منو
 کاربر Online
572 کاربر online

آغاز این مقاله

تازه کردن چاپ
فرهنگ > ورزش
(cached)

آغاز این مقاله


ما مخلوقی هستیم که عاداتی داریم و بدون آن عادات نمی توانیم زندگانی کنیم و همین عادات هستند که طبیعت به ما اجازه می دهد به سؤالاتی بدون اندیشه و تفکر به آن ، جواب بگوییم ، زیرااگرغیرازاین بود و ما مجبور بودیم درمقایل هر چیز واضح و ممکنی بایستیم؛ مدتی فکر کنیم ، دیگر وقتی برای کارهای دیگر زندگانی نداشتیم و مجبور بودیم از صبح که از خواب برمی خاستیم و صبحانه می خوردیم در مقابل هر مسئله ای فکر کنیم و وقت خود را تلف کنیم تا شب فرا رسد و آن وقت به بستر خواب برویم بدون اینکه به کاری برسیم و یا عملی انجام داده باشیم بخوابیم.
بین عاداتی که داریم بعضی از آنها بد هستند و باید اصلاح شوند ، قسمت دیگری خوب هستند که باید بهتر شوند و بهبود یابند و برخی عالی و ممتازند و زندگی را شیرین و مطبوع می سازند ولی وجود آن عادت در ما ناقص است و باید با سعی و کوشش به درجه کمال برسد.
خودتان را آماده کنید من تصمیم دارم شما را به شوق بیاورم تا اینکه شما احساس کنید شادی و نشاط تازه ای در سراسر وجود شما پیدا شده است شادی و لذت زندگی را طوری احساس کنید که تاکنون احساس نکرده اید بطوری که سراسر وجود شما از شادی و تندرستی و لذت زندگی به جنبش در آید زیرا من مأموریت دارم شما را به جنبش درآورم.
من می خواهم شما را از راه های لگدسال شده و مبتذل عادی گذشته خارج کنم و به راه نویی رهبری نمایم. شما باید خود را عوض کنید. چگونه؟
در آغاز شما خودتان را در آیینه طوری ببینید که در گذشته هیچوقت ندیده اید شما یک وجود مشتعل و تازه ای هستید ، در آیینه نگاه کنید و خود را ببینید البته اگر آن آیینه بی عیب و نقص باشد بهتر است .
خوب در آیینه نگاه کنید، زیرا شما شخصی را تماشا می کنید که در طول زندگانی، (زندگانی دراز و طولانی شما) بهترین دوست شما خواهد بود و آنچه را می بینید باید شما را خوشبخت سازد و به شما شادی و لذت بخشد.
آیا کمی شرمساری دارید و اندکی در زحمت هستید؟ و از این حیث ناراضی می باشید ؟ فوراّ جواب بدهید و این جواب را به بعد موکول نکنید و به این ترتیب به عادت تازیی خود بگیرید.
به این نگریستن در آیینه اینقدر ادامه بدهید تا اینکه یک شمای خیلی جوان ، خیلی سالم ، و خیلی خوشبخت را در آن ببینید و این کار خواهد شد و شما آن را بزودی خواهید دید و من از این جهت به شما قول و اطمینان می دهم.
اما شما باید به عقل و روح خویش نیز نگاه کنید و این کار شاید برای عده زیادی از بین ما لازم باشد که روح خود را کاملاّ پاک و مصفا سازیم از ترحمی که برای خود داریم شفقتی مه به نفس خود نشان می دهیم نخوت شخصی و به عبارت دیگر از خودخواهی و خودپرستی که روح خود را خسته کرده ایم باید دست برداریم و آنرا آزاد و سبکبار کنیم.
من میخواهم بگویم اطمینان به نفس، احترام به خویش ، اعتقاد ودیسیپلین به خود باید جایگزین صفات سابق شود.
واکنون باز هم خود را درآیینه ببینید شما خود را در چه حالتی می بینید و چه احساس میکنید؟.
آیا مضطرب و دچار رنج روحی هستید؟ اگر اینطور است باید با آن وداع گویید زیرا از این وضع، شما طرفی نمی بندید و کمترین سود و نفی نمی برید زیرا این احساسات به مثابه موریانه هایی هستند که بر ستون وجود شما میریزند و تندرستی و خوشبختی شما را برباد میدهند.
