منو
 صفحه های تصادفی
آتش نشانی صنعتی
آزمایش مغناطیسی جوش
مبارزه و شهادت عبدالرحمن بن عقیل در روز عاشورا
عطای خداوند به پیامبر
صورت حقوق صاحبان سرمایه
دو دست در طواف
ملوک الطوایف اول در اندلس
ماشینهای کاشت
جمع کننده های خورشیدی
حارث بن عبدالعزیزابو لیلی
 کاربر Online
869 کاربر online

اصول بینش سیاسی امام سجاد علیه السلام

تازه کردن چاپ
فرهنگ > الهیات > دین اسلام > شیعه > دوران زندگی > سیره اجتماعی
(cached)



مقدمه

با توجه به علم فراگیر حضرت زین العابدین علیه السلام و مقام امامت و عصمتش با وجود حاکمیت شدید جوّ خفقان و استبداد اموی، امام در خلال بیانات مختلفی که به مناسبتهای گوناگون ایراد می کرد و یا در قالب دعا و مناجات و نامه‌ها و رساله‌هایی که برای اصحاب می‌نوشت، رهنمودهای متعددی در زمینه امور سیاسی جامعه به امت اسلام و پیروان خود ارائه فرموده است.
در این قسمت به بعضی از اصول تفکر و عملکرد سیاسی امام اشاره می‌شود:

بیان صریح حقایق

1ـ بیان صریح حقایق مربوط به وضعیت سیاسی جامعه و تبیین جریان حق و جریان باطل. مانند آنچه در خطبه با اهل کوفه، سخن با «منهال»، خطبه در شام، خطبه در بازگشت به مدینه و. . . . انجام گرفت.
در این زمینه، هرجا مصلحت اقتضا می‌کرد، جریان باطل را افشا می‌فرمود و هر جا مصلحت نبود، با بیان ویژگی‌های جریان حق و سختی‌هایی که در پی دارد، فهم تطبیقی جریان باطل را به مخاطبین خود وا می‌گذاشت. چنانچه در خطبه‌ی خود موقع ورود به مدینه چنین کرد. این نوعی شگرد پیچیده سیاسی است که هم حقایق برای مردم تبیین شده و هم بهانه‌ای به دست دشمن داده نشده است.

شجاعت و درایت

2- شجاعت، درایت و حکمت در ارائه دیدگاه‌های سیاسی، اجتماعی و مذهبی به گونه‌ای که جوّ موجود را همیشه به نفع جریان حق تغییر می‌داد و دشمن را به سرشکستگی، ذلت، و اعتراف وادار می‌ساخت.
نمونه‌ی آن در خطبه‌ی تاریخی مسجد جامع دمشق و یا در پاسخ نامه « عبدالملک » که به ازدواج او با کنیزی ایراد گرفته بود دیده می شود.

آمیختن حرکت اجتماعی و فرهنگی با رنگ سیاسی

3- آمیختن حرکت‌های اجتماعی و فرهنگی خود با رنگ سیاسی، به گونه‌ای که از هر موقعیتی برای ارائه رهنمودهای سیاسی صریح و یا کنائی به جامعه بهره می‌جست.
چنانکه در هنگام ورود به مدینه پس از واقعه جانگداز عاشورا مشاهده می کنیم و یا آنچه به هنگام تفسیر آیات مربوط به مسخ بنی اسرائیل، فرمود.( پس از بیان قصه مسخ آنان فرمود: خداوند این‌ها را به‌خاطر صید ماهی (در وقت ممنوع) مسخ فرمود. پس چگونه است حال کسی که اولاد رسول الله صلی الله علیه و آله را کشت و حرمتش را هتک کرد؟ خداوند متعال گر چه آنها را در دنیا مسخ نکرده ولی عذاب آنها در آخرت چند برابر عذاب مسخ خواهد بود.)

تلاش برای رشد سیاسی مردم

4- تلاشی گسترده و مدام برای رشد بینش سیاسی مردم؛ چه در قالب ادعیه از قبیل « دعا برای مرزداران نظام اسلامی » یا در قالب رفتارهای اجتماعی با نظام سیاسی و کارگزاران آن از قبیل آنچه در برخورد با عبدالملک در حین طواف انجام داد و یا در برخورد با « حجّاج » و یا خطبه‌ها و احادیث و نامه‌ها و رساله‌ها مانند « رساله الحقوق » در قسمت « حق سلطان » و... بیان نمود.

