منو
 صفحه های تصادفی
محیط زیست
اریل
آینه های کروی(المپیاد)
اسفاربن شیرویه
ساختمان راکتور هسته‌ای
رودخانه های مرزی ایران
بوی سیب از ضریح منور
تصدی به حمل و نقل از راه خشکی یا آب یا هوا به هر نحوی که باشد.
منکو قاآن
فیلم های نخستین
 کاربر Online
699 کاربر online

امام سجاد علیه السلام در مجلس عبید الله بن زیاد

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > دوران زندگی > دوران امامت > با حاکمان معاصر
(cached)

بهر تقدیر و با هر رنج و مشقت و مصیبتی بود فاصله ی دروازه ی کوفه تا قصر دارالاماره طی شد و «ابن زیاد » که در قصر خود جلوس کرده بود و اذن عام داده بود تا همه برای مشاهده ی فتوحات او حاضر شوند.

قبلاً سر مقدس حضرت سید الشهدا علیه السلام نیز در برابر او حاضر شده بود و او با چوبدستی خود به آن جسارت می کرد، در این حال کاروان اسرا وارد قصر شدند و حضرت زینب سلام‌الله‌علیه با جمعی از کنیزان در گوشه ای نشستند و بین ایشان و ابن زیاد سخنانی رد و بدل شد که بسیار عالی است. (برای پی گیری مطلب به بحار الانوار، جلد 45، صفحه 115 مراجعه کنید و همچنین منتهی الامال جلد اول صفحه) بعد از آن «ابن زیاد » به سوی علی بن الحسین _ علیه السلام _ نگاه کرد و گفت: این کیست؟

گفته شد: علی بن الحسین است.

ابن زیاد گفت: مگر خدا علی بن الحسین را نکشت؟

علی بن الحسین علیه السلام گفت: مرا برادری بود که نام او علی بن الحسین بود و مردم او را کشتند، عبید الله گفت: بلکه خدا او را کشت !! علی بن الحسین _ علیه السلام _ فرمود: «الله یتوفی الانفس حین مولتها والتی لم تمت فی مساها» (2) (2- سوره زمره 42) خداوند جانها را به هنگام مرگشان می گیرد.

ابن زیاد خشمگین شد و گفت: در پاسخ من با جسارت سخن می گوئی ؟! او را گردن بزنید.

زینب سلام الله علیها چون چنین دید. امام سجاد علیه السلام را در آغوش خود کشید و گفت: ای پسر زیاد، هر چه از خون ما ریختی، تو را بس است، به خدا از او جدا نخواهم شد. اگر قصد کشتن او را دارای مرا نیز بکش. (برای تحقیق بیشتر رجوع کنید به زندگانی علی بن الحسین علیه السلام تالیف دکتر شهیدی صفحه 30 الی35 و کتاب حیات فکری و سیاسی امامان شیعه جلد اول، صفحه 156 الی160)

ابن زیاد لحظه ای به زینب و علی بن الحسین علیه السلام نگریست و گفت «خویشی چه شگفت انگیز است. » بخدا سوگند که این زن دوست دارد با برادرزاده اش کشته شود، گمان می کنم که این جوان به همین بیماری در گذرد.

علی بن الحسین علیه السلام روی به عمه اش زینب سلام الله علیه کرد و گفت: ای عمه، بگذار تا من با او صحبت کنم. و آنگاه رو به ابن زیاد کرد و گفت: «اَبالفتل تُهددّنی بابن زیاد ؟! انا علمت اّن القتل لناعاده و کرامتنا شَهاده » یعنی «آیا مرا به قتل تهدید می کنی ؟! مگر نمی دانی که کشته شدن عادت ماست و شهادت در راه خدا برای ما کرامت است ؟! » آری جا دارد این کلمات با آب طلا نوشته شود و در هر کوی و برزن نصب شود.

عجیب است قدرت روحی امام معصوم علیه السلام که چگونه در مقابل یکی از دژخیم ترین سفّاکهای تاریخ، به عالیترین وجه جواب می دهد و ابداً کلمه ای که حاکی از ذلّت و عقب نشینی باشد از او شنیده نمی شود. آری، او فرزند کسی است که فرمود: «هیهات منّا الذّله ».

لازم به ذکر است در ارتباط باحضور امام سجاد علیه السلام در مجلس ابن زیاد و گفتگوی او با حضرت نقلهای دیگری هم مبنی بر دستور ابن زیاد برای تفحص از آثار بلوغ در وجود حضرت زین العابدین علیه السلام وجود دارد که نظر به بی اعتباری آنها به آنها اشاره نگردید

مراجعه شود به:

امام سجاد علیه السلام در کوفه

منابع:

بحارالانوار،ج 45،ص 115 و 117 و 167

ارشاد مفید،ج 2، ص 16


تعداد بازدید ها: 14433


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..