در طی آخرین جنگ جهانی ، میلیونها آمریکایی فهمیدند که (یک کشتی خوشبخت) چه بود؟ کشتی خوشبخت آن کشتی بود که خوب مستقل و منظم شده و افراد آن دارای اخلاق خوب بودند و به کشتیبان و فرمانده خویش احترام می گذاشتند و کشتیبان نیز به آنها احترام گذاشته و برای خودش چون برای آنها می جنگید یک کشتی خوشبخت به مراحل رشد و کمال رسیده بود ، افراد آن کشتی با خطر بازی نمیکردند ولی می دانستند که بهترین راه دوری از خطر این است که با هوشیاری و فراست هر چه تمامتر که ممکن است باید با خطر روبرو گردند.
یک کشتی خوشبخت بالغ بود، افراد آن بالغ بودند و فرمانده و کشتیبان آن بالغ بود. این مقاله مثل همان کشتی باید مقاله ای خوشبخت باشد و ما باید تصور نکنیم که پیروی از راه خوشبختی و تندرستی باید سرگرمی بدون هدفی باشد که شاعران مو دراز و طرفداران مسلک و اسلوب ایده آلیسم به آن دسترسی دارند. دموکراسی بر اساس ایده آل های زندگی، بر آزادی و خوشبختی استقرار یافته و کشتی وجود ما وقتی خوشبخت است که من و شما به کمال رشد برسیم و از مزایای گرانبهایی چون (حیات ، آزادی ، خوشبختی) بهره ور گردیم.
پس این مقاله ، خوشبخت خواهد شد و در عین حال برای هر کدام از شما مقاله ی شخصی خواهد بود و در این مورد خیلی شخصی و محرم بوده و منحصراّ به شما خطاب خواهد کرد.
این مقاله برای شما و به وسیله من (گیلورد هاوزر) نوشته شده است اما از آنچه بین من و شما می گذرد ، ترس و حراسی به خود راه ندهید زیرا هیچ چیز آن فاش نخواهد شد و همان طور سر پوشیده و مکتوم خواهد ماند.
همان طور که یک پیشوای مذهبی راز و نیازهای پنهانی روح را حفظ می کند و یک سر دفتر امین و درستکار اسرار مشتری هایش را نگهداری می نماید و یا پزشک معالج که طبق اصول اخلاقی که بقراط وضع کرده عمل می نماید ، منهم همینطور برای شما احترام قائل خواهم شد و راز و نیازهای شما را حفظ خواهم کرد و آنقدر که در قوه و قدرت من هست و اجازه میدهد به شما کمک خواهم نمود.
این مقاله ، مقاله ی شخصی است ، زیرا از چیزهایی که در دنیا خیلی خصوصی و محرم هستند و از روابطی که شما با خودتان دارید صحبت میکند.
آری، اما باید به سؤالاتی که برای شما طرح خواهد شد در موردی که یک امتحان و یا یک تجزیه از خوشبختی و تندرستی شما لازم است جواب بگویید.
من سؤالاتی را طرح خواهم کرد و با صداقت و احترام جواب آن را از شما خواهم خواست ولی این معنی را نمیدهد که در این باره تمام قوا را مصرف کنید زیرا شما نباید از نتیجه نهایی آن بگریزید چون سعادت و سلامت شما در خطر است. شما می توانید خوشبخت تر و سلامت تر باشید ، یک جمله قدیمی می گوید دیدن ، اعتقاد پیدا کردن است و من می گویم که شدن اعتقاد یافتن است .
شما شادتر و سعادتمندتر خواهید شد اگر اعتقاد پیدا کنید که چنین خواهد شد. من در اینجا از کتاب: "انسان جدید در جستجوی یک روح که بزرگترین روح کاو جهان" « دکتر کارل یونک» آنرا نوشته است یاد می کنم
دکتر کارل یونک روانپزشک نامی که سی سال است در زوریخ به معالجه بیماران روحی مشغول است می گوید بیمارانی که به او مراجعه کرده اند تا وقتی ایمان و اعتقاد نداشته اند، معالجه نشده اند و وقتی از بیماری خود شفا یافته و درمان شده اند که ایمان و اعتقاد یافته اند. ایمان و اعتقاد به چه؟ ایمان و اعتقاد به آنچه باور کرده اند.
در هیچ دوره ای از تاریخ دنیا چون امروز انسان اینقدر خود را عصبانی ندیده و در فشار احساس نکرده است. این فشارها به مثابه اهرمهایی شده اند که ما را از سر حد شادی و تندرستی دور کرده اند. این فشارهای روحی چون آهنرباهایی شده اند که سعادت شما را به خود کشیده و وجود شما را از آن خالی کرده و در نتیجه موجودی بد بخت و بیچاره ساخته اند که مورد استهزا و مسخره شخص شما نیز قرار گرفته است.