استفاده از زبان عاطفی

5 ـ استفاده از زبان عاطفی برای مردمی که به خاطر فرو رفتن در گناه و دوری از معارف اهل بیت دل‌هاشان رو به خاموشی گراییده بود.
خطبه‌های او بدون استثناء مردم را به گریه می‌اندخت. خود نیز همواره بر مصائب کربلا اشک می‌ریخت. و گاهی نیز برای پیام رسانی از زبان شعر استفاده می نمود.

حراست از دستاوردهای نهضت عاشورا

6- پاسداری از دستاوردهای نهضت عاشورا. از آنجا که حضرت سجاد علیه السلام تنها بازمانده‌ی جریان قیام عاشورا بود، همواره تا لحظه شهادت، هم اهداف و عملکرد سیاسی نهضت را بیان می‌کرد و هم یاد و خاطره شهدای کربلا را گرامی‌می داشت؛ یادی که می‌تواند به‌سان مشعلی فروزان به جامعه اسلامی نور و حیات و شعور ببخشد و جریان نفاق و ظلم را افشا کند.
او هم به زیارت قبر پدرش می‌رفت، هم خاک مطهر آن قبر را مهر نماز خود کرده بود، هم انگشتر پدر را به دست می‌نمود.

تنظیم برنامه زندگی

امام برنامه زندگی و رفتارهای اجتماعی خود را به گونه‌ای تنظیم کرده بود که کوچکترین بهانه‌ای برای برخورد خشن، سرکوب‌گرانه و حذفی به دست دشمن ندهد. در دوران خلافت امثال « حجاّج » و « هشام » به گونه‌ای رفتار می‌کرد که به طور کلی کسی انگشت اتهام به سویش نمی‌گرفت و « خیر لا شر فیه » و « علّی الخیر » لقب گرفت. او با این شیوه، هم جان خود و شیعیان خود را از ستم نظام اموی محافظت نمود و هم زمینه لازم را برای پیاده کردن نقشه‌های بلند مدت خود در جامعه فراهم آورد.
به عنوان نمونه در ارائه گزارش به مردم مدینه پس از برگشت از سفر اسارت، هیچ بهانه‌ای به دست دشمن نداد؛ همین طور در جریان « قیام حرّه» که باعث حفظ خون عده زیادی از مردم شد.

شناخت دقیق از جبهه حق و باطل

8- شناخت دقیق از نقاط ضعف و قوت طرفداران حق و نقاط ضعف جبهه باطل و تلاش برای از بین بردن نقاط ضعف جامعه طرفداران حق و استفاده از نقاط ضعف جبهه باطل جهت وادار کردن آن به انفعال.
یکی از نمونه‌ها توجه به روحیه یأس و ناامیدی در پیروان اهل بیت است که او با این نقطه ضعف بزرگ به مبارزه برخاست و برای از بین بردن آن تلاش کرد و به‌این وسیله در بازسازی جامعه شیعه پس از آسیب‌های بزرگ نقش اساسی را بازی کرده و از این طریق قوی‌ترین عملکرد سیاسی خود را به اثبات رساندند.

بازسازی جامعه شیعه

بازسازی کلی و همه‌جانبه جامعه شیعه و پیروان رسمی اهل بیت علیه السلام که پس از قیام حضرت ابی عبدالله علیه السلام از هم پاشیده و تقریباً مضمحل شده بود به‌گونه‌ای که بر اساس نقلی از خود حضرت سجاد علیه السلام. در مجموع مکه و مدینه بیست نفر محب برای حضرت وجود نداشت؛ حال تعداد شیعیان واقعی را از این حدیث می‌توان حدس زد.
در پی تدبیر حکیمانه بلندمدت حضرت علی بن الحسین علیه السلام و با شناخت عمیق از وضعیت عمومی اجتماع، و دست زدن به کارهای فرهنگی و تربیتی گسترده از طرق مختلف، کم کم به تعداد شیعیان اضافه شد و افراد موجود در عقائد خود راسخ شده و از پیرایه ها و انحرافات پالایش گردیدند و به فرموده حضرت صادق علیه سلام: « ثم ان الناس لحقوا و کثروا » مردم کم کم ملحق شدند و تعداد پیروان حضرت زیاد شدند و جامعه شیعی هویت خود را باز یافت.

