوضاع و بعضی از سر فصلهای آن به صورت تفصیلی در بررسی ابعاد شخصیت حضرت اشاره خواهد شد.

در پرتو بررسی اوضاع زمانه حضرت سجاد _ علیه السلام _ بدست می آید که آن حضرت به عنوان تنها باز مانده جریان عاشورا و تنها شخصیتی که به صورت رسمی منصب امامت را به عهده دارند تا چه حد مورد سوء ظن دستگاه حاکم قرار دارند و چگونه کوچکترین حرکت سیاسی رو در رو با نظام سیاسی موجود می تواند به برخورد شدید تا حدّ به شهادت رساندن ایشان منجر شده و نظام ولایت امام و جریان حق را دچار ضایعه جبران ناپذیر نماید و در سوی دیگر حرکتهای انقلابی در جامعه شیعی اگر به مسئله امامت گره بخورد خفقان موجود را هم باز شدیدتر نموده و سرکوبها به جایی خواهد رسید که باقی مانده محدود جامعه شیعی را دچار مشکل جدی تر خواهد کرد.

آری وضعیت به گونه ای بوده است که حضرت سجاد علیه السلام در یک تشبیه دقیق و گویا حال خود و شیعیان را که بسیار اندک بوده اند در میان بنی امیه، به وضعیت بنی اسرائیل درمیان قوم فرعون تشبیه نموده اند که بچه های آنها را می کشتند و زنانشان را نگه می داشتند. (ابن سعد، طبقات، جلد 5، صفحه 218) حال با توجه به این شرائط از طرف مقام عظمای امامت، چه استراتژی و برنامه بلند مدتی باید برای رهبری و امامت جامعه اتخاذ شود؟ این بحث را باید تحت عنوان استراتژی حضرت سجاد علیه السلام در طول دوران امامت خود پیگیری نمود.

مراجعه شود به:

بازگشت حضرت سجاد -ع- به مدینه


تعداد بازدید ها: 11014


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..