ایجاد و آغاز یک مقاله

قبل از هر چیز ، بگذارید من شروع این مقاله را برایتان نقل کنم و بگویم چرا تصمیم گرفتم آن را بنویسم : در تابستان سالی که مقاله اول گذرنامه زندگانی نوین انتشار یافت من در اروپا بودم و آنچه را انتظار داشتم تصور نمی کردم.
من می دانستم که این مقاله به بیش از شصت زبان ترجمه شده اما با وجود این من خود را برای علاقه خارق العاده و بیش از حدی که به آن ابراز شده بود آماده نکرده بودم.
بعد از خاتمه سخنرانی ها ، ضیافت و مهمانی ها ، خواستن امضاء و مصاحبه ها و جواب به سؤالاتی که از من می شد و خواندن نامه هایی که از کشورهای مختلف جهان به من می رسید من به ویلای خود در «تائورمینا» (Taormina) سیسیل واقع در کنار دریای مدیترانه پناه بردم و در آنجا گوشه گیری کردم زیرا مسافرت اروپا مرا خیلی خسته کرده بود.
وقتی من در آفتاب استراحت می کردم و یا خود را بدست امواج داده و آب تنی می کردم در حالی که در کنار این دریای آبی رنگ و بی جزر و مد تمدد اعصاب می کردم یا در زیر رواق با دوسی (سگ من) نشسته بودم و او روی زانوها و یا پیش پاهای من می خوابید من به چیزی که در این مسافرت به شدت مرا تحت تأثیر خود قرار داده بود فکر می کردم و آن این بود که من برای خدمت به دیگران فوق العاده با اشتیاق و دلگرم شده ام و در این فکر بودم که به چیزهای مهم و بزرگی برخوردم که به اندازه' مجموع ملت های جهان بزرگ است. این سخنرانیها. ضیافتها. نشانهای شهرت و توجهی که نسبت به من معطوف شده برای شخص من نبوده است بلکه به خاطر چیزی بوده است که من آن را معرفی کرده و در جنبشی که به وجود آورده ام سهمی در آن داشته و جزیی از آن بوده ام.
آری ، من هم به این جریان و نهضت کشیده شده بودم و از این جهت دلگرم و با حرارت و خوشبخت و سعادتمند بودم زیرا تمام دوران سن کمال من به مصرف کمک به دیگران رسیده است.
من تصمیم گرفته بودم مقاله ای بنویسم که دربارهّ مسائل مهمی چون بهترین اغذیه و بهترین عادات تغذیه گفتگو کند و این مقاله را نوشتم و بعدها متوجه شدم باید از موضوعات و مسائل دیگری هم چون مزایایی که وجود ما می تواند از دنیاهای عجیبی، در آن زندگی می کنیم مخصوصاّ مزایای که از دنیای آفتاب ، خاک ، هوا و آب می تواند بهره برد ، بحث کنم و همچنین از موضوع مهمی چون توجه و مراقبت از غذای روح و تتبع درباره عادات خوب روح ، و طریقی که جسم و روح بتوانند با هم همکاری کرده و آنطور که لازمه هردو است خانه مشترک یکدیگر را حفظ و نگهداری کنند بحث کنم.
زیرا ما انسان هستیم و در عالم انسانیت ، باید اعمالی از خود نشان دهیم که
لازمه آن تربیت روح است تا روح انسانی ما پرورش نیابد و اعمال نیکی از خود نشان ندهد محال است که ما در شمار آدمیان بحساب آییم.
پس این مقاله درباره این موضوعات گفتگو می کند ولی باید بدانید من از بدن شما آنطور که یک پزشک مواظبت می کند ، مواظبت نمی کنم! من چیزی از دارو و دواها نمی دانم . چاقوی جراحی ندارم، نیمکتی که شما را روی آن بخوابانم و حرکات قلب و سینه شما را گوش دهم بکار نمی برم، من آزمایشگاه ندارم تا مایعات و بافته های بدن شما را تجزیه کنم.
من اسباب و ماشین هایی را که برای سنجش حرکات بدن شما بکار می رود اجاره نکرده و بکار نمی برم.
اما من، فرض می کنم بهتر از هر کس، شما می دانید چه وقت و در چه صورتی سالم و خوشبخت هستید و فرض می کنم در آخرین تجربه ، شما کسی هستید که می دانید چه کسی خیرخواه شماست و برای شما خوبست، من فرض می کنم شما شخصی هستید که وقتی برای مشاوره پیش پزشک و یا روانشناس می روید باید اراده کنید و تصمیم بگیرید و من ترجیح می دهم اگر زودتر بروید بهتر آنست که دیرتر بروید.