مبارزه عمیق با انحرافات فکری

مبارزه عمیق با انحرافات فکری و عقیدتی که در جامعه اسلامی گسترش پیدا کرده بود، انحرافاتی که یا نظام منحرف سیاسی بخاطر اغراض پلید خود به آن دامن می زد از قبیل عقیده به جبر که توسط « معاویه » پایه گزاری شد و یا عقیده به « تشبیه و تجسم » در مورد خداوند متعال که ذات اقدس او را به جسم پنداشته و یا او را به موجودات دیگر تشبیه می کردند و همچنین عقیده هرزه «ارجاء » که گروه « مرجئه » مروج آن بودند و همه در راستای اهداف فرهنگی و سیاسی بنی امیه بود؛ و یا به خاطر دور ماندن علاقه مندان به دودمان پیامبر از آنها، در بین جامعه محبین آل رسول گسترش یافته بود از قبیل عقیده به غلوّ و یا گرایش به «کیسانیه ».

حضرت سجاد علیه سلام در همه این زمینه ها با برنامه های حساب شده به تلاش فرهنگی وسیع دست زدند و بطلان این گرایشها و عقائد انحرافی را اثبات و عقائد صحیح و واقعی را در بین جامعه اسلامی مطرح و آن را تبلیغ کردند. و این عملکرد قویترین برخورد اجتماعی با نظام سیاسی حاکم بود.

بیان صحیح معارف دین

مطرح نمودن صحیح مصادر اصلی معارف دین حنیف از قبیل قرآن و سنت در جامعه و اقدام برای تفسیر و بیان معارف اصیل قرآن و تطبیق آن بر حقائق موجود در جامعه و به ویژه اهتمام به نقل حدیث به شدت از طرف دستگاه اموی جرم تلقی می شد.

اعلام رسمی امامت

اعلام رسمی و رسای اصل بنیادین « امامت » در مکتب اسلام به جامعه و معرفی صریح خود به عنوان « امام »، موضوعی که به شدت می توانست مخاطره آمیز باشد. اما نظر به جایگاه والای عنصر امامت در سعادت فرد و جامعه، امام به اشکال و گونه های مختلف و در زمانها و مکانهای متعدد، این امر را اعلان و از آن گذشته به صورت دائمی در مناجاتها و ادعیه و نامه های خود به آن پرداخته، اصل امامت را به عنوان یکی از اصول اصیل اعتقادات معرفی می فرمود.

به بیان فضائل و کمالات امامان می پرداختند و جایگاه انحصاری و والای آنان را یاد آور می شد. نمونه های آن را در برخورد با « محمد بن حنفیه »، ابوخالد کابلی، و در دعاهای روز عرفه و روز جمعه و عید قربان می توان مشاهده کرد.

تربیت یاران در برخورد با مخالفین

تعلیم کیفیت برخورد با مخالفین به یاران خود، از آن جمله نماز خواندن با آنان در روزهای جمعه و سپس اعاده آن. این نحو سلوک که برخوردار از یک بینش سیاسی عمیق است به جامعه شیعی تعلیم می دهد که محافظت بر وحدت در یک جامعه یک اصل است و در عین حال اصالت رفتار و بینش حق نباید دستخوش خدشه قرار گیرد.

پایه گذاری فقه تشیع

پایه گزاری مبانی فقه تشیع و مبارزه با انحرافات فقه شیعی؛
از آن جمله مسئله « قیاس » که امام به صراحت با آن به مخالفت برخاست. فعالیت امام در وادی فقه چنان گسترده بود که « افقه (فقیه ترین) » فقها در مدینه معرفی گردید.

نشان دادن قدرت الهی

نشان دادن قدرت الهی و تکوینی « امام » به جامعه و سردمداران نظام سیاسی که از قدرتهای پوشالی ظاهری بهره مند بودند؛ به گونه ای که در موارد متعدد با برخورد با امام همه وجودشان مملو از رعب و وحشت می شد و از این رو نهایت احترام را به آن بزرگوار مبذول می داشتند.

از این گذشته، امام قدرت تکوینی خود را به گونه های دیگر نیز نشان می داد؛ از آن جمله اقدام به باز سازی کعبه با مهار ماری که به امر الهی مانع از این کار توسط جلّاد پلید « حجاح بن یوسف ثقفی » بود و یا رها کردن خود از چنگ دژخیمان عبدالملک و باز کردن غل و زنجیر هایی که آنان بر پای و دست او گذاشته بودند و سپس رفتن به قصر عبدالملک و برخورد تند با او به گونه ای که همه وجودش پر از رعب و وحشت گردید.

هماهنگی با انقلابات

-- تنظیم دقیق و سیاستمدارانه ارتباط خود با انقلابات بر علیه نظام سیاسی حاکم که با رنگ و لعاب شیعی و ولاء و محبت اهل بیت انجام می شد از قبیل « نهضت توابین » و « قیام مختار »، به گونه ای که در آن شرائط حساس سیاسی، مرکزیت امامت در معرفی مجدد تهاجم قرار نگرفته و در عین حال نهایت بهره برداری از آن و حرکتهای انقلابی صورت گرفته و کمک رسانی و امداد به مجاهدین و مبارزین دچار مشکل نگردد.

برخورد هوشمندانه با فتنه ابن زبیر

-- برخورد هوشمندانه با فتنه « ابن زبیر » و احساس نگرانی از شخصی که در طول حیات خود با اهل بیت علیهم السلام دشمن بود و استقرار وحاکمیت او در مکه باعث مشکلات کلانی را برای مجموع جامعه اسلامی می شد.

برخورد همه جانبه و عمیق و روشنگرانه با اعوان و انصار نظام سیاسی ظالم از علماء در باری و غیره. به عنوان نمونه روند برخورد امام با « زُهری » قابل دقت و توجه است که چگونه با شیوه های مختلف سعی در تنبّه او و ارائه بینش صحیح در زمینه ارتباطات ناسالمش با دستگاه اموی داشت و مجرم بودن او را در این زمینه از یک سو و سوء استفاده های کلان دستگاه ظالم را از این ارتباط از سوی دیگر، برای او خاطر نشان می ساخت.

دلسوزی نسبت به وضعیت عمومی جامعه در زمینه های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و بودن در وسط میدان اجتماع و احساس مسئولیت داشتن در قبال مشکلات مردم و اقدام برای رفع آن، نمونه هائی از این امور در بررسی بعد فرهنگی، بعد اجتماعی و بعد اقتصادی زندگانی حضرت است.

مبارزه با مدعیان زهد

مبارزه عینی و عملی با مدعیان زُهد و تصوّف که در مقابل مکتب اهل بیت دکان باز کرده بودند و بدین وسیله باعث گمراهی مردم می شدند.
در این زمینه، امام حضرت از یک سو خود عالیترین تصویر از زُهد صحیح را از نظر علم و عمل با عملکرد درخشان خود و نگارش « صحیفه الزهد » به نمایش می گذاشت و از سوی دیگر با زاهدان صوری و صوفی مسلکان دروغگو: کذب ادعای آنان را به مردم نشان می داد و بی بهره بودن آنان را از کمال و قرب واقعی نزد خداوند متعال روشن می ساخت.

موعظه مردم

اهتمام به موعظه مردم و بیان مستمر مضرّات دنیا زدگی و پرهیز از گرایش به زرق و برق دنیا که به خاطر حاکمیت افراد شهوتران و ماده پرست اموی به شدت در مردم گسترش پیدا کرده بود و آثار سوء خود را حتی در قلب عالم اسلام یعنی مدینه بر جای گذاشته بود تا جائیکه آنها شهر مقدس را بصورت پایگاه عیاشی و خوش گذرانی عده ای از درباریان در آورده وفسق و فجور سر تا سر آن را فرا گرفته بود.

امام با مظاهر فساد از این قبیل مبارزه می نمود و خود نیز عملاً الگوی دنیا گریزی بود. هر هفته در مسجد پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم به وعظ مردم می نشست و به هر مناسبت مردم را از گرایش به « دنیا » بر حذر می داشت.