من عقیده دارم، یک مثقال پیش بینی و احتیاط بیش از یک خروار توجه و مراقبت ارزش داردو پیشگیری بهتر از درمان است.

من از دنیای آفتاب به طرزی که ستاره شناسان و منجمین سخن می گویند از دنیای خاک بطوری که زمین شناسان بحث می کنند ، از دنیای هوا به طریقی که فیزیکدان ها می گویند و از دنیای آب بطوری که شیمی دان ها گفتگو می کنند، سخن به میان نخواهم آورد. زیرا اینها کارشناسان و متخصصینی هستند که معلومات و اطلاعات اختصاصی دارند. فرهنگی مخصوص و مجموعه اصلاحات فنی علمی مخصوص به خود دارند که به کمک آن ، معلومات خود را بیان می کنند و نه من و نه شما نمی توانیم آنها را بفهمیم هر چند، در مرحله آخر ما از اکتشافات آنها بی اندازه استفاده می بریم.
پس، به من اجازه بدهید، این دنیاها را همانطور که خود من می بینم و اطلاعاتی که درباره آن به دست آورده هم به شما نشان دهم.
من معتقدم، آنها برای خوشی، بهبود تندرستی ، خوشبختی و سرگرمی شما به وجود آمده و در کارند. آری، منهم می گویم، سرگرمی و مشغولیت شما، زیرا من تصور می کنم، سرگرمی و تفریح چیزی است که هر فرد انسانی حق دارد خود را به آن مشغول داشته و از مزایای آن حظ و لذت برد.
ما می دانیم ، تفریح و خنده برای جسم و روح ما عالی است و انسان کامل کسی است که شادی و خوشحالی را نه فقط چیزی اصلی و اساسی بلکه وظیفه و تکلیف لازمی برای خود بداند.



تعداد بازدید ها: 10370


ارسال توضیح جدید
الزامی
big grin confused جالب cry eek evil فریاد اخم خبر lol عصبانی mr green خنثی سوال razz redface rolleyes غمگین smile surprised twisted چشمک arrow



از پیوند [http://www.foo.com] یا [http://www.foo.com|شرح] برای پیوندها.
برچسب های HTML در داخل توضیحات مجاز نیستند و تمام نوشته ها ی بین علامت های > و < حذف خواهند شد..