تعلیم و تربیت غلامان

بهره برداری سیاستمدارانه و حکیمانه از یکی از مشاکل عمومی اجتماعی که همان مسئله برده داری بود. حضرت با اقدام به خرید و سپس تعلیم و تربیت آنان در مکتب فضائل و کمالات علمی و عملی خود و آزاد کردن آنها به هر مناسبت و به ویژه در شب عید فطر، بالاترین خدمت را به جامعه انجام می داد تا آنجا که بر اساس بعضی از نقلها در پرتو این سیاست، لشگری از آزادشدگان که همگی عاشق و واله حسن اخلاق و کمالات امام بودند و خود را فدائی ایشان به حساب می آوردند فراهم آمد.

تربیت عناصر انقلابی

تربیت عناصر انقلابی، فرهیخته و مهّذب که بالاترین درجات علم و کمال را حائز بودند. افرادی که هر یک مشعلدار هدایت در جامعه بوده و افکار صحیح و ناب و ایده های امام را در بین مردم می گستراندند. در این زمینه گذشته از حضرت باقر علیه سلام فرزندان دیگر حضرت مانند « حسین اصغر » و « حضرت زید » - آن انقلابی بزرگ و عالم آل رسول که با شهادت خود افتخار بزرگی برای دودمان علوی آفرید - قابل توجه می باشند. و از اصحاب امام، جناب « سعید بن جبیر »، «یحیی ابن ام طویل » که هر دو به دست پلید « حجاج » به شهادت رسیدند و « ابو حمزه ثمالی » و « ابان بن تغلب » و دیگران را می توان نام برد که همگی از افتخارات مکتب علم و عرفان می باشند.

امر به معروف و نهی از منکر

اهتمام جدی به امر به معروف و نهی از منکر در طول زندگی که از « بالاترین مرتبه جهاد که همان ارائه کلمه حق نزد سلطان جائر » است (افضل الجهاد کلمه حق عند سلطان جائر )، شروع و به سایر مراتب جهاد و مبارزه با مظالم و مفاسد ختم می شود.
آری امام در تعیین نوع جهاد خود، این جهاد را گزینش نمود و هرگز از امر به معروف و نهی از منکر در شرائط تقیه فروگذار نکرد و خود فرمود: ترک کننده امر به معروف و نهی از منکرمانند کسی است که کتاب خداوند را به پشت سر خود انداخته باشد مگر در شرائط « تقیّه »، و تقیه این است که فرد از سوی جبّاری ستیزه جو و طغیان گر تهدید شود. (اعیان الشیعه، 1/637)

مترصد بودن برای افشای چهره کریه دستگاه سیاسی حاکم به هر مناسبت: امام در هر فرصتی که در طول حیات پر بارش پیش می آمد، دست به تبین مقاصد سیاسی غاصبین و عملکرد آنان می زد که به عنوان نمونه می توان به بیانات گوهربارش در طول سفر اسارت به ویژه خطبه تاریخی اش در مسجد دمشق اشاره کرد. نامه به « محمد بن مسلم بن شهاب زهری »، برخورد با سلاطین اموی و. . . . نیز نمونه های دیگر از این موضوع است.

تبیین جهاد

تبین جامع و کامل معارف کاملاً سیاسی اسلام مانند بحث: « جهاد ».
امام با ارائه تصویر کاملی از ارزش جهاد در راه خداوند متعال و حدود آن و آرزوی خود برای شهادت در راه خدا و تشویق و ترغیب مردم برای شناخت حقیقت جهاد و اقدام به آن با حفظ همه شرائط ،کمال دین و جامعیت بینش سیاسی خود را به اثبات رسانید.

اشراف کامل بر مسائل سیاسی جامعه

اشراف کامل بر مسائل سیاسی جامعه و بودن در میدان جامعه و اعلان رسمی از موضوعات سیاسی مورد نیاز جامعه: امام بر اساس نقل « عبدالله بن حسن بن حسن » هر شب در قسمت انتهائی مسجد پیامبر بعد از نماز عشاء می نشست و « عروه بن العزیز » هم در این جلسه شرکت می کرد و راجع به جور و ظلم بنی امیه صحبت می کرد و سپس از عقوبت الهی که برای آنها در نظر گرفته شده بود یاد می‌کرد. در یکی از این جلسات « عروه » پیشنهاد خروج از شهر را داد و خود هم خارج شد. من هم خارج شدم ولی امام در مدینه ماند و حاضر نشد شهر را ترک کند. چرا که این را نوعی فرار از معرکه سیاست و خالی کردن میدان به نفع ظالمین می دانست.


تعداد بازدید ها: 11303


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..